تعداد کل پارت های منتشر شده : 21
پشت سر کریم راه میافتم تا پیش الیاس برگردم، تماسش تمام شده و در حالیکه موبایل را به جیبش برمیگرداند در آستانهی در به سمتم میچرخد. _ تو نمیخوای این سر و وضعت رو درست کنی؟ جامیخورم و در حالیکه یکقدم به عقب برمیدارم اخم میکنم. _ عادته دیگه، بعدشم مگه الان غریبه اینجاست؟ نگاهش جوری جدی ...
در حال بررسی وضعیت حساب...
با ورود به حساب میتونی عضو رمانها بشی، لایک و نظر بذاری، با نویسنده گپ بزنی و سکه رایگان هدیه بگیری! ورود به حسابت کمتر از 30 ثانیه زمان میبره