پارت هشتاد و سوم :

شهباز خان که در بدو ورود با دو چشم سیاه عاشق کش رو در رو شده بود، با دیدن آن زیبایی سحر انگیز و کمند گیسوان دلفریب، بی اراده به سمت دخترک قدم برداشت و همچون مردی مسخ شده لب هایش را لیسید و گفت:
_بخدا که اگه اجازه میدادم نصیب اون بی صفت بشی به خودم خیانت کرده بودم!
پریزاد که با شنیدن صدای پر حرارت شهباز تازه به خود آمده بود، تکانی خورد و در حالی که سعی داشت موهایش را با دست بپوشاند گفت:

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ووووووو. و

    0

    اصلا لایق کمک کردن نیست این شهباز%بزار تو منجلابی که هست گیر کنه

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    خسته نباشی بانو💞💯🙏❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🙏♥️🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • فخری

    1

    سپاس فراوان نرگس جان خوش قلم خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار دستمریزاد.ممنون از رمان خوبت. عالی بود 🙏🏻🌹❤

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌷💝💖

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    مرسی نرگسی جون فکرکنم این پارت هدیه بوددرسته ممنونم راستی چه عکس ماهرخ مارصفت بهش میاد دستمریزاد

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    بله پارت هدیه بود🙏💞

    ۱۱ ماه پیش
  • سعادت

    1

    وای خدا را شکر که بخیر گذشت سپاس فراوان بانو 🥰🥰

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💖💗

    ۱۱ ماه پیش
  • شهد

    0

    ممنون بابت پارت هدیه

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💝🌺

    ۱۱ ماه پیش
  • شکوه

    2

    پری کوچولو داره بزرگ میشه🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹قوی باش قشنگم. ممنون از پارت هدیه نرگسییییییی جونمممم

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🥰🌹♥️

    ۱۱ ماه پیش
  • آمنه

    1

    بانو کجایید که بعد چند روز اومدم ودیدم چه بر سر دختر نازنین ما اومده حالا بیقرارم کردید اخه سیاوش کجاست به داد پری برسه پارتها عالی

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    😊🌹❣️

    ۱۱ ماه پیش
  • زری

    2

    ممنونم نرگس جان عاشق این فراز و فرودهای داستانتم 👌

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    نوش نگاهتون عزیز دلم😍♥️

    ۱۱ ماه پیش
  • هیفا

    2

    خوبه پریزاد دوباره قوی شو اینقدرضعیف وبدبخت نباش پاشو یه کاری کن

    ۱۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    4

    یه لحظه فک کردم سیاوش پشت دره...

    ۱۱ ماه پیش
  • الی

    0

    الهی شکر.امید تودل هممون روشن شد

    ۱۱ ماه پیش
  • هناسه

    4

    سیاوش که نیومد میرزا احمد تو به دادش برس و شر این نامرد رو از سر پریزاد دور کن و بگو عقدشون باطل هست

    ۱۱ ماه پیش
  • مرضیه

    2

    پس چراسیاوش نمیاد بیچاره پریزاد💔

    ۱۱ ماه پیش
  • ندا

    4

    خداکنه پریزاد نجات بده واقعا دیگه عصبی شدم اما کاشک پریزاد یکم جسور زنگ بود

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️