پارت هشتاد و سوم :

شهباز خان که در بدو ورود با دو چشم سیاه عاشق کش رو در رو شده بود، با دیدن آن زیبایی سحر انگیز و کمند گیسوان دلفریب، بی اراده به سمت دخترک قدم برداشت و همچون مردی مسخ شده لب هایش را لیسید و گفت:
_بخدا که اگه اجازه میدادم نصیب اون بی صفت بشی به خودم خیانت کرده بودم!
پریزاد که با شنیدن صدای پر حرارت شهباز تازه به خود آمده بود، تکانی خورد و در حالی که سعی داشت موهایش را با دست بپوشاند گفت:

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ووووووو. و

    0

    اصلا لایق کمک کردن نیست این شهباز%بزار تو منجلابی که هست گیر کنه

    ۸ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    خسته نباشی بانو💞💯🙏❤️

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🙏♥️🌹

    ۸ ماه پیش
  • فخری

    1

    سپاس فراوان نرگس جان خوش قلم خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار دستمریزاد.ممنون از رمان خوبت. عالی بود 🙏🏻🌹❤

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌷💝💖

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    مرسی نرگسی جون فکرکنم این پارت هدیه بوددرسته ممنونم راستی چه عکس ماهرخ مارصفت بهش میاد دستمریزاد

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    بله پارت هدیه بود🙏💞

    ۸ ماه پیش
  • سعادت

    1

    وای خدا را شکر که بخیر گذشت سپاس فراوان بانو 🥰🥰

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💖💗

    ۸ ماه پیش
  • شهد

    0

    ممنون بابت پارت هدیه

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💝🌺

    ۸ ماه پیش
  • شکوه

    2

    پری کوچولو داره بزرگ میشه🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹قوی باش قشنگم. ممنون از پارت هدیه نرگسییییییی جونمممم

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🥰🌹♥️

    ۸ ماه پیش
  • آمنه

    1

    بانو کجایید که بعد چند روز اومدم ودیدم چه بر سر دختر نازنین ما اومده حالا بیقرارم کردید اخه سیاوش کجاست به داد پری برسه پارتها عالی

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    😊🌹❣️

    ۸ ماه پیش
  • زری

    2

    ممنونم نرگس جان عاشق این فراز و فرودهای داستانتم 👌

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    نوش نگاهتون عزیز دلم😍♥️

    ۸ ماه پیش
  • هیفا

    2

    خوبه پریزاد دوباره قوی شو اینقدرضعیف وبدبخت نباش پاشو یه کاری کن

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    4

    یه لحظه فک کردم سیاوش پشت دره...

    ۸ ماه پیش
  • الی

    0

    الهی شکر.امید تودل هممون روشن شد

    ۸ ماه پیش
  • هناسه

    4

    سیاوش که نیومد میرزا احمد تو به دادش برس و شر این نامرد رو از سر پریزاد دور کن و بگو عقدشون باطل هست

    ۸ ماه پیش
  • مرضیه

    2

    پس چراسیاوش نمیاد بیچاره پریزاد💔

    ۸ ماه پیش
  • ندا

    4

    خداکنه پریزاد نجات بده واقعا دیگه عصبی شدم اما کاشک پریزاد یکم جسور زنگ بود

    ۸ ماه پیش
کپی شد!