رمان ما ماندیم و عشق
- به قلم مرضیه نعمتی
- 71 پارت
- تمام شده
- 151.7K 👁
- 634 ❤️
- 582 💬
عباس پسر خوشچهره و بامرامی که تو جنوب شهر با مادر و برادرش زندگی میکنه معیارای زیادی برای ازدواج داره! با اینکه راننده اسنپه و اوضاع مالیش هم خوب نیست هر دختری رو پسند نمیکنه و خیلی حالش گرفتهس! تا اینکه یه روز یه دختر تپل و بامزه که سنش به چهرهاش نمیخوره تو کوچه از جلوش درمیاد! این دختر که همسایهی جدیده و خبر نداره عباس صد جا خواستگاری رفته دیگه اصلا با معیاراش جور درنمیاد! اما مادرش اصرار داره با اون ازدواج کنه! حالا چه اتفاقی میافته وقتی تقدیر جوری رقم بخوره که عباس سختپسند با بهار مهربون و دوستداشتنی انتخاب اول و آخر هم بشن؟
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.
سمیرا
در پارت 710سلام عزیزم رمانتون فوق العاده زیبا بود خیلی دوسش داشتم ازشما ممنونم انشالله همیشه تو کارو زندگیتون موفق وسربلند باشین قلمتون ماندگار باشه 🙏🙏🙏🙏❤️❤️❤️
۳ هفته پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلام سمیرا جان. ممنونم از لطفتون. زنده باشین عزیزم. سپاسگذارم❤️🌹
۳ هفته پیشپرنده
در پارت 710انتخاب موضوع کلی داستان خیلی خوب بود مخصوصا برای جوون های الان که برای ازدواج و شروع زندگی خیلی پرتوقع هستند و چه دختر و چه پسر از طرف مقابل توقعات بالا دارند و همه چیز را همون اول زندگی حاضر و آماده می خوان و حاضر نیستند با صبر و تلاش و توکل زندگی شون را بسازند.
۱ ماه پیشدلارام
در پارت 710خیلی رمان خوبی بود خسته نباشین واقعا همینکه مثل بقیه رمانا کشش ندادین وپیچیده نبود عالی بود😍❤❤
۲ ماه پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم❤️
۲ ماه پیشدلارام
در پارت 310ای بابا این عباسم خون به جگر کرد مارو بابا عاشق شو دیگه دخترمون گناه داره
۲ ماه پیشحنا
0عالیه نویسنده ی عزیز زنده باشی
۲ ماه پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنون گلم❤️
۲ ماه پیشاسرا
در پارت 101خوب حمیده میخوادبیادتهران چکارکنه؟ هدفی داره لابد بعداون به پیرمردراضیه خوب دربیابیرون تاتوروببینن باهمون پیرمردازدواج کن ممنون 😘
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
هدف دخترا از ازدواج با هم فرق داره. یکی به عشق و علاقه اهمیت میده یکی به پول و دارایی طرف مقابل و یکی به شهر یا محل سکونت.
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
تهران اومدن برای حمیده اولویت اول و آخر ازدواجشه چون حس می کنه اینطوری آزادی و رفاه و امکانات بیشتری داره❤
۲ سال پیشزینب
در پارت 100👏🏼👏🏼👏🏼👏🏼👏🏼
۵ ماه پیششیدا
در پارت 300خیلی عالی قلم زیبا و روانی دارین با خوندن این رمان، انگار ک داری باهاشون زندگی میکنی یا فیلم میبینی میبره تو اون حال و هوا
۶ ماه پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم شیدا جان. خوشحالم مورد علاقت هست و با شخصیتها ارتباط خوبی برقرار کردی❤️
۶ ماه پیششیدا
در پارت 150عالی بود قلمت مانا. راستی مگ عباس چن سالشه ک دختر ۲۳ سااه رو بچه میبینه🫣🤔
۶ ماه پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنون گلم. دختر تو سن بهار برای ازدواج مورد پسندش نیست و این سن رو برای ازدواج پایین میدونه.
۶ ماه پیشوکیلی
در پارت 550اگه به اوج رسیدی حواست باشه یه نگاه هم به پائین بندازی
۷ ماه پیشوکیلی
در پارت 520عباس و بهار
۷ ماه پیشوکیلی
در پارت 460هم هیجان زده هم خوشحال ☺️
۷ ماه پیشوکیلی
در پارت 430دوست ندارم برای کمک پیش باباش بره ولی امیداورباشیم به اینکه هم کار خوب پیدا کنه و هم پاشو عمل کنه
۷ ماه پیشوکیلی
در پارت 360ممنونم ازتون خیلی رون وزیباموفق باش برای خوندن رمان به دیگران پیشنهادخوبیه 👍
۷ ماه پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
زنده باشین. خوشحالم مورد علاقتون بوده.
۷ ماه پیشمریم
در پارت 430عالی تااینجا
۷ ماه پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده Marziyehnemati.98 -
آیدی تلگرامی نویسنده Marziyeh_nemati -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
شادان
در پارت 710خیلی داستان قشنگی بود ...شخصیت بهار خیلی دوست داشتنی بودد...