لیست کلیه پارتهای رمان نفس هایم : پارت های 101 تا 105
تعداد کل پارت های منتشر شده : 105
-
رمان نفس هایم - پارت 101
مشغول سروکله زدن با حنانه بود. آنروز دوباره ویرش گرفته بود و شیطنت میکرد. دستهبندی کارها که تمام شد و هنوز به حرفش گرفته بود، فهمید دارد لوندی میکند. از پشت میز بلند شد و با نوک خودکار به صفحهی لبتاب زد: -کارو رو همین فایل کاملش کن و ببندش. جوابش را میدانست اما قری به سر و گردنش داد و پرسی...
بروزرسانی در : ۱۴ روز پیش
-
رمان نفس هایم - پارت 102
-بله! صدای محکم آرش که توی گوش پردیس پیچید، حالش عوض شد. چقدر با آن پسرکِ ۱۴، ۱۵ سال پیش متفاوت بود. بعد از بازگشت، سه بار مقابلش قرار گرفت و همدیگر را به توپ و تشر بستند. اما برای اولین بار بود که میخواست با آرامش و از پشت تلفن با او صحبت کند. بهش گوش بدهد و ازش تقاضایی کند. در مورد نفس. دختری ...
بروزرسانی در : ۱۳ روز پیش
-
رمان نفس هایم - پارت 103
از صفتی که پردیس بهش داد خوشش آمد. اما نمیتوانست هضمش کند. جوابی هم نمیتوانست بدهد. هنوز طعم نسبتش با آن زن برایش گَس مانند بود. کال و نارس! پردیس فهمیدش و خودش ادامه دهندهی آن رابطه شد. خودش باید آن جای خالی طولانی را کمکم پُر میکرد: -مباحث فرمولی چیه اونوقت؟ -یه بازیه بین و من بابا. هر وقت...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
-
رمان نفس هایم - پارت 104
پردیس صدای پرتردید نفس را شنید. شانههایش را تکان داد و گرفت: -آره عزیزم. اون وقتی که اومدم مدرسه نمیتونستم مستقیم بهت بگم کی هستم و پناه چه نسبتی باهام داره. واسه همین وقتی پرسیدی واسه دخترتون دنبال مهد هستید، تایید کردم. اشک نفس اینبار آرام چکید. از توی نگاهی رام شده و معصوم: -تو قلب من همیشه...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان نفس هایم - پارت 105
برای چندمین بار که گوشی را خاموش کرد و روی میز گذاشت، نفس مستقیم نگاهش کرد. چنگال را توی پاستا جا گذاشت و گفت: -زنگخور شما از بابام بیشتره که. -کسی با من کار نداره عزیزم. ایشون یه سیریش خونگیه؟ بابای شما شکر خدا پیشرفت کرده و حتما به خاطر کار باهاش تماس میگیرن. از لبخند مادرش و تعریفی که از پدر...
بروزرسانی در : ۵ ساعت پیش
