خلاصه رمان :
قصه ی دو هم خون،قصه ی یک خواهر و برادر .. قصه ی که در ابتدا کمی تلخ مینماید،اما در پس این تلخی،شیرینی جاودانی همراه است ..خواهری فداکار ..دلسوز..به مقابله با بردارش که بیش از حد سرکش شده است میرود .. در این راه،صدمات زیادی به خودش وارد میکند اما دست نمیکشد،به امید آنکه روزی برادرش را نجات دهد .. در این راه درگیر عشقی سوزان میشود ..و خیلی از اتفاقات دیگر که همراهش است ! اما آیا موفق به نجات برادر میشود یا خود هم در آتش می افتد ؟!
قسمتی از متن رمان هم خون
حالا هرچی
1چقدر این بوبو جون، مومون جون گفتن بچه رو مخ بود😒😖
۴ ماه پیشجانا
0خیلی خیلی قشنگ بود همه ی شخصیت ها رودوست داشتم.
۴ ماه پیشیاس
2خیلی بچه گونه بود.. اصلا قلم نویسنده پختگی نداشت. به کسایی که رمان زیاد خوندن پیشنهادش نمیکنم
۷ ماه پیشرها
0چه رمان هایی روپیشنهادمیکنید که نویسنده قلم قوی باشه ورمان آبکی نباشه ممنون میشم بگی🫠
۴ ماه پیشرها
0چه رمان هایی روپیشنهادمیکنید که نویسنده قلم قوی باشه ورمان آبکی نباشه ممنون میشم بگی🫠
۴ ماه پیشمیوانا
0بوها یک رمانی بود اسم شخصیت دختر ایتان بود از یک خانواده مذهبی که باید با پسر ازدواج میکرد اسم پسره علی بود فکر کنم و بردارشوهرش عادل داستانشو خیلی دوست داشتم اسمشو میدونید چیهههه
۸ ماه پیشفاطمه
4انقدر ایراد زیاد داره واقعا نمیدونم کدومو بنویسم تفکرات مسخره لوس بازیای حال بهم زن
۹ ماه پیشمصی
10بابا فیلم ترکیشم اینجا کم میاره این دختره مهنا با چند تا پسر بود😂
۱ سال پیشاتنا
5آی گل گفتی موافقا بکوبین لایکوووو😅😅😅
۱ سال پیشنازنین
0بابا این دیگه چی بود ولی عالی بود
۱ سال پیشz.h
1خیلییییییییییی قشنگ بوددددد
۱ سال پیشabcd
3قسمت دومم و تا اینجا خیلی چرته وادامه شو نمیخونم قلم نویسنده خوبه ولی داستان داغونه
۱ سال پیشمریم
4اوایلش رو خیلی دوست داشتم ولی آخرش به نظرم غیر واقعی بود فکر می کنم که برادر این قصه اون طور که نیاز بود کار های خواهرش رو جبران نکرد من خودم زیاد از عاشقانه خوشم نمیاد و بیشتر خانوادگی رو می پسندم و عشقشون به نظرم لوس بود به هر حال هر کسی نظر خودش رو داره
۲ سال پیشزهرا
0خیلی رمان خوبی بود از نویسنده عزیز ممنون
۲ سال پیشMahdiyeh
0رمان قشنگی بود..
۲ سال پیش♡♡
0باسلام ....ازرمان خوشم اومد با اینکه اولش غم انگیز بود ولی پایان شیرین وخوبی داشت وکمی هم به واقعیت نزدیک بودوواقعا رابطه خواهر برادری شون قابل تحسین بود مرسی از نویسنده عزیز❤️❤️
۲ سال پیشخدا قوت نویسنده محت
2خدا قوت نویسنده محترم، اما راستش به دلم ننشست این که خواهر برادر پشتیبان یکدیگر باشند قشنگه، اما داستانش جالب جلو نرفت، خیلی از حرکات و رفتار دور از رضایت خداوند و دور از اخلاق بود
۲ سال پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

پاییز
0قشنگ بود اما دیگه مهنا خیلی از خودگذشتگی میکرد یعنی در این حد مگه داریم و این که راحت با پسرا گرم می گرفت و رفت و آمد و اینا چطور با یه بوسه به این حال افتاد باید فکر یه همچین اتفاقی هم میکرد که بین همه رفت و آمد ها این اتفاق بیافته. بچه بااین همه زبون این بوبویی مومونی گفتنش خیلی رو مخ بود .😐