پارت پنجم :
پارت پنجم : رد پا.
گرمای آزار دهندهی موتور سوار هنوز روی پوستم سنگینی میکرد ، گویا رد نگاهش را تا خانه به دنبال خود کشیده بودم.
وارد خانه که شدم سکوت به استقبالم آمد. کفش هایش را گوشه دیوار رها کردم، و کیفم را از روی شانه ام پای ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
