تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت هشتاد و چهارم :
*****
میرزا احمد محطاتانه نگاهش را در اطراف مهمان سرا چرخاند و زمانی که از پشت پنجره های اوروسی شهباز خان را در حال پایین آمدن از پلکان دید، رو به دو مامور قزاق همراهش گفت:
_آمد. حواستون رو جمع کنید.
بلافاصله مامور ها از روی صندلی بلند شدند و اسلحه های خود را به حالت اماده باش در دست گرفتند.
شهباز خان در حالی که هنوز با دکمه های آستین خود درگیر بود، با عجله وارد مهمان سرا شد؛ ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌻💗💝
۸ ماه پیشفخری
2قلمت مانا نرگس جان خسته نباشی عالی بود 🙏🏻❤🌹
۸ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏♥️
۸ ماه پیشمرضیه
2عالی بودعزیزم .یه دونه ای ❤️❤️
۸ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💞🌷
۸ ماه پیشسهیل۲۹
2دمت گرم میرزا احمد..آفرین بهت پریزاد👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
۸ ماه پیشاذر
1قزاق ها چی شدن
۸ ماه پیشالی
3من که از حیله های شهباز میترسم.سربازا چی شدن؟نکنه گولشون بزنه
۸ ماه پیشاکرم بانو
1خداروشکر👏👌🙏🙏🙏🙏
۸ ماه پیششکوه
2یه دونه ای نرگسییییییی اونم واسه نمونه ای خوشمان آمد😊😚🤗پارت خوبی بود
۸ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
😊❣️
۸ ماه پیشبانو
1نویسنده جونم خیلی پارت حساسی بود لطفا برا امشب پارت هدیه بده
۸ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
فعلا امکانش نیست متاسفانه🙏🥺
۸ ماه پیشبانو
1بازم مثل همیشه زیبا و دلنشین بود هیچ پارتی تکراری یا تقلب نیست نمیتونی فکر کنی قرار چه اتفاقی بیفتد
۸ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏🥰♥️
۸ ماه پیشسعادت
1وای تو رو خدا سریع برید
۸ ماه پیشستاره
4وای خداراشکرهمین که پریزادزن شهبازنیست جونشابرداره وبره خوبه
۸ ماه پیشراز
2کاشکی میرفتن اگه شهباز دهن قزاقا رو پر نکرده باشه ک بعید میدونم
۸ ماه پیشهناسه
3مشکوک.نمیتونم باور کنم اومد به همین راحتی از اتاق بردش بیرون و اونا سکوت کردن و جلوشون رو نگرفتن.
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا z
2خسته نباشی نویسنده توانا 🙏😘❤️