پارت هشتاد و پنجم :

آخرین نگاه پریزاد به خدمه عمارت سرد شهباز، دلسوزانه بود. با اینکه هیچ یک از خدمه این عمارت سیاه آن زمان که در تنهایی و بی پناهی دست و پا میزد به دادش نرسیده بودند؛ اما محبت و حس مسئولیتی که همیشه در وجود خود دریافته بود، باعث میشد دلش برای این مردم و رنج هایشان بسوزد.
زمانی که از پلکان طبقه دوم پایین آمدند, قزاق ها به انتظارشان ایستاده بودند و شهباز خان با عصبانیت پا بر زمین میکوبید.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پری مامان دخی

    0

    ممنون عالی بود.ینی ماهرخ یواشکی کجا رفت ؟باز چه نقشه ای داره؟

    ۹ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💗🌻

    ۹ ماه پیش
  • زینب

    0

    انشاالله خیر ببینی نویسنده گلم خیالمون رو راحت کردی

    ۹ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    ❣️🌹

    ۹ ماه پیش
  • سعادت

    1

    این پارت واقعا لذت بردم خوش حال شدم اوایلش فکر کردم که نکنه دوباره اتفاق بدی رفته ولی بخیر گذشت خدا قوت خانم نارسیس 🌸🌸

    ۹ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🙏🌹

    ۹ ماه پیش
  • هناسه

    3

    عالی بود خسته نباشی نویسنده جون اما این لیلی و مجنون قصه حالا حالاها باید به دنبال هم بدو بدو کنن .ی کم آرومشون کن با رسیدن و در آغوش گرفتن هم.حالا این وسط چند تا بوس هم اشگال نداره😜😜😜😘😘😘😘😍😍😍😍

    ۹ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    😅💝🌺

    ۹ ماه پیش
  • مرضبه

    3

    شیری که ازمادرت خوردی حلالت باشه نویسنده جووون عالی بود

    ۹ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    مرسی🥰🌹

    ۹ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    مرسی نویسنده عزیز عالی بودتوروخودااااااا یکم پارتاروطولانی کن تامیاد به دهنمون مزه بده ازجلومون برمیداری میزاریمون توخماری خوشت میادا مرسی بازم

    ۹ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    پارت ها طولانی هستن عزیز دلم. همین پارت امشب چهار صفحه و نیم بود ولی به چشم نمیاد😅

    ۹ ماه پیش
  • سعادت

    0

    به به بلاخره آقا سیاوش هم آمد که خوش آمد

    ۹ ماه پیش
  • شکوه

    2

    آخ جووون داریم به پارتهای اکلیلی نزدیک میشیم 😁🥰💚💙🩵💜❤️🩷🧡💞💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘بسی لذت بردیم نرگسییییییی خانم عزیزم

    ۹ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🙏🌹💝

    ۹ ماه پیش
  • ابی

    0

    ولی به نظرم شهباز رفته دنبال رفته پریزاد

    ۹ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    به به خوشمان امد...سیاوش هم چه ابهتی داره...نکنه شهباز دوباره رفته دنبال پری...

    ۹ ماه پیش
  • راز

    1

    اووووووووه سیاوش خان چ شیر خانی شده

    ۹ ماه پیش
  • راز

    1

    هر چی ب ماهرخ نگاه میکنم در نظرم عینه ی جادوگره

    ۹ ماه پیش
  • الی

    1

    ای جانم خدا رو شکر.بالاخره حق به حقدار میرسه

    ۹ ماه پیش
  • شهد

    3

    خدا را شکر بلاخره این کابوس وحشتناک داره تموم میشه

    ۹ ماه پیش
کپی شد!