رمان پشت چراغ قرمز جلد دوم آفلاین
- به قلم حانیا بصیری
- ⏱️۷ ساعت و ۳۳ دقیقه
- 29K 👁
- 306 ❤️
- 159 💬
پشت قرمز داستان دختری که با کار کردن توی خیابون و دستفروشی اموراتش میگذره و با درد ها و کمبود های زندگی نه چندان معمولیش درحال سازشه. تا اینکه دست سرنوشت اون و توی شرایطی قرار میده که از شخصیت واقعی خودش فرسنگ ها فاصله میگیره و وارد زندگی جدیدی میشه
چند ثانیه ای در همون حالت موند و بعدش گفت:
_ من میرم اتاقم هرکسی...
_ هرکسی؟
نفس صدا داری کشید و ترسناک گفت:
_ هَرکسی سراغم اومد بگو نویان مـــُ...
چشماشو بست و سعی کرد به اعصابش مسلط باشه و ادامه داد:
_ بگو نویان نیست.
سریع حرفشو تایید کردم و گفتم:
_ باشه فقط تا کی؟
نگاهشو که دیدم فورا مسئله رو گرفتم و گفتم:
_ باشه، باشه حله، اوکی.
********************
به در و دیوار نگاه کردم و زیر لب گفتم:
_ ای بابا، این سیمکارتم که بدون گوشی بدرد نمیخوره چیکار کنم؟
خونه توی سکوت بود و کم کم چشام داشت سنگین میشد و خوابم میبرد که یهو صدای در اومد.
_ یعنی کی میتونه باشه؟
اه چه دیالوگ کلیشه ای گفتم... ینی کدوم خروس بی محلیه که ساعت دو وسط ظهر مزاحم شده؟
به سمت در رفتم و باز کردم و بی حوصله به دختر قد بلند و برنزه ای که پشت در بود نگاه کردم و اخمو گفتم:
_ بفرمایید؟
لباشو جمع کرد و با تردید به خونه و سپس به من نگاه کرد و گفت:
_ ببخشید!
الان که دود از سرم بزنه بیرون ، اون دختره رو رد میکنم سانیا میاد؛ سانیا رو رد میکنم این میاد.
عصبانی گفتم:
_ بفرمایید با کسی کار دارید؟
نگاهم از پیرسینگ کنار بینیش شروع شد و به شلوار جین زاپ دار و کفشای پاشنه بلند مشکیش ختم شد، سرمو کج کردم و گفتم:
_ الو!؟
به خودش اومد و دست از نگاه کردن برداشت و خندید:
_ اه، ببخشید با نویان کار داشتم، بگو مهناز اومده خودش میشناسه، اصلا خودش کجاست؟
دست به سینه و بی حوصله گفتم:
_ نویان خونه نیست.
خنده ای کرد و کنارم زد و وارد خونه شد و سر خوش صدا زد:
_نویان
خنده عصبی کردم و سعی کردم آروم باشم جلوی پله ها ایستادم و گفتم:
_ میگم خونه نیست هر وقت اومد...
حرف تو دهنم بود که نویان از پله ها پایین اومد و متعجب گفت:
_ مهناز! اینجا چیکار میکنی!؟
مهناز اخم کوچیکی کرد و گفت:
_ مزاحمم برم؟
نویان لبخند زد و گفت:
_ دیوونه نشو!
جان؟چقدر باهم صمیمی هم هستن.
مهناز گفت:
_ دلم برات تنگ شده بود نویان خان.
زیر چشمی به من نگاه کرد و گفت:
_ خونه نبودی که...
سریع با اخم به نویان نگاه کردم ببینم چه عکس العملی نشون میده که دیدم نخیر اونم گل از گلش شکفته و بی حواس مشغول بر انداز کردن مهنازه.
مهناز با ذوق دستاشو باز کرد و به سمت نویان رفت، پیش خودم گفتم:
"ههَ فکر کن یک درصد نویان این زغال اخته زشتو بغل کنه، اصلا تو مخیله نمیگنجه."
اما در کمال تعجب دیدم نویانم دستاشو باز کرد، با عصبانیت به جفتشون نگاه کردم و یک قدم مونده به این که به هم نزدیک شن پامو جلو بردم و دست به سینه لبخند شیطانی زدم یهو نویان داد زد:
_ وایستا.
مهناز شوک شده سر جاش ایستاد و متعجب در همون حالت که دستاش باز بود گفت:
_ نویان؟
_ عفت زمینو تازه طی کشیده خیسه سُر میخوری.
_ آهان.
به خشکی شانس، خدا بهش رحم کرد آخه با همین پام میزدم زیر اون دوتا لنگای سیاه سوخته اش با مخ میخورد زمین...
نویان بر خلاف چهره خندونش با خشونت دستشو انداخت دور گردنم و منو به خودش نزدیک کرد و با لبخند حرصی زیر لب گفت:
_ میفهمی چیکار میکنی؟
اطلاعیه ها :
سلام سلام من برگشتم 😁
رمان جدید من به اسم " اشکهای ماه" رو از بخش آنلاین سرچ کنید و بخونید 🌙✨
نیاز
0خیلی زیبا بود هم قلمت خوب بود و هم رمانت خسته کننده و کلیشه ای نبود و به نظرم اینکه هم به زندگی و مشکلاتی که بچه های کار داشتن و هم مشکلاتی که پولدار ها داشتن اشاره کردی و اینکه پول خوشبختی نمیاره اما ممکنه درمان یکی دیگه باشه رو خیلی قشنگ نوشتیش
۳ هفته پیشمبینا
0جلد اول این رمان نیستش؟ من چنل *** نویسنده رو از کجا میتونم بیارم؟
۴ هفته پیش
حانیا بصیری | نویسنده رمان
سلام فقط چنل تلگرام دارم. نسخه کامل پشت چراغ قرمز رو بخش آفلاین سرچ کنید کامل میاد.
۴ هفته پیشمینا
0مثل همیشه عالی
۴ هفته پیشعسل
1عالییییییییییییییی بود خانم بصیری رمان هاتون عالیهههههههه عاشق همشونممم خیلی خوبننننننن و با رمانای دیگه متفاوتن و همینه که ادمو وادار به خوندن رمان های بیشتری از شما میکنه 😍😍
۴ هفته پیشندا
1پر قدرت ادامه بده قشنگم 🥺❤️ رمان هات عااااالیه 🤩💕
۱ ماه پیشمجتبی
0خسته نباشید به نویسنده رمان حانیا بصیری رمان قشنگ و تاثیر گذاری بود منتظر جلد سوم هستیم
۱ ماه پیش
حانیا بصیری | نویسنده رمان
سلام. ممنونم✨🌕 در بخش آفلاین نسخه کامل این رمان موجوده✅
۱ ماه پیشاحمدی
0من که فصل یک رو نخوندم ونمیدونستم فصل یک داره اما واقعا رمان قشنگی بود ودوسش داشتم وواقعا منم از شخصیت هلن خوشم اومد نمیدونم چرا عالللیییی
۱ ماه پیشHananeh
1خیلی رمان قشنگی بود نویسنده و یه جاهایی دلم برای نویان می سوخت ولی در کل خوب بود ولی من همش منتظر بچه ی واقعی شون بودم 😅 دلم میخواست آخر رمان به این که بچه دار میشن هم اشاره می شد و یه سوال ، آخر سر سروش چی شد ؟ یعنی بعد از اینکه همه چیز رو گفت چه اتفاقی براش افتاد ؟
۱ ماه پیشufatemehm
0باورم نمیشه دو جلدشو تو یه روز تموم کردم😐
۱ ماه پیشKosar
0خیلی رمان قشنگی بود به شدت آموزنده و همچنین انرژی خیلی خوبی به آدم میداد و باعث شد تو این شرایط حداقل ساعتی که با خوندن این رمان سپری میشد برام پر از خنده و حال خوب باشه خیلی ممنون نویسنده ی عزیز😉❤️
۲ ماه پیشنقطه چین
1سلام عزیزم خوبی اگه این جلد دومه جلد اول اسمش چیه؟
۴ ماه پیشبنفش علی
0خانوم بصیری من این pdfاین رمان رو از گوگل گرفتم ،کامله؟ سانسور و اینجور چیزا داره؟..اگه سانسور داره که از دنیای رمان بخونم
۴ ماه پیش
حانیا بصیری | نویسنده رمان
سلام اول چنل خودم بعد دنیای رمان. بقیه جاها ممکنه نقص داشته باشه 🧡
۴ ماه پیشبنفش علی
0عاشقتم دیوونه چی؟ آخه دنیای رمان عاشقتم دیوونه رو نداره ،بعدش اینکه من *** ندارم که از چنلتون بخونم
۴ ماه پیشنازنین مریم
1اگه بگم بار سومه رمانتو میخونم باور میکنی؟ 😅
۵ ماه پیشرمان خون قهار
5رمان خیلی مشتی بود به قول نیاز خانم بصیری و اینکه هیچ رمان افلاینی از شما نیست که تو این برنامه باشه و من نخونده باشم همه رمان های شما درجه یک و بسیار زیبا هستند بیشک شما یکی از نویسنده های قهار در ژانر طنز نویسی هستید اگه رمان افلاین دیگه ای دارید ممنون میشم که در برنامه دنیای رمان قرار بدید.
۶ ماه پیش
-
آدرس وبسایت شخصی http://haniabasiri.blogfa.com -
صفحه اینستاگرام نویسنده Hania_basiri@ -
آیدی تلگرامی نویسنده Hania_basiri@ -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
-
اشک های ماه ژانر : #عاشقانه #اربابی #هیجانی #تاریخی
-
نگاتیو ژانر : #عاشقانه #طنز #اجتماعی
-
بال های زخمی ژانر : #عاشقانه #درام #خیانت
-
ماتیلدا ژانر : #عاشقانه #اکشن #مافیایی
-
به طعم شکلات (نسخه کامل) ژانر : #عاشقانه #طنز #معمایی
-
خانه جوانان سالمند ژانر : #طنز #اجتماعی
-
پشت چراغ قرمز جلد دوم آفلاین ژانر : #عاشقانه #طنز
-
اون کیه؟ ژانر : #عاشقانه #طنز #اجتماعی
-
پشت چراغ قرمز ژانر : #عاشقانه #طنز
-
عاشقتم دیوونه (جلد دوم ) ژانر : #عاشقانه
-
رمان عاشقتم دیوونه ژانر : #عاشقانه #طنز
زهرا
0بسیار عالی و زیبا بود