خلاصه رمان :
صدای داد و وحشت، آیندهی تیره و تاریک، چون برزخی گرفتارم کرد؛ تهدید صلاحش، خنجر به دل نازکم! ادعای عطشِ دلیرت میکردم و حال جزء هراس از اسمش سرم بر باد و آیندهام سیاه! حق را دانشور بودند، اما احمق بودند، احمق بودند و انسانیت را از یاد بردند و جانِ جانانم بر باد و روح و روانم آغشته از هراس و غم!
قسمتی از متن رمان یغماگر
رقیه
5مبهم و پر از غلط املایی، قلم یه کودکه به نظرم یه بچه اینو نوشتع
۲ سال پیشAliasghar
0اونوقت اگه بچه نوشته چرا انقدر آرایه ادبی داره ؟
۳ ماه پیشساغر
2ببخشید ولی رمان خیلی پیش پا افتاده بود غلط های املایی و این که اصلا نفهمیدیم چرا اون خونه نفرین شده و زمین شومه سرگذشت وهاب چی شد خلاصه خیلی بی سروته و نا معلوم بود
۸ ماه پیشمریم
1دوست داشتم نامه ی وهاب و ساغر هم فاش میشد نمیدونم چرا فکر میکردم این دوتا باهم به ترلان خیانت میکردن
۸ ماه پیشملکه
0بنظرم خیلی قشنگ بود من خیلی از شخصیت مسیح خوشم اومدعاشق این رمان شدم ممنونم نویسنده عزیز 😍😍
۱۰ ماه پیشمریم
0چرت و بی سر و ته بود
۱۲ ماه پیشKhazaell.
0عالی و هیجان انگیز... خواهشاً جلد دومش رو در همین برنامه بزارید که بتونیم بخونیمش، بی صبرانه منتظرم🙏🌹
۱ سال پیشH
4از سریال تاروت تقلید شده بود
۲ سال پیشساحل
1آره داستانش قضیه اش مثل همون بود
۱ سال پیشخوب بود
0🇰🇷
۲ سال پیشزهرا
0بد نبود
۲ سال پیشدلی
0خوب بود
۲ سال پیشملک محبت
0خوب بود پس جلد دوم کو
۲ سال پیشچینگ چانگ
1بد نبود رمانش اما خیلی میتونست بهتر باشت
۲ سال پیشGhazal
0جالب بود اما کمی مبهم
۳ سال پیشمحمد
2رمان خوبی بود در 53 دقیقه خواندم
۳ سال پیش

ویان
0به طرز باورنکردنی اصلا نتونستم باهاش ارتباط بگیرم! قلم خیلی ابتدایی داره. بعضی قسمت ها جمله بندی درستی نداره و اینکه نویسنده اومده سعی کرده با کلمات متن رو قشنگ تر کنه ولی از کلمات اشتباهی استفاده کرده که باعث شده متن خیلی گُنگ و گاهی مسخره به نظر بیاد. داستان اصلی جالبه ولی خیلی جای کار داره نگارشش