رمان جایی میان آغوشت
- به قلم سمانه حسینی
- 17 پارت
- در حال نگارش
- 65.5K 👁
- 178 ❤️
- 532 💬
دکتر منوچهر فرهنگ، دکتر داروساز موفقی ست در تهران که در آخرین لحظات عمرش، در بستر مرگ، کلامی را به عنوان وصیت در مقابل تنها دخترش، شیدا میگذارد. و شیدا را ناگزیر از هیچ راه برگشتی، به مسیری عجیب و پرپیچ و خم در زندگی متاهلی اش میرساند. بعد از مرگ دکتر فرهنگ، شیدا که در عمق تنهایی خودش، درست در مقابل آدم هایی قرار میگیرد که گویی خنجر به دست هر لحظه منتظر از پا افتادن شیدا هستند تا که کارخانه باقی مانده از دکتر منوچهر فرهنگ را در چنگال شیدا در بیاورند و به اسم خود بزنند و در میان تمام این دردها، سیامک، همسر شیدا به عنوان زخمی بزرگتر، قلب شیدا را دچار جراحتی میکند که هیچ راه برگشتی برای درمان روح و جسم شیدا باقی نمی ماند. و سرنوشت شیدا از آن لحظه ای رقممیخورد که تهران را به قصد کمک به کودکان روستایی ترک میکند و به سمت روستای آلاشت راه می افتد اما جاده ای که مسیر را به روی شیدا باز میکند، جاده ی روستای آلاشت نیست! و این اشتباه ورق قصه را برمیگرداند. شیدا در آن جاده و مسیر اشتباه، میان شبی برفی و کولاکی، بی آنکه دیگر بتواند با خودروی شخصی اش باقی مسیر را در برف و بروان طی کند، پیاده به سمت اتاقک آهنی میرود، اتاقکی که مردی سلاح به دست را میگذارد در برابر دیدگان خسته و بی رمق و خیس شیدا... مردی مسلح که از بستر دردهای روحی، بی آنکه التماس های شیدا را بشنود و بداند او کمک میخواهد، اسلحه را در برابر قلب شیدا میگیرد و نمیداند سرنوشت چه برسر هر دویشان خواهد آورد.
تا سه روز میتونی با تخفیف ویژه حق عضویت دائمی بگیری?
هنوز عضو رمان نشدی؟
برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.
کد عضویت داری؟
کد و وارد کن
اطلاعیه ها :
قشنگای من یه تخفیف ویژه سه روزه
برای اون عزیزانی در نظر گرفتم
که درخواست عضویت دادن📱
اما هنوز نتونستن عضو بشن💖
فرصت و از دست ندید🍀
سوالی که خیلی خیلی ازممیپرسید:
چجوری رمان و بخونیم و عضو بشیم؟📱
و جواب👇🏻
✅️ دانلود اپلیکیشن دنیای رمان روی گوشی اندرویدی و رفتن به بخش آنلاین (اگه برنامه رو ندارید)
✅️ جستجو نام <جایی میان آغوشت> در بخش آنلاین و بعد از باز شدن صفحه رمان روی کادر قرمزی که نوشته
« ارسال درخواست عضویت » بزنید
✅️ واریز ۷۰ هزار تومن به شماره حساب ارسال شده در قسمت پیام ها
✅️ توی اپلیکیشن برید قسمت زنگوله (بالای صفحه سمت چپ که رنگش سفید و قرمزه) اونجا پیام پشتیبانی رو می بینید.
برای پشتیبان بنویسید ۷۰ هزار تومن در چه روز و چه ساعتی پرداخت کردید و قصد عضویت در رمان <جایی میان آغوشت> رو دارید
✅️ به محض اینکه پشتیبانی پیام شما رو ببینه عضوتون می کنه و وقتی دوباره به صفحه رمان سر میزنید می بینید که پارت ها همگی براتون سبز شدن و به راحتی باز میشن😍
⭕️ لطفا توجه داشته باشید که خوندن رمان فقط و فقط از طریق اپلیکیشن امکان پذیره و به هیچ وجه نمیشه از روی سایت خوندنش مخصوصا پارت های خصوصی و⭕️
بچه هااااااااااااااااا 📢
لطفا لطفا لطفا از دیدن استوری ها غافل نشید📱
البته این و هم بگم که ما نویسنده ها
در دنیای رمان فقط تا سه مرتبه میتونیم
در طول روز استوری بذاریم📽
منمتا جای ممکن هر روز دارم
براتون استوری میذارم🥳
پس استوری ها رو از دست ندید🥰
قشنگای من🍀
یه درخواستی ازتون داشتم.
تا به اینجای رمان خیلی سوالات زیادی در مورد
روند داستان ازم پرسیدین.
اول ازتون میخوام حتما حتما برید و خلاصه ایی
که تو صفحه اصلی رمان هست و بخونید،
تا خودتون متوجه کلیت ماجرا بشید.
راستی لایک رمان یادتون نره😉💖
و البته اگه حتی از یه خط رمان همخوشت اومد
یه نظر کوچولو برام بذار✍️
مرسی 🧚♀️
ارادتمند همگی شما🥰🤍
سلام عشقای من روزتون بخیر🤍
از دیدن استوری ها غافل نشید🌟
میتونید با وارد شدن به صفحه اصلی اپلیکیشن
از ابتدای صفحه، قسمت "در حال تایپ "
وارد بشید و اونجا استوری ها رو ببینید🤳
راستی به زودی براتون عکس بیشتری از
شخصیت ها میذارم🦋
قشنگای من🌱
قصه مون تازه داره نفس میکشه و
تازه دو روزه که در برابر چشم های قشنگ شما
متولد شده.💕
میدونمتا اینجای قصه که ۱۲ پارت ارسال شده
درگیر غم عجیب شیدا هستید.
اما رفقای قشنگم،
قصه مون قرار نیست توی این غم بمونه.
زندگی شیدا دستخوش تغییراتی میشه
که لبخند رو به لبتون میاره و
اون موقع ست که تلخی هاش رو فراموش میکنید.
در ضمن کلی کارکتر جدید هست
که هنوز وارد قصه مون نشدن.
پس لطفا آروم آروم با من و شیدا
قدم بردارید و
قدم به چشمام بذارید.
راستی فراموش نکنید که
حتما نظر قشنگتون و برام
بنویسید چون حیفه فقط بخونید و
خاموش رد بشید
دیدن اسم تک تک شماها برام
پر از حس قشنگه🥰
مرسی از همگی تون
عزیزانم
روزهای یکشنبه، دوشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه
هر شب ساعت هفت و چهل دقیقه منتظر پارت جدید باشید🤍🌱
سلام به روی ماهتون🤍🌱
" جایی میانِ آغوشت "
تقدیم به نگاه های قشنگتون🌟
اگر خوش به دلتون نشست
حتما هم رمان و لایک کنید هم نظراتتون رو
برام بذارید که اسم های قشنگتون رو ببینم❤️🔥
ارادتمند شما
سمانه حسینی
۶ ساعت ۴۶ دقیقه آینده
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.

سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدای روی ماهت عزیزم🥰
۱۲ دقیقه پیشمیم
در پارت 170پس بچه رو می خواد نگه داره که داره می ره خودشو پنهان کنه،ولی بالاخره یه روزی این داستانم لو میره،کاش خودش یه جوری سقط می شد،دوست ندارم هیچ نشانی از اون خائن تو زندگیش بمونه 😠🙏🏻🖤
۱۵ ساعت پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
پارت های بعدی همه چیز و مشخص میکنن💔🥲
۱۴ ساعت پیشمینا
در پارت 170میگم سمانه جونم من پول رو واریز کردم پس کی عضویت میگیرم دارم از استرس میمیرم
۱۵ ساعت پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
نگراننباش عزیزدلمممم احتمالا تا یکساعت دیگه عضویتت تایید میشه🥰
۱۴ ساعت پیشسرو
در پارت 171وای سمانه من که تا فردا طاقت نمیارم که دختر
۱۵ ساعت پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
طاقت بیار طاقت بیار😁
۱۴ ساعت پیشساغر
در پارت 174وای کارش و ول کرد🥺 میخواد بره به بچه های روستا درس بده ای خدا بمیرم برات
۱۷ ساعت پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره 🥺
۱۶ ساعت پیشسهیلا
در پارت 174وای کاش به خاطره بگه که میخواد بره🥺
۱۷ ساعت پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
پارت فردا خیلی چیزا رو مشخص میکنه
۱۶ ساعت پیشMahi
در پارت 174مرده شور ببرت با اون پیام عاشقانه ات سیامک😡 بچم هادی چقدر داغون شد
۱۷ ساعت پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
واقعا😒
۱۶ ساعت پیشطرفدار شیدا
در پارت 174استوری و که دیدم دلم ریخت. پس شیدا وقتی از تهران بره تازه ماجراش شروع میشه درسته سمانه جان؟
۱۷ ساعت پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
درسته عزیزم
۱۶ ساعت پیشندا
در پارت 174آخ عزیزکم میخواد از تهران بره😔 خدا خفه ات کنه سیامک
۱۷ ساعت پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره دیگه میره
۱۶ ساعت پیشمحبوبه ایزدی
0من پارت ۱۱ ۱۲ ۱۳ رونخوندم نمیاد برام
۲ روز پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
پارت ها بازن محبوبه جان. چرا برات نمیاد؟ یعنی باز نمیشن؟
۲ روز پیشخیلی خوب و عالیه
در پارت 12عاااااااااللییییییییییهههههه
۲ روز پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عزیزدلمی🥰💕
۲ روز پیشtara
در پارت 162حسم میگه یه روزی هادی و شیدا عاشق هم میشن
۲ روز پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
نمیدونم شایدم قصه اینجوری پیش بره شایدم نه کی میدونه😉
۲ روز پیشمیم
در پارت 163تو چرا،الهی اون سیامک گور به گور شده طلوع فردارو نبینه 😠🙏🏻🖤
۳ روز پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
همین و بگو 🥺
۲ روز پیشمیم
در پارت 153وااااای هادی،چه راحت دلشو شکست،تقصیریم نداشت خودش نابوده طفلک😭
۳ روز پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دقیقا خودش نابوده 💔
۲ روز پیشمیم
در پارت 143ای بیچاره هادی،طفلک شیدا،وای خدا لعنتت کنه سیامک دروغگوی خائن 😭😠
۳ روز پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره والا🥺
۲ روز پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده Samaneh.hoseiinii -
آیدی تلگرامی نویسنده Samahoseinii -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
-
فریه پینوکیو ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #درام #خانوادگی
-
بی تو به سر نمی شود ژانر : #عاشقانه #درام #خانوادگی
-
سوگند پریسان ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #درام #خانوادگی
-
لاگوم ژانر : #پلیسی #عاشقانه #کلکلی #اجتماعی #هیجانی #معمایی #خانوادگی #خدمتکاری #بزرگسال
-
جایی میان آغوشت ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #درام #هیجانی #خانوادگی
فاطیما
در پارت 170عالی بود مرسی بانو جان ❤️ ❤️ ❤️