خلاصه رمان عاشقانه التهاب یک دوران
آتنای دوازده ساله، چهار سال پیش یتیم شده. دختر تنهایی که غیر از یک برادر به کما رفته کسِ دیگهای رو نداره و حالا بعد از این همه مدت زندگی در یک پرورشگاه دولتی، امیدی به برگشتن دوبارهی برادرش نیست. این دختر زندگی آرومی داشت؛ اما در غروب روزی که برای اردو به جنگلی در لاهیجان رفته بودن، به همراه دوستش دزدیده میشه. این دختر بدون اینکه خودش بخواد، از شهرش، از وطنش، از آخرین چیزهایی که براش باقی مونده بود دور میشه. بدون اینکه بخواد پا روی خاک کشوری میذاره که ذرهای شناخت از اون نداره؛ اما زندگی همیشه هم با آدم بد تا نمیکنه. آشنایی این دختر با خانوادهی اسمیت، باعث میشه دریچهی جدیدی در زندگی براش باز بشه و این تازه آغاز روبهرو شدن آتنا، با جیمز تک پسر این خانوادهست.
قسمتی از متن رمان التهاب یک دوران
شیرین
1عالی متفاوت واقعا نویسنده خیلی خلاقه لطفا اگه نظر ها رو میخونه رمان های دیگم بنویسه عالی بوددددد خسته نباشی واقعا نویسنده عزیز
۲ ماه پیشtina
0رمان عالیه فقط نباید اینجوری تموم میشد خیلی دلم میخواست بدونم ازدواجشون چجوری بود یا صحنه های رمانتیک چون اصلا نداشتن
۳ ماه پیشملو
2این رمان رو سالها پیش خوندم و جز بهترین رمان هایی بود که خوندم و انقدر دوسش داشتم که بارها خوندمش اگه رمان های این شکلی میشناسید لطفا بهم معرفی کنید
۳ ماه پیشصدیقه
0سلام وقتتون بخیر این رمان عالی هستش من این رمان رو بیشتر از چهار بار خوندم ولی دوست دارم دوباره هم بخونمش
۳ ماه پیشآتنا
1این رمان یکی از بهترین رمان های بود که خوندم این رمان رو چن سال پیش خوندم الانم خوندم خیلی زیبا بود و البته اینو هم بگم این دومین رمان که دارم نظر میدم اولیش گناهکار بود😁🤲
۴ ماه پیشسحر
1رمانش قشنگه.ولی بعد از عمل لیزر چشم،با چشم بند مخصوص پزشکی ،تا دو روز بسته میشه. نه اینکه تا از بیمارستان در اومد،بره گل فروشی.
۵ ماه پیشالهام
0سلام وقتتون بخیر رمان التهاب یک دوران جلد دوم نداره؟
۶ ماه پیش
آزاده | ناظر برنامه
سلام عزیزم. متاسفانه اطلاعی در این باره نیست. یعنی این جلد پایان نداشت؟
۶ ماه پیشAtena
4نظر واقعی من اینه که رمانش خیلی خوبی بود اوایلش زیادی کسل کننده بود ولی خب بازم خواننده رو کنجکاو میکرد و خب شخصیت های رمان خیلی کامل و بدون ایراد بودن و جذابیت داستان این بود که طولانی بود و با جزئیات آخرش کمی خلاصه شد ولی درکل رمان خیلی محشری بود لذت بردم
۶ ماه پیشهیناتا
4واقعا یکی از موردعلاقه ترینامه:) کاش یه اسپین اف میداد راجب عاقبت سیمین ، مارال و جیمز، تیام و مهرا و ارش واقعا نیاز داشتیم به یه دنباله که بگه چیشد و کی ازدواج کردن
۶ ماه پیشصفا
1خیلی رمان قشنگی ممنون بابت نویسنده ای گل
۸ ماه پیشنادیا
3شخصیت آتنا خیلی قشنگ باهوش بود و اینکه واقعن می ارزید تا آخرش خوندم .اولش فکر کردم رمان کسل کننده ای اما هرچی جلوتر رفتم دیدم عالیه اما بنظرم پایانش خیلی زود بود کاش بقیش هم بود.که عروسی میکنن بچه دار میشن.در کل عالی بود:)
۹ ماه پیشz. h
3رمان بسیارررر قشنگی بود 💖 با اینکه طولانی بود ولی پایان قشنک و در کل داستان زیبایی داشت ✨ شخصیت اتن شخصیت قشنگی داش:)))
۹ ماه پیشیه عاشق رمان
4این رمان زیادییی قشنگ بوددددد واقعاااا بنظرم با تمام رمان های اینجا متفاوتت بوددد بشدت خواندنش رو توصیه میکنم و اول از خدا ممنونم که یه همچنین نویسنده محشری رو آفرید و از نویسنده ممنونم که یه همچین داستان زیبا یی رو افرید
۱۰ ماه پیشباران
3فقط میتونم بگم بی نظیر بود طوری که نمیتونستم بزارم کنار و توی چندساعت متوالی خوندم عاشق شخصیت اتن شدم وهرلحظه منتظر یک اتفاق و واقعا رمانی بود که ارزش خوندن داشت واصلا پشیمون نشدم خسته نباشید به نویسنده
۱۰ ماه پیش
فاطمه
0رمان خوبی بود ولی اولش خیلی کشش داد تا برسه به نقش های اصلی در کل خوب بود طنز نبود اصلا بیشتر کل کلی بود