لیست کلیه پارتهای رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان : پارت های 181 تا 200
تعداد کل پارت های منتشر شده : 213
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 181
جفتشون داشتن با هم صحبت میکردن، فیلمبردار دور بود ولی میتونستم اضطراب توی چهرشون رو ببینم. دیاکو بینشون ایستاده بود و با چشمهای گرد به حرفهاشون گوش میکرد. اگر دیاکو اینجاست... یعنی لیانا رو برگردوندن خونهشون؟ گلی خانوم حتما از دستم خیلی دلخور شده، یا حتی آیوار. لعنتی هیچ ایدهای نداشتم که ...
بروزرسانی در : ۳۰۵ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 182
یهو سورن مشت امیر رو توی هوا گرفت و با دست دیگهش محکم به شونهی آسیب دیدهی امیر کوبید. دلم نه از ترحم، بلکه از ترس دیدن صورت مچالهی امیر ریش شد. چهرهش حتی از آیوار هم ترسناکتر بود، خوف به دلم مینداخت و ناخودآگاه دلم برای هرکسی که سد راهش بود میسوخت. آرمان با غیض به سورنی نگاه کرد که ب...
بروزرسانی در : ۳۰۴ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 183
«روز بعد_خونهی نگار اینا» - میشه به آبجی چیزی نگی مامان پری؟ تو رو خدا... اگر بهش بگی میاد اینجا، دوباره بهم گیر میده میگه همش تقصیر آیواره، خواهش میکنم بهش هیچی نگو، من اصلا حالم خوبه. مامان پری با احتیاط شونههام رو گرفت و درحالی که مجبورم میکرد روی تشک دراز بکشم، لب زد: - نمیگم بهش ولی ...
بروزرسانی در : ۳۰۲ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 184
پارمیسی که خودش رو مسئول اشتباهات دانیال میدونست و از شدت نفرت نسبت به خودش چشماش بیحس شده بودن. رویای قربانی... منِ قربانیتر... . سرم رو پایین انداختم. رویا با نگاهش سمتم تیر پرتاب میکرد. دانیال واسه چزوندن من اون بلا رو سرش آورد... گناه رویا، این بود که عزیز کَردهی من شده بود. مهرداد ...
بروزرسانی در : ۳۰۲ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 185
اصلا شده بود عین فیلمهای پایان باز. زندگی همیشه پایانش باز بود. آدمهایی که دوستشون داریم میان و میرن، بزرگ میشیم، با تروماهامون درگیر میشیم، درس میخونیم، کار میکنیم ازدواج میکنیم و بعد هم مرگ و تمام. دستی به صورتم کشیدم تا بغضی نشم. بسه نگار... بسه! بقیه حق داشتن همه چیزو ول کنن برن. ر...
بروزرسانی در : ۳۰۲ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 186
- دیاکو کجاست نگار؟ کمی از آش مامان پری رو قورت دادم و با تعجب به امیر نگاه کردم. احساس کردم راجب دیاکو و داییش و کانادا نمیدونه، چشمهای دیاکو که این رو میگفت. شونهای بالا انداختم و لب زدم: - نمیدونم، گفت میرم یه جایی کار دارم. آشپزخونه به هم ریخته بود و مجبور شدیم توی هال آش بخوریم. رض...
بروزرسانی در : ۳۰۱ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 187
نگاهش رو به زور از ماشین پلیس گرفت و درحالی که دنده عقب میرفت غرید: - خونهی دیاکو. - چـــی؟ رضا این رو درحالی داد زد که محکم به پیشونی خودش میکوبید. حتی منم که کل روز لال بودم حالا زبون درآوردم؛ این ترس یاسین رو هم شفا میداد چه برسه به من! با بهت و وحشت سرم رو به طرفین تکون دادم و نالیدم...
بروزرسانی در : ۳۰۱ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 188
«دو سال بعد_هیجده سالگی نگار» - آقا برو کنار کنار کنار... وای خدا! - نگار تو رو خدا آرومتر، نفسم بالا نمیاد. هرکسی که سد راهم بود رو با بیشعوری هر چه تمامتر به کنار هول میدادم. خیلی عجله داشتم و از طرفی پیادهرو شلوغ بود. سر ظهر بود و نور خورشید تیز و برنده میتابید اما حتی چشمام رو ریز ن...
بروزرسانی در : ۲۹۸ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 189
- تو رو خودم شخصاً با رئیستون حرف میزنم تا حداقل امروز و فردا بهت مرخصی بده، به هر حال من از تُجار معروف اینجام. راجب خانوادهتون هم، تصمیم گرفتم ناهار خونه خواهرت باشم. چه موقعیتی بهتر از اینکه نگار جان رتبه یک شده و قطعا خانوادهتون توی پوست خودش نمیگنجه؟ دستهام دو طرفم افتادن و دهنم باز مو...
بروزرسانی در : ۲۹۸ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 190
- بگو به خدا بدون تقلب رتبه یک شدم! - کاش میشد همین میزو روی سرتون بکوبم تا مغزتون از ک*ونتون بزنه بیرون. - این ادبیات اصلا در شأن رتبه یک تقلبی نیست. - میگما شاید نگار با تبر رفته بالای سر طراح سوال به زور سوالا رو ازش گرفته... به هر حال سابقش رو داشته! - من میگم خودش رو شبیه گداها کرده تا ...
بروزرسانی در : ۲۹۷ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 191
- واسه چی اومدیم نمایشگاه؟ من لباس درستی واسه اینجا نپوشیدم، خیلی بد شد. این حرف رو مضطرب و دلخور مانند کنار گوش سپنتا گفتم. بعد با حساسیت لبههای مانتوم رو به هم نزدیک و آستینهاش رو پایین کشیدم. باورم نمیشه توی نمایشگاه بین المللی علوم دریایی ایستادم ولی تیپ رسمی ندارم. دوست داشتم با این ...
بروزرسانی در : ۲۹۶ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 192
از پلههای باغ پایین رفتم. یه دستم رو توی جیب مانتوم فرو بردم و با دست دیگهم صفحه گوشی رو بالاتر بردم تا چهرهم مشخص باشه. حالم از چشمهای ورم کرده و نگاه بیحالم بهم خورد. لعنتی قرار بود بهترین روز زندگیم باشه... دوباره بعد از دو سال شانس سیکیم خیاریم گل کرد! - باور کن برای امروز واقعا دیگه ...
بروزرسانی در : ۲۹۵ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 193
خوشحال بودم که سپنتا بینمون داره راه میره و رویا قیافم رو نمیبینه. یعنی انگار با ماهیتابه کوبیدن بهش! داشتم دچار تیک عصبی میشدم به خدا. نمیدونم چرا اما با بد اخلاقی پرسیدم: - هزینه عروسی خیلی گرون شده. فکر نکنم با دو میلیون فالوور بشه پول یه عروسی خفن و بعد هم ماه عسل و خونه و زندگی رو فراهم...
بروزرسانی در : ۲۹۵ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 194
احتمال اینکه بعد از دو سال من برم چابهار، دوست پسر جدید داشته باشم، یهو رتبه یک بشم، بعد رویا بیاد و بفهمم میخواد با یه بوقلمون ازدواج کنه، بعد بخوام با برادرم جورش کنم درحالی که روز بعد مراسم عروسی خود برادرم با یه خانم پنجاه سالهست، بعد تصمیم بگیرم بیام جشن ساحلی و پسری که متاسفانه هنوز دلم پ...
بروزرسانی در : ۲۹۳ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 195
- فقط باید یه دختر داف پیدا کنیم و باهاش حرف بزنیم، بعد یه کاری کنیم خودش و اون پسره مانی یه جای خلوت با هم تنها بشن. قسم میخورم مانی سریع شلوارشو میکشه پایین. ما هم رویا رو میبریم بهش نشون میدیم چه سست عنصری قراره اسمش بره توی شناسنامش. بعد خندهی شیطانی و پر از عشوهای سر داد و منتظر جواب...
بروزرسانی در : ۲۹۳ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 196
- اگر من شوهر رویا بشم و تو هم شوهر تارا، اون وقت من و تو چی میشیم؟ بــــاجــــنــــاق همدیگه! مرتیکه هر هر خندید و موقع خنده خودش رو توی بغل آرمان انداخت. آرمان یه نگاه پر از فریادی به افق داشت و قسم میخورم داشت با خودش میگفت چی میشه اگر فنجون قهوه رو توی سرش بشکنم؟ - وای آرمان جون دیگه چی...
بروزرسانی در : ۲۹۳ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 197
انگشتهای عرق کردهم از روی دامن رون پام رو فشردن. دوباره حالت تهوع به جونم افتاد، این دفعه دیگه قرار بود چیو بالا بیارم؟ مورمورم شده بود ولی جرعت نداشتم ازش فاصله بگیرم. نگاهم رو به پارکتهای چوبی دوخته بودم. باریکهی نور ضعیف ماه از سمت پنجره روی پارکتها میتابید، پنجرهای که به سمت آلاچیقه...
بروزرسانی در : ۲۹۱ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 198
تهدیدوار و عصبانی غرید: - توی همین اتاق یه کاری میکنم ترجیح میدادی اون حرومزاده رو زیر بگیرم، خانوم مهندس. نفسهام به شماره افتاد؛ توی وضعیت بدی قرار داشتم. دلم به هم میپیچید، قلبم دردناک میتپید و شونههام رو به درد میآورد، احساس میکردم همین لحظههاست که از هوش برم. مغزم قفل کرده بود و م...
بروزرسانی در : ۲۹۱ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 199
«نزدیکهای صبح_بعد از اولین رابطه نگار و آیوار» - سنگ کاغذ قیچی بازی میکنیم هرکس باخت باید آلاچیقو تمیز کنه. - خیلی حیوونی اگر انقدر پررو باشی! - کمرم درد میکنه آخه. - میخوای لحافو بکشم پایین نشونت بدم من دقیقا چند قسمتم درد میکنه؟ - من که از خدامه لحافو بکشی پایین. چیه تا خرتناق کشی...
بروزرسانی در : ۲۸۹ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 200
«ساعت پنج عصر_مراسم عروسی رضا و سامانتا» صدای تق تق کفشهای پاشنه بلندم رو نمیشنیدم؛ موقع خریدنشون خیلی ذوق داشتم. حالا چون عروسی توی ساحله، همین که باهاشون نمیفتم باید خدا رو شکر کنم. دقیقا جلوی ورودی مراسم ایستادم. البته مراسم آنچنانیای نبود، بیشتر شبیه به یه جشن دوستانه یا خانوادگی به نظر ...
بروزرسانی در : ۲۸۸ روز پیش
