خلاصه رمان :
من هلیا….ملقب به هکر قلب… و تو پسری مرموز….ملقب به هکر ماشین… من دختری که نه عاشق بوده و نه سعی به معشوق شدن داشته… داستان من و تو داستان دو آدمی است پر غرور… باخت از آن من نیست….. عشق من تو را به زانو در خواهد آورد… یاد من قدم هایت را سست میکند…. و نگاه من دین و ایمانت را به آتش میکشد و تو در خاکستر چشمان من خواهی سوخت…. این من نیستم که غرورم را شکسته و اعتراف میکند…. رمز قلبت در دستان من است…. پس زانو بزن… و در آخر…. من دختری که عاشق نمیشوم….ولی وقتی در های قلبم برای تو باز شد تو را هم دیوانه ی خودم میکنم……پایان خوش
قسمتی از متن رمان هکر قلب
نگار
0رمان خیلی عالی و قشنگی بود ولی خب حداقل باید سهل هم توان کاراش رو میداد ولی رمان فوق العاده بود اومیدوارم نویسنده و همکارانش تو همه کارهاشون موفق باشند🌹🌹💙💙
۲ ماه پیشزری
0من واقعا رمانه رو دوست داشتم خیلی قشنگ بود ممنون از نویسنده✨
۳ ماه پیشاهورا
1عالی وبا کیفیت
۴ ماه پیشFariba
2خوشم نیومدازخطرناک ترین مرد ایران!وپدرهک دنیا!تا رهگذرای تو کوچه خیابون عاشق دختره شدن!چقدر تخیلی و بی منطق!در کل ماجرا خیلی آبکی و بیخود بود.حیف وقت! من دختر ابراهیم و ماهی زلال پرست و آنتیک کجا این رمانای پیش پا افتاده کجا!
۶ ماه پیشمهوا
1نظر شما رو که دیدم بین رمانایی که گفته بودین آنتیک رو خوندم عالی بود خیلی لذت بردم واقعا 🙏🙏🌹
۴ ماه پیشرها
2از نظر من عالی بود خسته نباشی هیجان و جدیت و لطافت داشت لذت بردم🥰
۴ ماه پیشFarzaneh
2عالی بود خوشم اومد کاش یکم دیگه ادامه داشت
۴ ماه پیشرها
0من درست متوجه نشدم.چند سال اختلاف سن داشتن؟
۵ ماه پیشNumb
2خانوادش که رسما زوری میخواستن شوهرش بدن، آزادی های فردی کمی که خانواده بهش دادن رو اروپایی میدونست برام عجیب بود. شهاب یه آدم مغرور نبود بلکه یک خودشیفته تاکسیک بود که مردانگی سمی رو غرور میدونست، شهاب آدم زن ستیزی بود که فکر می کرد اگر کسی حتی به ظاهر همسرشه دیگه کلفت و نوکر و بله چشم گوشه...
۵ ماه پیشزهرا ✨
4چندین باره دارم میخونمش یه جاهایی رو میشد یکم طولانی ترش کرد که جذابتر بشه اما در کل خوب بود
۵ ماه پیشزهرا محمدی
1نویسنده قلم معمولی داشت یسری جا رمان از کنترل مشخص بود خارج میشه ولی در کل قلم خوبی داشت من رشته ام نویسندگی و سالهاست در قسمت رمان مشغولم رمان خوبی بود موفق باشید
۵ ماه پیشمونیا
5توروخدا مثل این رمان پیشنهاد بدید من اینم با نظرات بقبه خوندمش عاااالی بود رمان های قبل این سوتفاهم بودن
۶ ماه پیشرمان خونای قوی
5مثل این رمان چی پیشنهاد میکنید؟ همینقدر پسر مغرور و داستان جذاب
۶ ماه پیشنگار
7رمان خیلی خوبی بود خوشم اومد ازش غرور شهاب و گستاخی هلیا رو دوست داشتم ممنون از نویسنده
۶ ماه پیشFati
5خیلییی عالی بودددد👌😍
۶ ماه پیش

Maryana
0رمان در مورد دختری که عاشق پسری شد که او عاشق دوست همدانشگاهی اش شده بود و با او ازدواج کرد و تمام خاطراتش را در دفترش نوشت و بعد مدت ها دوستش مریض شد و مرد و پسر با دیدن دفتر خاطراتش متوجه عشق او به خود شد و خیلی از دست دختره عصبانی میشه دختره بود پسره بعد ازدواج با دوستش گفت چرا حاستگاراش رو رد