دوست داشتی؟
رمان خلافکار مغرور ( جلد اول ) اثر ستایش خفن

رمان خلافکار مغرور ( جلد اول )

  • زبان فارسی
  • 87.2K 👁
  • 124 ❤️
  • 137 💬

خلاصه رمان خلافکار مغرور ( جلد اول )

موجب میشه که این سه برادر عاشق این سه خواهر بشن و غروری که بین این شش نفر هست شکسته بشه اما دلربای داستان ما دنبال انتقامه که تو این راه موجب میشه که از عشقش دور بشه اما نیروی قوی که این عشق داره دوباره دلربا رو به عشقش میرسونه …پایان خوش

قسمتی از متن رمان خلافکار مغرور ( جلد اول )

دلارام ودل آرا خداحافظی کردن ولی من بدون خداحافظی راه افتادم طرف بوگاتی باریموت در بوگاتی رو باز کردم ورفتیم سوار شدم پامو تا حد مرگ رو گاز گذاشتم به طوری که لاستیکای ماشین باجیغ دل آرا کشی راه افتادن ( میگم دل آرا چون عاشق این صدای لاستیکاس) به خونه رسیدیم دخترا رفتن داخل منم داشتم میرفتم که گوشیم زنگ خورد با دیدن شمارش اخم کردم و دکمه برقراری تماسو زدم :
من : بنال !
امیر : علیک
من:زهر هلاهل مینالی یا قطع کنم
امیر : ای بابا زنگ زدم بگم بادخترا آماده باشین امشب یه محموله در راهه
پوفی کشیدمو گفتم : خب کجاست
امیر : خونه آقا شجاع
من: جهنم
تماسو قطع کردم زنگ زدم به نعمتی (نعمتی کسی که رو محموله ها نظارت داره )
نعمتی : سلام
من : نعمتی محموله ای که تو راهه کجاس
نعمتی : تهرانه اینم محل دقیقش (.........................)
من : خوب ممنون فعلا
نعمتی : خواهش خداحافظ
ای کاش امیر اندازه این نعمتی شعورش میرسید باخستگی تمام رفتم خونه به دخترام گفتم که استراحت کنن که شب خسته نباشن رفتم تو اتاقم دراز کشیدم رو تختم که چشمم افتاد به عکس مسعود بعد مرگش دادم که یکی از عکساشو بزرگ کنن وبزنن روی چوب منم عکسشو گذاشتم روبه روی تختم تا خیره بشم بهش بااینکه رفتی اما تو قلب من همیشه هستی هرگز یادت فراموش نمیشه نفس عمیقی کشیدم روبه عکسش گفتم :
من : به پای هم پیر شدیم منو یاد تو
اشکام سرازیر شد ولی زود زدمشون کنار لباسشو از زیر بالشت در اوردم وبغل گرفتم بوییدمش مثل همیشه بوی ادکلن تلخش مستم کرد هنوزم تو حیرتم که طور چهار سال دوام اوردم بدون تو
چشمامو باز کردم ساعت دیواری اتاقم ساعت پنج رو نشون میداد شکمم داشت سوراخ میشد ازبس گرسنه ام بود رفتم تو آشپزخونه که با دیدن قابلمه غذا لبخندی محو زدم قربونت دلارام دردت بخوره توملاج دل آرا (بنده خدا دل آرا )بعد اینکه سبزی پلو رو خوردم بلند شدم رفتم دخترام بیدار کردم رفتم تو اتاقم یه مانتو لی مشکی با یه جین مشکی پوشیدم یه شال مشکی پوشیدم با ادکلن هم یه دوش حسابی گرفتم کیفمو ورداشتم واز اتاق زدم بیرون رفتم از تو جا کفشی یه اسپرت مشکی خوشگل ورداشتم پام کردم رفتم بیرون که دیدم دخترام یه تیپ مشکی زدن در البته مال اونا مثل من لی نبود اسپرت بود رفتم سوئیچ رو از دلارام گرفتم سوار بوگاتی ویرونم شدیم ضبط رو روشن کردیم که حوصله امون سر نره پامو رو گاز گذاشتم به طوری که جیغ لاستیکا بلند شد چه کار کنم عشق سرعتیم دیگه صدای آهنگ تو ماشین پیچید:
وای که چقدر تورو دوس دارمو
میمیرم واسه تو تو همیشه تو قلبمی
میمیرم واسه چشمای قشنگت
بگوبگوبگو دوسم داری
دیگه نگونمیای که میمیرم
وقتی که نیستی بهونه میگیرم
بازی نکن با دلم که میمیره
بیا که دلم پیش قلب تو گیره
نکنه دیونه شی به عشق من شک کنی
نکنه بی وفا بشی بخوای منو دک کنی
نکنه میخوای بری بازم میخوای بد بشی
شاید واست عادی شدم میخوای ازم رد بشی
توروخدا وقتی میام نگو دیگه دیره
نگو دلت یه جای دیگه اسیره
نگو نمیشناسی تو رنگ صدامو
نگو دیگه نمیفهمی معنی حرفامو ...................
((دوست دارم / حمید عسگری ))
بغض بدی تو گلوم نشست با این آهنگ یاد مسعود تو وجودم زنده شد لایه نازکی از اشک دیدمو تار کرد آهنگ هنوز ادامه داشت نمیخواستم جلو خواهرام اشک بریزم نمیخواستم غروری که این همه سال حفظش کردم جلو خواهرام بشکنه یه لحظه کنترلم خارج شد وبا مشت چنان کوبوندم تو ضبط که دلارام که کنارم بودپرید به سمتم دل آرا هم نگران به دلارام زل زده بود مشتم درد گرفت صدای ضبطم دیگه بیرون نیومد ......... دل آرا خواست حرفی بزنه که دلارام باسر بهش فهموند چیزی نگنه که اوضاح خرابه بالاخره رسیدیم به محل قرار محموله ها عصابم خرد وخاکشیر شده بود دنبال چیزی میگشتم تا اعصبانیتمو سرش خالی کنم که چشم خورد به اون سه تا برادرا اونا این جا چی میخوان آخه؟ به خدامیکشمت امیر گوشیم زنگ زد خود نحسش بود سریع جواب دادم.... طوری داد زدم که اون سه تا برادرا هم متوجه همون شدن :
من:آشغال نکبت این احمق ها کین اینجا ؟؟؟؟؟؟؟
امیر : ای بابا زشته اونا همکارای جدیدتن میشنون بد میشه!!!!!!!!
من : امیر دعا کن دستم بهت نرسه که اگه برسه عزارییل رو ملاقات میکنی
امیر : وای مامانم اینا ترسیدم
من : مگه من مسخرتم آشغال
امیر : مثل اینکه عصاب نداری داری روی من بنده خدا اعصبانیتتو خالی میکنی
من : آره عشقم میکشه دوس دارم رو تو خالی کنم
امیر : پس من برم که اگه بمونم ترورم میکنی!!!!!!!!!
من :هههههه باشه فردا منتظرم بمون آقا امیر ببینم کی نجاتتت میده لندهور
امیر : منتظرم تا فردا فعلا بای
تماسو قطع کردم به جای اینکه خالی بشم از عصبانیت بدتر عصبی شدم به طوری که به همه داشتم گیر میدادم هی پاچه میگرفتم
با اخم سرمو بالا اوردم که دیدم اون سه تا برادرها دارن به سمت ما میومدن قیافه هاشون بدک نبود ولی سیاوش توشون خیلی مغرور بود و همین منو جری تر میکرد کسی نباید در مقابل من غرور داشته باشه من خودخواه نیستم ولی دوس ندارم بقیه غرور جلوم داشته باشن واین از مغرور بودن خودمه .............
سیاوش : سلام خانوم ها !!!!!!
سرمو با غرور تکون دادم دلارام و دل آرا هم سلام کردن سیاوش منتظر بود من سلام کنم اما کور خوندی ههههههه ! خیط شد اما اینقدر پرو و مغروره بروی خودش نمیاره ......
من : ممنونم آقایون ماهان تشریف اوردین
سیاوش : عدت دارین سلام نمی کنید !!!!!!!!!!!
من : نخیر عادت ندارم به احمقا سلام کنم
پوزخندی زدم کاملا داشت حرص میخورد ولی من هنوز دلم خونک نشده بود خیلی داشت خودشو کنترل کنه که نزنه تو دهنم ولش کن راهمو خیلی شیک گرفتم و رفتم بسوز آق سیاوش از خود راضی مغرور !!!!!!!
دلارام :
واییییییییی! این دلربا امشب قاطیه فاز و نولش باز زدن بندری برقصه این کسی بهش نزدیک بشه عزراییل و دوست های گرامیشو ملاقات میکنه
من رو به سیاوش : ببخشید دلربا منظوری نداشت
سیاوش یه نگاه خشک و مغرورانه بهم کرد بعد راهشو خیلی شیک گرفت و رفت ایــــــــــــــش پسره از خود راضی مغرور سوسول بیشعور نکبت ........
سامان : ببخشید این داداش مام عصابش از رفتار دلربا خانوم خورد شده


بیشتر بخوانید

نظرات رمان خلافکار مغرور ( جلد اول )

  • Asma

    3

    یعنی یه رمان پلیسی درست حسابی نیس اینجا این چی بود انگار رمان مال ۲۰ سال پیشه همونقد مبتدی

    ۸ ماه پیش
  • نسیم

    1

    چرا پایگاه ویژه رو بخون ،خیلی عالیه

    ۴ ماه پیش
  • لیلی

    0

    سلام رمان پلیسی پایگاه ویژه عالی حتما بخونید

    ۴ هفته پیش
  • دلربا

    17

    نمردیم اسم ماهم تورمان آوردن😂

    ۵ سال پیش
  • مهدیس

    20

    اسمت تو رمان گناهکارم هست😂😜

    ۵ سال پیش
  • شهلا

    21

    ببخت تر از من نیس اسمم تو هیچ رمانی نیس مگر نقش منفی

    ۳ سال پیش
  • ✿MILK

    7

    عب نداره خودم ازت یک رمان مینویسم جزو شخصیت های اصلی هم میذارمت😂

    ۳ سال پیش
  • ناشناس

    3

    واقعا. تا الان ندیدی ؟🤣🤣آمدی جانم به قربانت نقش اصلی جز رمان داغونا

    ۳ سال پیش
  • aynaz

    6

    من اولین رمانی که خوندم شخصیت اصلیش هم اسمم بود بعد اون انگیزه رمان خوندن پیدا کردم😂😂

    ۳ سال پیش
  • آیلین

    3

    هه من و چی میگی اسمم تو رمان من خیابانی نیستم هستش ولی متاسفانه متاسفانه از شانس من شخصیتی که اسمم روشه شخصیت منفی و هر......ه هستش 😭 من چه قدر بدبختم 😭 خب حالا نوبت نظرم در مورد رمانه نویسنده افکارش زیادی فانتزی بوده آخه احساس می کنم دختره دختر جیسون استهتام تو فیلماشه 🤣🤫خدایی رمان افتضاح بود🤮

    ۱۲ ماه پیش
  • کیانا

    1

    دقیقا... منم یه چند تا رمانی که خونده بودم که اسمم روش بود..شخصیت دختره یه دختر خیابونی و ه**زه بود😂

    ۱۰ ماه پیش
  • آیلین

    0

    اشکالی نداره فوقش باهم گریه می کنیم

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    عزیزززم رمان گرداب خونین اسمت نقش اصلیه خیلیم دختره باحاله

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    0

    🤣🤣واقعا همین طوره

    ۴ ماه پیش
  • هانی

    0

    خیلی مسخره بود.نخونید.ابکی.کلا بیست خطشو خوندم مغزم سوخت.....نخونیدددد

    ۴ ماه پیش
  • سادات

    21

    نشونه های یک رمان ابکی و غیر واقعی:دختره :(چشمای کشیده و عسلی ، قد بلند ، خوش هیکل ، لبای قلوه ای بینی خدادادی عملی)زیبایی غیر طبیعی ، کلکل های مسخره و داستان های تکراری ،همشون یه پسر دنبال دختره اس که دختره الکی باهاش دوسته بعدش کات می کنن، خودشیفته ، پسرای مغرور ، همه از دم پولدار ، مگه یوزارسیفه؟

    ۱ سال پیش
  • Fatemeh

    0

    😂😂🤣👍اره واقعا

    ۴ ماه پیش
  • عالی بود

    0

    فصل اول کامل تر بود بهتر میشد

    ۵ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    سلام جلد دوم رمان خلافکار مغرور رو نوشتین یا نه خیلی دوست دارم ببینم بعدش چی میشه

    ۱۰ ماه پیش
  • الی بیینای

    1

    احمقانه ترین رمان زندگیم

    ۱ سال پیش
  • رقیه

    2

    عالی بود خیلی ممنون بود

    ۱ سال پیش
  • ...

    0

    همش فحشه اصلا خوشم نیومد همش عصبیه

    ۱ سال پیش
  • نیکا

    1

    رمان خوبی بود مرسی از نویسنده ش

    ۱ سال پیش
  • ملینا

    1

    سلام وقت بخیرجلد دوم کجا میتونم بخونم

    ۱ سال پیش
  • عاطفه

    1

    خیلی عالی است

    ۱ سال پیش
  • مونس

    1

    رمانتون عالی بود

    ۲ سال پیش
  • تکراری بود

    1

    خیلی تکراری بود رویا اصلا غرور نداشت همش گریه چراتوتمام رومان ها زن حامله میشه بد زایمان شوهرش متوجه میشه یابد چند سال میفهمه بچه داشته سر ته نداشت

    ۲ سال پیش
  • عالی بود

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!