تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت هشتاد و چهارم :
*****
میرزا احمد محطاتانه نگاهش را در اطراف مهمان سرا چرخاند و زمانی که از پشت پنجره های اوروسی شهباز خان را در حال پایین آمدن از پلکان دید، رو به دو مامور قزاق همراهش گفت:
_آمد. حواستون رو جمع کنید.
بلافاصله مامور ها از روی صندلی بلند شدند و اسلحه های خود را به حالت اماده باش در دست گرفتند.
شهباز خان در حالی که هنوز با دکمه های آستین خود درگیر بود، با عجله وارد مهمان سرا شد؛ اÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌻💗💝
۱۰ ماه پیشفخری
2قلمت مانا نرگس جان خسته نباشی عالی بود 🙏🏻❤🌹
۱۰ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏♥️
۱۰ ماه پیشمرضیه
2عالی بودعزیزم .یه دونه ای ❤️❤️
۱۰ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💞🌷
۱۰ ماه پیشسهیل۲۹
2دمت گرم میرزا احمد..آفرین بهت پریزاد👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
۱۰ ماه پیشاذر
1قزاق ها چی شدن
۱۰ ماه پیشالی
3من که از حیله های شهباز میترسم.سربازا چی شدن؟نکنه گولشون بزنه
۱۰ ماه پیشاکرم بانو
1خداروشکر👏👌🙏🙏🙏🙏
۱۰ ماه پیششکوه
2یه دونه ای نرگسییییییی اونم واسه نمونه ای خوشمان آمد😊😚🤗پارت خوبی بود
۱۰ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
😊❣️
۱۰ ماه پیشبانو
1نویسنده جونم خیلی پارت حساسی بود لطفا برا امشب پارت هدیه بده
۱۰ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
فعلا امکانش نیست متاسفانه🙏🥺
۱۰ ماه پیشبانو
1بازم مثل همیشه زیبا و دلنشین بود هیچ پارتی تکراری یا تقلب نیست نمیتونی فکر کنی قرار چه اتفاقی بیفتد
۱۰ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏🥰♥️
۱۰ ماه پیشسعادت
1وای تو رو خدا سریع برید
۱۰ ماه پیشستاره
4وای خداراشکرهمین که پریزادزن شهبازنیست جونشابرداره وبره خوبه
۱۰ ماه پیشراز
2کاشکی میرفتن اگه شهباز دهن قزاقا رو پر نکرده باشه ک بعید میدونم
۱۰ ماه پیشهناسه
3مشکوک.نمیتونم باور کنم اومد به همین راحتی از اتاق بردش بیرون و اونا سکوت کردن و جلوشون رو نگرفتن.
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا z
2خسته نباشی نویسنده توانا 🙏😘❤️