دوست داشتی؟
رمان شاهزاده ای از آسمان اثر نارسیس زد ای آر

رمان شاهزاده ای از آسمان

  • زبان فارسی
  • 26.3K 👁
  • 265 ❤️
  • 336 💬

خلاصه رمان فانتزی شاهزاده ای از آسمان

سرنوشتی عجیب در حال رقم‌خوردن است؛ رازی که برای فاش‌شدن به دوازده قربانی نیاز دارد. حسیبا؛ دختری معمولی مثل همه دخترهاست که غافل از سرنوشت شگفت‌انگیزی که در انتظارشه، با پسری به نام آرتین نامزد میشه. آرتین پلیسی وظیفه‌شناس و بی‌باکه که علاقه‌ی چندانی به این ازدواج نداره. در کشاکش داستان، رازی بزرگ در دنیایی از ناشناخته‌ها برملا میشه که…

قسمتی از متن رمان شاهزاده ای از آسمان

_چه خوابی می‌دیدی دخترم؟ می‌تونی برام تعریف کنی؟
ثانیه به ثانیه اون کابوس لعنتی جلو چشمام بود؛ ولی نمی‌خواستم پدر رو به خاطر یه خواب نگران کنم؛ به خاطر همین گفتم:
_نه بابایی، یادم نمیاد.
پدر سری تکون داد و بلند شد که بره. دلم نمی‌خواست این قدر زود تنها شم. دستش رو گرفتم و گفتم:
_بابایی میشه پیشم بمونید و داستان اون شاهزاده رو دوباره برام تعریف کنید؟
لبخند تو چشمای خسته‌اش نشست. می‌دونستم امشب هم مثل چند شب پیش درست و حسابی نخوابیده.
دوباره لبه تخت نشست. من هم از خداخواسته سریع خوابیدم، پتو رو تا زیر گلوم بالا کشیدم و منتظرشنیدن داستان مورد علاقه‌ام شدم.
_تو یه سرزمین دور، پر از قصر‌های بزرگ و زیبا با رودخونه‌های پر آب و زلال و جنگل‌های سرسبز، یه شاهزاده آبی زندگی می‌کرد. شاهزاده‌ای که عاشق خانوادش بود. شاهزاده قصه ما بزرگ‌ترین پسر پادشاه شهری بود، به اسم لاجورد. تو اون سرزمین قلمرو‌های زیادی وجود داشت، همگی هم با هم دوست و متحد بودن و زیر سایه رحمت پروردگار خوش و خرم زندگی می‌کردند تا این که....
قبل از این که ادامه داستانی رو که تقریبا از حفظ بودم بشنوم، خوابم برده بود.
صبح روز بعد با صدای غرغر‌های مامان از خواب بیدار شدم. وای بازم نماز صبح خواب موندم که این جور عصبانیه!
کف دستم رو به پیشونیم کوبوندم و تو دلم خودم رو به خاطر تنبلی سرزنش کردم.
یواشکی از اتاق اومدم بیرون و خودم رو تو دستشویی انداختم. باید چند دقیقه صبر می‌کردم تا آروم‌تر بشه.
بعد از پنج دقیقه بیرون اومدم و در حالی که حوله‌ی زرد رو تو دستای خیسم جابه جا می‌کردم، وارد آشپزخونه شدم.
مامان داشت یکی از اون قرمه سبزی‌های بی‌نظیرش رو بار می‌ذاشت. آروم از پشت نزدیکش شدم و محکم تو بغلم گرفتمش و چند تا ب*و*س آبدار رو لپش نشوندم.
مامان که هیچ‌وقت از این کارا خوشش نمی‌اومد، هولی خورد و کفگیر قرمه سبزی رو روی سرم فرود آورد! قشنگ کله‌ام بوی قرمه سبزی گرفت.
یک لحظه هر دو متعجب به همدیگه نگاه کردیم و قبل از این که داد و بیدادش شروع بشه، تو حموم پریدم.
واقعا عجب شانسی داشتم یه روزم که اومدم بهش ابراز محبت کنم، قرمه‌سبزی تو سرم کوبوند.
عمدا حموم رو طول دادم. در برابر عصبانیتش هیچ شانسی نداشتم. بعضی اوقات فکر می‌کردم بابا خیلی صبوره که این قدر با مامان کنار میاد، شاید هم خیلی نسبت بهش عشق داره، دقیقا چیزی که آرتین نسبت به من نداره.
پوفی کشیدم و شیر آب رو بستم.
بعد از حموم، سریع برای رفتن به دانشگاه حاضر شدم. چادرم رو دستم گرفتم و گوشیم رو از تو کیف بیرون آوردم. بنا به خواسته بابا باید با احمد آقا، آژانسی سر کوچه، می‌رفتم.
قبل از این که شماره رو پیدا کنم صدای مامان از تو آشپزخونه بلند شد.
یا خدا چی کارم داشت؟
با احتیاط وارد آشپزخونه شدم و کنار میز ایستادم. دستام رو به نشونه تسلیم بالا بردم و گفتم:
_جانم مامان جان می‌خوای دعوام کنی؟ من تسلیم، از الان عذر خواهی می‌کنم، فقط شما عصبانی نباش.
خندید و جلو‌تر اومد. یکی از صندلی‌های میز رو بیرون کشید. روش نشست و گفت:
_ ای جوجه! با همین حرفات بابات رو دیوونه خودت کردی دیگه، بشین کارت دارم.
صندلی رو به روش رو بیرون کشیدم و نشستم، مطمئنم یه خوابی برام دیده که این قدر مهربون شده.
با چشمای منتظر نگاهش کردم. یه کم من و من کرد و گفت:
_دیشب آرتین با بابات صحبت کرده، امروز ساعت پنج و نیم می‌رید بیرون.
چشمام از تعجب گرد شدند، بابا؟! امکان نداشت اجازه بده با آرتین بیرون برم، به خصوص این مدت که این دخترا پشت سر هم گم‌ میشن خیلی حساس‌تر شده.
یه کم فکر کردم و با یادآوری کار دیشب آرتین، اخمام تو هم رفت. به مامان گفتم:
_ من باید برم دانشگاه مامان جان، نمی‌تونم برم بیرون. باید دیشب اول ازم می‌پرسیدین بعد قرار می‌ذاشتین. اصلا بابا چه جوری راضی شد؟ تو این مدت یه بارم نذاشته تنها باشیم.
چپ چپ نگاهم کرد و گفت:
_آرتین با بابات صحبت کرد و اجازه‌ات رو گرفت. قراره یه ساعته برید و برگردید. لازم نکرده امروز بری دانشگاه، حالا واسه من درس‌خون شده؛ بعد از دوهفته بابات راضی شده ،حالا تو دبه در بیار.
بعد چشم غره‌ای بهم رفت و بی‌توجه به غر غرهام بلند شد و سمت کمد دیواری رفت. چندتا ساک دستی رو بیرون کشید و تو آشپزخونه آورد. چه‌قدر آشنا بودند؛ فکر کنم همونایی بودند که دیشب دست آرتین دیده بودم.
با دیدن محتویات ساک‌دستی‌ها، دهن منِ از همه جا بی‌خبر بیشتر از قبل باز می‌شد. وقتی کارش تموم شد، یک جفت پوتین ساق بلند قهوه‌ای، یه مانتوی کتان پاییزه و کلاه دار تقریبا بلند هم رنگ پوتین‌ها و یه روسری چهارخونه قهوه‌ای جلوم ردیف شده بودند.
لباس‌ها واقعا قشنگ بودند؛ ولی بوی توطئه از صد کیلومتریشون می‌اومد. چشمام رو تنگ کردم و رو به مامان گفتم:
_از اندازه و مدلشون که معلومه مال شما نیست مامان جان، پس واسه منه. حالا بگید ببینم چی شده که این قدر ولخرجی کردید؟ من که تازه لباس خریدم.
مامان اخمی کرد و گفت:
_معلومه که واسه من نیست، اینا رو آرتین واست خریده آورده، امروز که میرید بیرون بپوشی.
از تعجب کم مونده بود شاخ در بیارم. نه به اون رفتار دیشبش، نه به این دست و دل‌بازی هاش. با وجود رفتار‌های ناراحت کننده‌اش، چه طور انتظار داشت باهاش برم بیرون؟ اون هم با این لباسا.
با حرص نگاهی به لباس‌ها انداختم و گفتم:
_ حرف من همونه مادر من، امروز دانشگاه دارم، در ضمن خودم لباس دارم، نیازی به اینا نیست.
مامان قیافه مهربونی به خودش گرفت و گفت:
_ ببین حسیبا، آرتین نامزد توئه، نامحرم نیستید که هر دفعه میاد میری خودت رو تو صد لا چادر قایم می‌کنی. فکر نکن نفهمیدم میری عمدا بد‌ترین و کهنه‌ترین لباسات رو جلوش می‌پوشی. به خدا خیلی پسر آقاییه که تا حالا چیزی نگفته. حتی تو خونه هم به خودت نمی‌رسی. حیف اون چشمای خوشگل و بادومی و اون لبای کوچولوت نیست؟ به خدا با یه آرایش ساده از این رو به اون رو میشی، هر چند که الان هم بدون آرایش عالی هستی.
با شنیدن حرفای مامان عصبانی‌تر شدم. جوری حرف می‌زد که انگار با یه بچه پنج ساله طرفه. چه‌طور پیش خودش فکر می‌کرد من عمدا این کارا رو می‌کنم؟ یعنی تا به حال یک بار هم حس نکرده بود این کار‌های من به خاطر اینه که فکر می‌کنم واسه آرتین هیچ اهمیتی ندارم؟ که تو دلم هیچ میل و رغبتی برای زیبا بودن برای همسری که دوستم نداره نیست؟
با ناراحتی از جام بلند شدم و به سمت در راه افتادم و زیر لب گفتم:
_من امروز با این مرد بیرون برو نیستم.
***
معنی اسامی:
حسیبا: پاک‌نژاد
آرتین: پاک و مقدس
***
رأس ساعت پنج و نیم زنگ خونه به صدا در اومد و همزمان دلشوره عجیبی به جونم افتاد.
آخه چرا این‌قدر وقت‌شناس بود؟ آهی کشیدم و جلوی آینه قدی راهرو خودم رو ورانداز کردم؛ مانتوی کتان بلند کلاه‌دار با پوتین‌های ساق بلند و روسری چهارخونه قهوه‌ای. و این گونه بود که من به سادگی مغلوب زبون چرب و نرم مامان عزیزم شدم.
پوفی کشیدم و چادرم رو سر کردم. پام رو که بیرون گذاشتم، دیدمش. امروز خوشتیپ‌تر از همیشه بود. با اون بارونی یه کم بلندِ مشکی و پیرهن سفیدی که در تضاد با رنگ سیاه شلوار و شال گردنش بود، بیشتر از هر زمانی تو چشم بود.
نگاهش سمتم چرخید و لبخندی دندون‌ نما تحویلم داد.
رفتار خشک و رسمیش تو این مدت باعث شد از لبخند گرم و بی‌‌‌نهایت صمیمیش تعجب کنم و سرم‌ رو پایین بندازم. سرمای بهاری اواخر اسفند لرزه به تنم انداخت. سرم رو به طرف مامان چرخوندم و گفتم:
_ ما زود برمی‌گردیم، هوا سرده برو تو مامان جان.


بیشتر بخوانید
نظرات رمان شاهزاده ای از آسمان
  • رویا خیراندیش

    0

    جلد دوم شاهزاده ِآسمانی رو برام بفرستید

    ۳ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    جلد دوم با نام پادشاهی بی گناهان در همین اپلیکیشن موجوده عزیزم کافیه سرچ کنید

    ۲ ماه پیش
  • پریسا

    0

    سلام وقت بخیر جلد دوم کتاب شاهزاده آسمان پیدا نمی کنم تو چه قسمتی هست؟

    ۵ روز پیش
  • زهرا

    0

    سلام تشکربرای رمان عالی تنهاایرادش شخصیت نامزه بود که اینقدر به حسیبا زور میگفت و اون رو ضعیف جلوه میداد بخاطر این موضوع چندبارخواستم رمان رو نصفه رهاکنم

    ۷ روز پیش
  • آیماه

    0

    باسلام و سپاس بابت قلم توانا و تخیل عالیتون ، از خوندن لحظه به لحظه ش لذت بردم ، قلمتون پایدار و سلامت و سربلند باشید 🙏🌹💝

    ۳ هفته پیش
  • نورا

    3

    من منتظر جلد دومم لطفا برام بفرستید

    ۲ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    جلد دوم با نام پادشاهی بی گناهان در همین اپلیکیشن موجوده عزیزم کافیه سرچ کنید

    ۲ ماه پیش
  • آرزو

    0

    سلام جلد دوم رو برام بفرستید

    ۲ ماه پیش
  • Mohi🪐

    2

    خیلی قشنگ بود تصویرسازی میشد تو ذهن ممنون از نویسنده

    ۳ ماه پیش
  • تیارا

    1

    رمان بشدت خوبیه لذت میبرم از خوندنش

    ۳ ماه پیش
  • The Shadow and light

    1

    به نظرم رمان میتونست طولانی تر باشه اما به رشد شخصیت اصلی بیشتر توجه کنه. زیادی به بقیه متکی بود و میتونست روی نقاط ضعف و قوتش بیشتر کار کنه. یه سری توصیفات ناقصی داشت و میتونست جزئیات بهتر و بیشتری داشته باشه.

    ۳ ماه پیش
  • سوگند

    0

    سلام جلد دوم را برام بفرستین

    ۳ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    سلام. اول روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی و ابتدایی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ کنید.

    ۳ ماه پیش
  • حسنا جون

    0

    سلام جلد دومشو میخام میشه برام بفرستی

    ۳ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    سلام. اول روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی و ابتدایی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ کنید.

    ۳ ماه پیش
  • رعنا

    12

    عالی بود ولی حیف صد حیف جلد دوم وپیدا نمیکنم😢😢😢

    ۲ سال پیش
  • موسوی

    9

    عالی بود اگه جلد دومو میخواید بهم پیام بدید براتون بفرستم

    ۲ سال پیش
  • بی نام

    3

    سلام من جلد دوم. و میخام

    ۲ سال پیش
  • نارسیس

    0

    سلام. اول روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ کنید.

    ۳ ماه پیش
  • محدثه

    2

    من جلد دومشو میخام لطفا برام بفرس

    ۲ سال پیش
  • سلام لطفا جلد دوم

    2

    عالى

    ۲ سال پیش
  • نازی

    2

    سلام من جلد دوم رو می خوام بی زحمت

    ۲ سال پیش
  • نارسیس

    0

    سلام. اول روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ کنید.

    ۳ ماه پیش
  • حدیثه

    1

    رمان عالی بود اگه میشه فصل دوم رو بفرستید

    ۱ سال پیش
  • حدیثه

    2

    رمان خوبی بود لذت برم جلد دومش رو مشتاقم زودتر پیداکنم بخونم

    ۱ سال پیش
  • Alice

    1

    سلم میشه جلد دومش رو بفرستی

    ۱ سال پیش
  • Maryam

    0

    لطفا فصل دوم رو برای من بفرستید ممنون

    ۱ سال پیش
  • سلام خیلی خوبه

    0

    من جلد دوم رو می خوان

    ۱ سال پیش
  • اسما

    0

    لطفا بفرست

    ۱ سال پیش
  • سلام من جلد دوم رو م

    0

    عالی

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    سلام میشه جلد دوم بفرستین

    ۱ سال پیش
  • ........

    1

    سلام جلد دوم لطفا

    ۱ سال پیش
  • شاهزاده آسمانی

    0

    سلام ممکنه جلد دوم برام ارسال کنید

    ۱ سال پیش
  • ملورین

    0

    سلام لطفا جلد دوم رو اگه داری بفرست

    ۱ سال پیش
  • ستاره

    0

    سلام منم جلد دوم این رمان رو میخوام لطفا برام بفرستید

    ۱ سال پیش
  • یسنا

    1

    سلام لطفاً جلد دوم رمان رو برام بفرستید

    ۱ سال پیش
  • _isrwcin

    0

    سلام لطف میکنید برام ارسال کنید؟

    ۱ سال پیش
  • سحر

    0

    سلام من جلد دوم رو میخواستم میشه برام بفرستید

    ۱ سال پیش
  • شقایق

    0

    سلام لطفا جلد دومش رو برام بفرستید

    ۱ سال پیش
  • سلام لطفاً جلد دومشو

    0

    برام بفرستید ممنون

    ۱۲ ماه پیش
  • سما مالکی

    0

    ببخشید شما که میگید پیام بدید می فرستیم میشه بگید حداقل از کجا دانلود کردید ممنونم

    ۱۲ ماه پیش
  • سلام من جلد دوم اش

    0

    عالی بود ولی جلد دومش رو پیدا نمیکنم

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    سلام جلد دوم میخواستم

    ۱۲ ماه پیش
  • شقایق

    0

    قسمت دوم رو میخوام

    ۱۲ ماه پیش
  • Zeynab

    0

    لطفا میشه برا من بفرستید جلد دومش رو

    ۱۲ ماه پیش
  • Sana

    0

    لطفا جلد دوم رو هم بزارید 🙏🏻

    ۱۲ ماه پیش
  • فهیمه

    0

    سلام من جلد دوم رو میخوام

    ۱۲ ماه پیش
  • سلام

    0

    لطفا جلد دومش برام بفرستید ممنون🥲

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    میشه جلد دوم رو برام بفرستی

    ۱۲ ماه پیش
  • عارف

    0

    جلد دوم و میخام

    ۱۱ ماه پیش
  • tina

    0

    سلام من جلد دوم رو می خوام

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس

    0

    سلام. اول روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ کنید.

    ۳ ماه پیش
  • ناتالی

    0

    من جلد دوم رو می خوام لطفاً ارسال کنید

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس

    0

    سلام. اول روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ کنید.

    ۴ ماه پیش
  • الناز

    0

    سلام منم نتونستم جلد دوم پیدا کنم لطف میشه برام بفرستین

    ۹ ماه پیش
  • الناز

    0

    آره من میخوام

    ۹ ماه پیش
  • نارسیس

    0

    سلام. اول روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ کنید.

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    سلام جلد دوم رو میخوام

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    سلام جلد دوم با نام پادشاهی بی گناهان در همین اپلیکیشن موجوده

    ۸ ماه پیش
  • محیا

    1

    سلام لطفاً جلددوم شاهزاده اسمانی روبفرست

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    سلام عزیزم. داخل همین اپلیکیشن رمان پادشاهی بی گناهان رو سرچ کنید. جلد دوم میاد براتون🌻

    ۸ ماه پیش
  • Maed

    0

    سلام میشه جلد دومو برام بفرستید هرچقدر سرچ میکنم پیدا نمیشه

    ۵ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    سلام. روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ‌ کنید.

    ۵ ماه پیش
  • برای منم بفرستید

    0

    جلد دوم رو می خوام میشه برام بفرستید

    ۴ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    https://novelonline.ir/book/Kingdom-of-the-Innocents لینک جلد دوم

    ۴ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    سلام.اول روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ‌ کنید.

    ۴ ماه پیش
  • بهرا

    0

    سلام من جلد دوم رو میخوام لطفا برام بفرستینش

    ۴ ماه پیش
  • الناز

    0

    جلد دوم لطفاً

    ۳ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    سلام. اول روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی و ابتدایی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ کنید.

    ۳ ماه پیش
  • میترا

    0

    عزیزم جلد دوم تو نت هست. پادشاهی بی گناهان هست اسمش سرچ کن میاد

    ۱ سال پیش
  • هدیه

    0

    برام بفرست لطفا اینم شماره 09226802169

    ۱ سال پیش
  • نارسیس

    0

    سلام. اول روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ کنید.

    ۳ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    سلام عزیزم. در صفحه اول اپلیکیشن روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ‌ کنید میاد براتون.

    ۴ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    حتی اگه اسم شاهزاده ای از آسمان رو هم جست و جو کنید جلد دوم رمان رو براتون میاره

    ۴ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    https://novelonline.ir/book/Kingdom-of-the-Innocents

    ۴ ماه پیش
  • چرا من نمیتونم جلد

    0

    دوم رو پیدا کنم

    ۴ ماه پیش
  • نیست

    0

    چرا من جلد دوم رو پیدا نمیکنم پادشاهی بی گناه نیست اصلا

    ۴ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    https://novelonline.ir/book/Kingdom-of-the-Innocents

    ۴ ماه پیش
  • زینب

    0

    لطفا جلد دوم هم بزارید

    ۴ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    سلام. جلد دوم داخل همین اپلیکیشن هست عزیزم. اسم پادشاهی بی گناهان رو سرچ کنید تا براتون بیاد

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    داستان خوبی بود جالب و دوست داشتنی اگه میشه جلد دوم رو برام ارسال کنید ممنون🎀

    ۴ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    سلام. روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ‌ کنید.

    ۴ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    https://novelonline.ir/book/Kingdom-of-the-Innocents

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    اگه میشه جلد دوم رو برام بفرست

    ۴ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    سلام. روی گزینه رمان جدید چی داریم در صفحه اصلی اپلیکیشن بزنید رمان های جدید براتون اضافه میشن. بعد رمان پادشاهی بی گناهان رو روی همون صفحه اصلی سرچ‌ کنید.

    ۴ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    https://novelonline.ir/book/Kingdom-of-the-Innocents

    ۴ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!