پارت هشتاد و پنجم :

آخرین نگاه پریزاد به خدمه عمارت سرد شهباز، دلسوزانه بود. با اینکه هیچ یک از خدمه این عمارت سیاه آن زمان که در تنهایی و بی پناهی دست و پا میزد به دادش نرسیده بودند؛ اما محبت و حس مسئولیتی که همیشه در وجود خود دریافته بود، باعث میشد دلش برای این مردم و رنج هایشان بسوزد.
زمانی که از پلکان طبقه دوم پایین آمدند, قزاق ها به انتظارشان ایستاده بودند و شهباز خان با عصبانیت پا بر زمین میکوبید.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • پری مامان دخی

    0

    ممنون عالی بود.ینی ماهرخ یواشکی کجا رفت ؟باز چه نقشه ای داره؟

    ۱۰ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💗🌻

    ۱۰ ماه پیش
  • زینب

    0

    انشاالله خیر ببینی نویسنده گلم خیالمون رو راحت کردی

    ۱۰ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    ❣️🌹

    ۱۰ ماه پیش
  • سعادت

    1

    این پارت واقعا لذت بردم خوش حال شدم اوایلش فکر کردم که نکنه دوباره اتفاق بدی رفته ولی بخیر گذشت خدا قوت خانم نارسیس 🌸🌸

    ۱۰ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🙏🌹

    ۱۰ ماه پیش
  • هناسه

    3

    عالی بود خسته نباشی نویسنده جون اما این لیلی و مجنون قصه حالا حالاها باید به دنبال هم بدو بدو کنن .ی کم آرومشون کن با رسیدن و در آغوش گرفتن هم.حالا این وسط چند تا بوس هم اشگال نداره😜😜😜😘😘😘😘😍😍😍😍

    ۱۰ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    😅💝🌺

    ۱۰ ماه پیش
  • مرضبه

    3

    شیری که ازمادرت خوردی حلالت باشه نویسنده جووون عالی بود

    ۱۰ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    مرسی🥰🌹

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    مرسی نویسنده عزیز عالی بودتوروخودااااااا یکم پارتاروطولانی کن تامیاد به دهنمون مزه بده ازجلومون برمیداری میزاریمون توخماری خوشت میادا مرسی بازم

    ۱۰ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    پارت ها طولانی هستن عزیز دلم. همین پارت امشب چهار صفحه و نیم بود ولی به چشم نمیاد😅

    ۱۰ ماه پیش
  • سعادت

    0

    به به بلاخره آقا سیاوش هم آمد که خوش آمد

    ۱۰ ماه پیش
  • شکوه

    2

    آخ جووون داریم به پارتهای اکلیلی نزدیک میشیم 😁🥰💚💙🩵💜❤️🩷🧡💞💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘بسی لذت بردیم نرگسییییییی خانم عزیزم

    ۱۰ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🙏🌹💝

    ۱۰ ماه پیش
  • ابی

    0

    ولی به نظرم شهباز رفته دنبال رفته پریزاد

    ۱۰ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    به به خوشمان امد...سیاوش هم چه ابهتی داره...نکنه شهباز دوباره رفته دنبال پری...

    ۱۰ ماه پیش
  • راز

    1

    اووووووووه سیاوش خان چ شیر خانی شده

    ۱۰ ماه پیش
  • راز

    1

    هر چی ب ماهرخ نگاه میکنم در نظرم عینه ی جادوگره

    ۱۰ ماه پیش
  • الی

    1

    ای جانم خدا رو شکر.بالاخره حق به حقدار میرسه

    ۱۰ ماه پیش
  • شهد

    3

    خدا را شکر بلاخره این کابوس وحشتناک داره تموم میشه

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️