خلاصه رمان تاریخی عاصیه
داستان از عشق و اسارات از بردگی تا اوج آزادی. داستان درباره دختری به اسم عاصیه است که به بردگی گرفته شده , شاهزاده ایرانی که به صورت ناشناس در اون شهر سکونت داره ، عاصیه رو میخره و زندگی جدیدی بهش میده. عاصیه آزادی رو در فرار و رهایی میبینه غافل از اینکه عشق بزرگترین اسارت رو با خودش به همراه داره...
قسمتی از متن رمان عاصیه
مهدیه
1خیلی آموزنده بود کاش خیلیا این رمان کوتاه رو بخونن
۳ ماه پیشدنیا
1رمان خوبی بود کوتاه بود ولی خیلی قشنگ بود ممنون از نوسینده🌹💞
۳ ماه پیشمهدی محمدی
4خوب بود خیلی حالم خوب شد داستانو خوندم
۳ ماه پیشسحر$
2واقعا ارزش خوندن داشت کاش طولانی تر بود
۳ ماه پیشآذر
2ممنون از نویسنده عزیز بابت قلم زیبا و ذهن خلاقتون منتظر رمان های بعدیتون هستم 🙏🌹
۳ ماه پیش...
2تااینجا که خوندم می تونم بگم عالی بود
۴ ماه پیشSogand
2داستان کوتاه و جالبی بود، من خوشم اومد نمیدونم چرا با قسمت آخر رمان گریه کردم:)
۶ ماه پیشپنآه؛
0دنبال تلنگر بودی عزیزم🫠
۴ ماه پیشdalan
3ینی ببینین واقن ماچ به سر تا پای نویسندش با این ذهن خلاق محشری که داشت قلمتو باطلا باید گرفت حال کردم بنازمت🩵🦋
۴ ماه پیشایدا
2مسخره بود دوس نداشتمش
۴ ماه پیشرزا
4خیلی رمان قشنگی بود و ارزش خوندن داشت پیشنهاد میکنم بخونید
۴ ماه پیشدلنواز
1که البته فرهاد اسم پوششیش بود
۴ ماه پیشدلنواز
0رمان کوتاه خوبی بود، نویسنده قلم خوبی داشت فقط اسم ارباب اولش فرهاد بود بعد شد اردوان
۴ ماه پیشفرزانه
0اگه من جای آیزک بودم الان سکته رو رد کرده بودم بخت به بلندی این که دیگه گیرم نمیومد صد درصد خودکشی میکردم🤣🤣
۴ ماه پیشیارا
4اولش رو خیلی دوست داشتم و درکل از قلم نویسنده بسیار لذت بردم اما خیلی بی منطق و مسخره بود. اینجا جا نمیشه بنویسم
۶ ماه پیش

نادیا
1متفاوت و قشنگ بود