خلاصه رمان عاشقانه تیغ بر پرنیان
تیغ بر پرنیان حکایتی غمبار از درد و رنج رعیت در دوره قاجار و پس از آن است که از زبان دو شخصیت اصلی یعنی سیاوش، چوپانی خسته و شکست خورده از نبرد با روزگار، و پریزاد، عزیز کرده خان بزرگ آبادی های الموت شرقی، روایت می شود. داستان با دلباختگی پسر چوپان آغاز می شود و با وقوع اتفاقی شوم به اوج می رسد. پریزاد که بر اثر وحشت مرگ، مجبور به همراهی با چوپان است، اندک اندک پی به راز هایی تاریک می برد و اسرار چوپان یکی یکی فاش می شوند....
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان تیغ بر پرنیان - پارت 86
سینه دایی مهراب با شنیدن این حرف ها سنگین شد و عذاب وجدان داغ بر روحش گذاشت؛ چرا که با وجود تعریف های سیاوش از پریزاد و نقل هایی که از فداکاری های این دختر شنیده بود، از کرده خود پشیمان شده و تازه میفهمید چه ظلمی در حق او روا داشته! شاید اگر میدانست پریزاد تا این حد با بقیه هم پالکی هایش متفاوت ...
بروزرسانی در : ۲۲۲ روز پیش
-
رمان تیغ بر پرنیان - پارت 85
آخرین نگاه پریزاد به خدمه عمارت سرد شهباز، دلسوزانه بود. با اینکه هیچ یک از خدمه این عمارت سیاه آن زمان که در تنهایی و بی پناهی دست و پا میزد به دادش نرسیده بودند؛ اما محبت و حس مسئولیتی که همیشه در وجود خود دریافته بود، باعث میشد دلش برای این مردم و رنج هایشان بسوزد. زمانی که از پلکان طبقه دوم ...
بروزرسانی در : ۲۲۲ روز پیش
-
رمان تیغ بر پرنیان - پارت 84
***** میرزا احمد محطاتانه نگاهش را در اطراف مهمان سرا چرخاند و زمانی که از پشت پنجره های اوروسی شهباز خان را در حال پایین آمدن از پلکان دید، رو به دو مامور قزاق همراهش گفت: _آمد. حواستون رو جمع کنید. بلافاصله مامور ها از روی صندلی بلند شدند و اسلحه های خود را به حالت اماده باش در دست گرفتند. ...
بروزرسانی در : ۲۲۳ روز پیش
-
رمان تیغ بر پرنیان - پارت 83
شهباز خان که در بدو ورود با دو چشم سیاه عاشق کش رو در رو شده بود، با دیدن آن زیبایی سحر انگیز و کمند گیسوان دلفریب، بی اراده به سمت دخترک قدم برداشت و همچون مردی مسخ شده لب هایش را لیسید و گفت: _بخدا که اگه اجازه میدادم نصیب اون بی صفت بشی به خودم خیانت کرده بودم! پریزاد که با شنیدن صدای پر حرا...
بروزرسانی در : ۲۲۴ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان تیغ بر پرنیان
سلام سلام🤗
خب خب بالاخره عکس شخصیت ها آماده شد. شما عزیزای دل میتونید پایین هر پارت عکس ها رو ببینید. خوشحال میشم نظرتون رو در موردشون بدونم🙏مرسی🥰
Reyhan
در پارت 863من توقع داشتم پایان رمان خوش باشه چون تمامش پر از سختی بود حتی یه لحظه خوش هم نداشتن ! رمان هایی که پایانشون تلخه حداقل خاطرات خوبی در طولش دارن سراسر دردسر و تلخی حقیقتا نپسندیدم و پشیمونم که خوندم
۳ ماه پیشرز♡
در پارت 864مخالف نظر بقیه پایانش معرکه بود عالی بود که مثل همه رمانا قابل پیش بینی و رویایی تموم نشد و این عشق پاک اینجوری جاودانه شد
۳ ماه پیشفرزانه
در پارت 550عالی بودخیلی دوسش دارم
۵ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
♥️🌹
۵ ماه پیشحدیث
در پارت 551خیلی عالی ..قلمتون پرمهر ..تشکر از نویسنده ی توانا 🌱🙏
۶ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💞🌷
۵ ماه پیشمهلا
در پارت 861هم این رمان و هم رمان پریدخت اصلا پایان خوبی نداشت شما به وضوح داری میگی که ظلم برندس میتونستید هر دورو قشنگ تر تموم کنی چون در واقعیت ظلم پایدار نیس دیر یا زود بدی کنی بدی میبینی
۶ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
رمان پریدخت رو بنده ننوشتم عزیزم😊 اگر دقت کرده باشید در پایان رمان توضیحاتی در خصوص پایداری یا عدم پایداری ظلم در فضای آینده قصه داده شده.
۶ ماه پیششهناز
در پارت 550خسته نباشی واقعا عالیه
۶ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💗🌹
۶ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💗🌹
۶ ماه پیشzahra
در پارت 862خسته نباشی نویسنده عزیزم عااالی بود به امید خوندن رمان های بیشتری از شما 💙💙💙💙💜💜💜💜💗💗💗💗
۷ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ممنونم عزیز دلم. 💖💗❣️🌻
۷ ماه پیشاهو
در پارت 862ممنون از رمان قشنگت..خسته نباشی گلم
۷ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ممنون از همراهی شما🌹♥️🥰
۷ ماه پیشاکرم بانو
1روزتون مبارک بانو♥️♥️♥️♥️
۷ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ممنون عزیز دلم🥰♥️
۷ ماه پیشرزا
در پارت 861یه در صد هم فکرش را نمی کردم اینجوری تموم شه خدا قوت نویسنده جان 💞
۷ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
خواهش میکنم ممنونم از همراهیتون عزیزم. ♥️
۷ ماه پیشانا
0چه غمگین تموم شد فکر میکردم پری و سیاوش به هم می رسن ممنون نویسنده جان قلمت مانا
۷ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم🌻❣️
۷ ماه پیشهانا
در پارت 862خسته نباشی گلم بابت رمان زیبات امیدوارم رمان های بیشتری ازت ببینیم
۷ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ممنونم از همراهی شما در این مدت💞
۷ ماه پیشنرگس
در پارت 862واقعا چه داستان غم انگیز و هیجانی بود امید وارم پری زاد نمی ره که ،
۷ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏♥️
۷ ماه پیشهستی
در پارت 811پس سیاوش کی قرار برسه پری ازشراین عوضی نجات بده
۷ ماه پیش

ملیکا
در پارت 10خیلی عالیی