پارت بیست و هفتم :
سرم را برمیگردانم و نگاهش میکنم، جوری مردمکهایم را در چهرهاش میتابانم که ذوق میکند و فکر میکند توانسته دل من را هوایی کند، با شیطنت برایش پشت چشم نازک میکنم.
_ عوضش ازم چی میخوای؟
جامیخورد و بعد از کمی زل زدن ابروهایش را بالا میاندازد.
_ فعلا هیچی...
با لبخندی سرم را کج میکنم و آنقدر به او زل میزنم تا از رو میرود و راستش را میگوید.
_ معلوم نیØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

میم
1برنامه های خارجی چکارست تا تو هستی و یه تنه یه محله رو به گند کشیدی 😏😠🙏🏻