خلاصه رمان لنگه کفش شوم
الا، پس از مرگ پدر، در آغوش پر مهر نامادری و خواهران ناتنیاش رشد کرد و تبدیل به بانویی نوزده ساله و خیرهکننده شد. اما وقتی زمزمههای وسوسهانگیز در شهر پیچید: شاهزاده در مهمانیهای شبانه قصر به دنبال عروس میگردد و قصد ازدواج دارد، رویای او شعلهور گشت. شب اول، خواهر بزرگتر با دلی آکنده از امید به قصر رفت، اما با چهرهای آشفته و روحی درهم شکسته بازگشت. آنچه او در پس پرده این مهمانی به ظاهر سلطنتی دیده بود، آنقدر وحشتناک بود که زبانش را بست و نامادریاش را وادار کرد تا سفر الا و خواهر دیگرش را ممنوع کند. اما الا، کور شده از رویای زندگی اشرافی و درخشش قصر، به پریشانی خواهرش و مخالفتهای مادرش بیاعتنا ماند. او که نمیتوانست اجازه دهد چنین فرصتی از دست برود، در تاریکی شب از خانه گریخت و راهی جنگل شد. در آنجا، با جادوگری ساکن در سایهها معاملهای خطرناک بست. جادوگر به وعدهاش وفا کرد: او را به مهمانی شاهزاده رساند و یاریاش داد تا توجه شاهزاده را جلب کند. اما الا نمیداند که بهای این رؤیای پر زرق و برق چیست... و چه سرنوشت شومی، پنهان در زیر ردای زیبای قصر و درخشش چشمهای شاهزاده، انتظار او را میکشد. "وقتی شیاطین خودشان را برای سیاهترین گناهان آماده میکنند، همانند من خودشان را به شکل فرشتگان آسمانی در میآورند." — ویلیام شکسپیر
قسمتی از متن رمان لنگه کفش شوم
jojo
0رمانش خوب بود
۱ ماه پیشنهال
1میشه بهترین رمانایی که خوندید و بگین
۷ ماه پیشیه نفر
0اینجا جاش نبود کاش در مورد رمان من نظر می دادی
۶ ماه پیشحدیث؟؟
1لالایی پاندورا رو بخون عالیههع و رمان های مرجان فریدی رو بخون بی نظیرند
۳ ماه پیشکبری
2خیلی قشنگ بود😍
۴ ماه پیشنازگل
0خوب بود جلد دوم کی میزاری ای کاش همین جا باشه
۴ ماه پیشنرگس
3ایده جالب بود میتونست خیلی بهتر نوشته بشه خیلی هول هولی بود انگار میخاست زودتر تموم بشه یه سری غلط املایی هم داشت
۵ ماه پیشدنیز
0من هنوز نخوندم ارزش خوندن داره؟؟ جلد دوم داره اگه داره اسمش چیه؟ ممنون میشم بگید😘
۵ ماه پیشکژاله
1داستان سیندرلا با ژانر خوناشامی و جادوگری؛ داستان کشش و جذابیت نداشت.
۵ ماه پیشNelly
2واقعا لذت بردم! قلمتون حرف نداره لطفا ادامه بدید من خیلی خوشم اومد حس هیجان رو توی هر خطش حس کردم.
۵ ماه پیشنویسنده
2خوشحالم که رمانم رو دوست داشتی پیامت بهم کلی انرژی داد
۵ ماه پیشTiti
3رمان جالبی بود واقعیت زندگی ادمای ظاهر بین و نشون میداد. فقط دوست نداشتم نامادری بمیره کاش تو جلد دو زنده شه🥲
۵ ماه پیشنویسنده
0خوشحالم که رمانم رو پسندیدی این ایده خیلی ها بود ولی ناجی الا یه نفر دیگه هست
۵ ماه پیشنرگس
2رمان خیلی خوبی بود
۵ ماه پیشنویسنده
0خوشحالم که دوست داشتی
۵ ماه پیشهرا
1خیلی خوب بود داستانی کوتاه و مختصر با قلم فوق العاده فقط نفهمیدم دراون توی داستان چه نقشی داشت
۵ ماه پیشنویسنده
1سلام خوشحالم که دوستش داشتی دراون در آینده نقشش پر رنگ میشه. این جا در حد اسم بود
۵ ماه پیشعالی بود
2عالی بود این رمان جلد دومشو هر چه زودتر بزااار 🩷✨✨✨✨✨✨
۶ ماه پیشنویسنده
0خوشحالم که دوستش داشتی تلاشمو می کنم واقعا ایده رو دارم اما سختمه
۵ ماه پیشنویسنده رویا پرداز
0خوشحالم که رمانم رو پسندیدی تلاشمو رو میکنم زودتر بنویسم متاسفانه سنگینی درس دانشگاه نمیزاره😭😭
۵ ماه پیشنینی
1رمان خیلی خوبی بود واقعا دوستش داشتم ولی بنظرم برای اینکه کمتر نظر منفی دریافت کنی ژانر غمگین هم بزن، یه جورایی غمگین کننده بود ولی واقعا خوب بود
۶ ماه پیشنویسنده
0اره اشتباهم همین بود، هول هولکی ژانر زدم
۵ ماه پیشرویاپرداز نویسنده
0قبل از خوندنش توجه کنید این اثری که ارسال کردم رمان نیست، قالبش یه چیز دیگه هست فن فیکشن هست. یعنی داستان از دیدگاه یا یک دنیای دیگه باز روایت بشه. این داستان های دیزنی شیرین در دنیای تاریک و ترسناک روایت میشه. علت ترسناک بودن دنیاش ربطی به هیولاهاش نداره مکر یا نادانی آدما بهشون آسیب میزنه
۶ ماه پیشادامه
1خلاصه که انتظار داستان شیرینی رو نداشته باشید
۶ ماه پیش

یه رمان خوان
0سیندرلا س؟😂