دوست داشتی؟
رمان بازی مرگبار عشق اثر زهرا علیپور

رمان بازی مرگبار عشق

  • 69.3K 👁
  • 62 ❤️
  • 53 💬

داستان عاشقانه ما سرآغاز عشقی ممنوع بود! این یک بازی ممنوعه بود که بازیگرهای این بازی مرگبار ناخواسته تن به این بازی بی رحمانه دادند! همگی نیاز داشتیم به مقدار کمی خوشی! حتی لحظه ای کوتاه! که بتوانند رنگ زیبای خوشبختی را بچشند! اما عده ای قربانی می شوند و خوشبختی را برای مونس خود به یادگار می گذارند!

بیشتر...
شما میتوانید با نصب اپلیکیشن دنیای رمان، رمان مورد نظر را به صورت آفلاین و کامل بخوانید مطالعه رمان از طریق نصب اپلیکیشن
همچنین میتوانید بخش زیادی از رمان را به صورت آنلاین همینجا مطالعه کنید و در صورت تمایل اپلیکیشن را نصب کنید شروع مطالعه آنلاین رمان
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Tara

    0

    رمانی افتضاح با قلم بچگونه و خط داستانی چرتو پرت

    ۴ روز پیش
  • نلک محبت

    0

    ممنون از نویسنده رمان جالبی بود

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    داستان کوتاه و قشنگی بود البته میتونست کمی واقعی تر باشه

    ۹ ماه پیش
  • محدثه

    1

    رمان جالبی نبود. بخونید چیزی به دست نمیارید بلکه وقتتون هم هدر میره؛ شخصیت اصلی یه شخصیت نامأنوس هس رمان غیرطبیعیه قابل باور که هیچی قابل تحمل هم نیست قلم نویسنده عزیز هم متاسفانه زرد بود

    ۱۰ ماه پیش
  • a.fatemi

    0

    کتاب زندگی راتین را زندگی یک بچه یتیم به تصویر کشیده است که مال و امول چندانی ندارد ولی بعد از ازدواج با ای تیس دو ماشین دارند که این یعن ی با ثروت پدر زنش زندگی میکند و این با شخصیت راتین مغایرت دارد

    ۱ سال پیش
  • a.fatemi

    0

    و همچنین پرداخت بیشتر به شیطنت های پرهام داستان را جذاب تر میکرد و از داستانی که فقط به شرح اتفاقات پرداخته فاصله میگرفت تمام اتفاقات برای شخصیت های فرعی می افتاد که داستان زیاد به انها نپرداخته بود

    ۱ سال پیش
  • a.fatemi

    0

    کتاب یک خلاصه داستان بود که شخصیت ها در ان شکل نگرفته بودند به این منظور بایدسردی شخصیت اصلی را بیشتر به نمایش می گذاشتی و با ارامش فاصله ای تیس و بادیگاردش را کم میکردی تا عشقشان ملموس تر باشد

    ۱ سال پیش
  • افسرده

    1

    فقط من بودم که زوج سارا و پرهام و بیشتر از زوج اصلی دوست داشتم؟

    ۲ سال پیش
  • الهه

    2

    خیلی سریع داستان پیش میرفت کمی هم ابتدایی بود انگار نویسندش تازه وارد دنیای نوجوونی شده .برای وقت گذرونی خوبه

    ۲ سال پیش
  • مدیسا

    2

    عالی بود منکه لذت بردم ولی پرهامه بیچاره گنا داش ولی در کل با اینکه رمانه خیلی خلاصه ای بود ولی خیلی خوب بود

    ۲ سال پیش
  • باران

    1

    چرا پرهام روتو رمان کشتی بیچاره نفهمید باباشده چراتوسه فصل داستان ۵نفر مردن

    ۲ سال پیش
  • ˢᵃʳᵃ

    3

    من چرا اینو خوندم😐

    ۲ سال پیش
  • نازنین

    0

    بد نبود،ولی خب ب نظرم باید یکم بیشتر به داستان پر و بال میداد،اغراق درمورد توصیفات،مثلا جنسیس تعمیرگاه بود با فراری رفت😐رمان دیگه اینجوری خیلی غیر طبیعی میشه،وارتباط خواننده با داستان کم میشه

    ۲ سال پیش
  • یگانه

    0

    من برای دومین بار خوندم این رمانو خیلی خیلی قشنگ بود

    ۳ سال پیش
  • امیر

    0

    عااااالی بود مرسی از نویسنده عزیز

    ۳ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.