لیست کلیه پارتهای رمان نهمین مهره | رقص روباه : پارت های 1 تا 15
تعداد کل پارت های منتشر شده : 15
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 1
پارت اول : تاوان ناتمام. سوم شخص: دانای کل صدای برخورد در با چارچوب، تنها صدایی بود که سکوت دفتر کار محتشم را شکست. محتشم قدم در اتاق گذاشت. نگاهش بیحوصله و گرفته بود. بدون اینکه نگاهی به اطراف بیندازد، دستهایش را بالا آورد و دکمههای کاپشن چرمی موتورسواریاش را باز کرد. آن را به سمتی پرت...
بروزرسانی در : ۲۲ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 2
پارت دوم : سنگ سرد ، وعده داغ. اول شخص : آوا امینی. هوای بیرون قبرستان بوی چیزی که مدت ها است زیر خروارها خاک و گل دفن شده باشد میداد ، بوی خالی بودن. دکهی کوچکی کنار درب ورودی قبرستان بود. چوبی و قدیمی ، با سقفی که گویا هر لحظه منتظر نسیم آرامی بود تا زیر وزن سالها کارکردگی خم شود. چند...
بروزرسانی در : ۲۲ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 3
پارت سوم : غبار کاغذ و نگاه سرد. روی کاناپه شکلاتی رنگ اتاقم نشسته بودم. پرز هایش به لباسم می چسبید ، اما اهمیتی نداشت. همین که روی این کاناپه بشینم و به عکسش نگاه کنم کافی بود. نور کم جان غروب ، روی قاب عکس چوبی اش می افتاد؛ و انعکاس نورش روی شیشه قاب ، نمیگذاشت آن نیمه چهره اش را به درستی ...
بروزرسانی در : ۲۲ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 4
پارت چهارم : سایه در آینه بغل. به نوک کفش های آل استارم خیره شده بودم ، و هنوز خیلی از کتابخانه دور نشده بودم. ولی درست از همان لحظه ای که بیرون زده بودم ، صدای موتور سواری که پشت سرم حرکت میکرد روی روحم خدشه میانداخت. صدای موتورش دور و محو نبود ، درست پشت سرم بود. قدم هایش برای لحظهای ...
بروزرسانی در : ۲۲ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 5
پارت پنجم : رد پا. گرمای آزار دهندهی موتور سوار هنوز روی پوستم سنگینی میکرد ، گویا رد نگاهش را تا خانه به دنبال خود کشیده بودم. وارد خانه که شدم سکوت به استقبالم آمد. کفش هایش را گوشه دیوار رها کردم، و کیفم را از روی شانه ام پایین انداختم که روی زمین افتاد. با قدم هایی شل و ول خود را به سمت...
بروزرسانی در : ۲۲ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 6
پارت ششم: سمفونی درد سوم شخص: دانای کل زیرزمین در سرمایی نمناک فرو رفته بود. لامپ فلورسنت زردی که از سقف آویزان بود، هر چند لحظه یکبار سوسو میزد و خاموش و روشن میشد. رد خونهای خشکشده روی دیوارهای گچی تا کف زمین امتداد داشت. صدای پوتینهای مشکیاش، با هر قدم، سکوت سنگین زیرزمین را میشکست. قد...
بروزرسانی در : ۲۰ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 7
همزمان با تمام شدن جملاتش ، فشار ناخون کشیده و بلندش را روی زخم نادر بیشتر کرد. ناله خفه ای از گلوی نادر بیرون آمد. بدون آنکه حتی پلک بزند ، یا نگاهش را به چشمان نادر بدوزد ، ادامه میدهد : ـ اما میدونی چی ترسناکه؟ اینکه یه نفر… بدون اینکه کوچکترین صدایی از خودش نعش بده ، وارد همون سکوت بشه...
بروزرسانی در : ۱۹ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 8
مردی موتور سوار که جلوی درب عمارت منتظر اجازه ورود بود. عمارتی که از خاندان محتشم ارث رسیده و در نهایت نصیب سیاوش شده بود. عمارتی که پشت آن ظاهر زیبا و اشرافی که داشت کارهای تاریکی در حال وقوع بود. و چه استراتژی بهتر از این ؟ چه کسی میخواست به یک مکان باستانی شک کند؟ سیاوش نگاه اجمالی به صفحه...
بروزرسانی در : ۱۸ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 9
پارت نهم : کلید روباه اول شخص : آوا گوشی قدیمی نوکیا را از کیف بیرون کشیدم. نور بی رمق و زرد صفحه نام مریم را همچون یک زخم روشن روی پس زمینه سیاه گوشی برجسته کرد. با دیدن نامش که روی صفحه خاموش و روسن میشد ، کمی از استرسم کمتر شد و نفس هایم منظم تر. اما همچنان نگاهم روی جای جای خانه در ...
بروزرسانی در : ۱۵ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 10
پارت دهم: خراش حافظه. (سوم شخص: دانای کل) نورِ سفید و بیروحِ لامپهای فلورسنت، از سقفِ بلندِ سالن، مثل تیغهای یخ روی صورتِ آوا میخزید. در انتهای سالنِ مرجع، کتابخانه در آشوبی سازمانیافته غرق بود؛ صدای کشیدهشدن جعبههای سنگین مقوایی روی کف سنگی، همهمهی گنگ کارگرانی که کتابهای تازهرسیده ر...
بروزرسانی در : ۱۳ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 11
دو جفت کفش مشکی مردانه مقابل میز آوا ظاهر شد و نگاه شاهانی با بیمیلی از صورت دختر جدا شد و به پایین چرخید. پسرکی که در مرز کودکی و نوجوانی بود، با قدمهای مردد مقابل میز ایستاد. پیراهن طوسی چهارخانهی گشادی به تن داشت که روی اندام لاغرش زیاد بود. با اضطرابی پنهان، مدام عینک تهاستکانیاش را ک...
بروزرسانی در : ۱۱ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 12
پارت دوازدهم: مهمانیِ خونین (سوم شخص: دانای کل) درهای عظیم و آهنین عمارت باشکوه در شمال شهر، بهآرامی باز شدند. پشت آن درها، دنیایی از نور و وهم قرار داشت. باغهای بیکران با چراغهای کلاسیک فرانسوی در میان مه غلیظ شب پدیدار میشدند؛ چراغهایی که نه برای روشن کردن فضا، بلکه برای خلقِ سایههایی ...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 13
پارت سیزدهم: تکرارِ یک سقوط (اول شخص: آوا) با برخورد اولین پرتوهای بیرحم نور بیمارستان به پلکهام، دنیایی از درد توی چشمام شعله کشید. بهسختی چشم باز کردم و به سقف سفید و بیروح بالای سرم خیره شدم؛ سقفی که انگار لحظهبهلحظه داشت بهم نزدیکتر میشد. بوی تند و گزندهی الکل و مواد ضدعفونیکنند...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 14
پارت چهاردهم: بازگشتِ خاطرات به خانه (سوم شخص: دانای کل) سکوت توی این خونه دیگه فقط یه حالت نبود؛ انگار یه موجود زنده و سنگین بود. سکوتی که فقط با تیکتاکِ بیرحم و منظم ساعت دیواری قدیمی شکسته میشد. صدایی که هر ثانیه رو میبُرید و توی فضای خالی اتاق رها میکرد. آوا روی مبل قدیمی کرمرنگ دراز...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان نهمین مهره | رقص روباه - پارت 15
پارت پانزدهم : زمزمههای تاریک (فلشبک_شش سال قبل _ پرورشگاه) (سوم شخص: دانای کل) شب، با جامهی سیاهش روی شونههای پرورشگاه سنگینی میکرد. ماهِ نیمهجان، بین حلقهی ابرهای خاکستری گیر افتاده بود و نورِ کمرمقش، حیاط رو به گورستانی از سایهها تبدیل میکرد. توی یکی از گوشههای این سیاهی، آوا ر...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
- 1
