رمان مدیر معاون (عشق سریالی)
- به قلم نسترن قره داغی
- 197 پارت
- تمام شده
- زبان فارسی
- 2.7M 👁
- 5.3K ❤️
- 5.3K 💬
خلاصه رمان :
به دنبالهی ماجرای مدیر و معاونهای مدرسهی نام آوران و بخیر گذشتن این اردوی پرخطر، حالا وقتشه که از یه سری رازها پرده برداریم و روند زندگی اونها رو دوباره به چالش بکشیم. هامین نظری، کارگردان تازهکار جوونمون که حالا با پسرخالهی ثمر شدن و دوستی قدیمیاش با میثم که دوباره جون میگیره، حسابی به رابطه نو پای نیاز و معراج نزدیک شده، نقشههایی توی سرش داره که مهم ترینشون بردن نیاز به آفریقاست. حالا به نظر شما موفق میشه؟ یا معراج میذاره که نیاز رو با خودش ببره؟ به نظر آوارگی دست از سر اونها بر میداره؟ یا این بار اونها رو به جزیرهی بزرگ ماداگاسکار میکشه؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان مدیر معاون (عشق سریالی) - پارت 197
مهدیس خودش رو بینمون انداخت و با مظلومترین حالت ممکن گفت: ببینید بیاید با هم دوست باشید، اگه جای من بودید چه میکردید؟ کلا نقش یه هویج آویزون رو داشتم و آخرشم هیچ شوهری گیرم نیومد میدونید؟ من نظرم اینه که بیاید جمع بشیم و با هم دیگه صدامون رو به گوش اون مسئولی که بیکفایتی کرده برسونیم. نویس...
بروزرسانی در : ۱۷۱۸ روز پیش
-
رمان مدیر معاون (عشق سریالی) - پارت 196
خوشبختانه حرفهای گوهربار میثم هم به دست هامین خاتمه پیدا کرد و قبل از اینکه این دو تا بردار آبروی نداشتمون رو بیشتر از این نبردن حواس کارگردان بدبخت و به سمت خودش جلب کرد. گوشهای رفت و با لبخند مشغول صحبت باهاش شد و ما رو توی حال خودمون گذاشت. - میگم حالا باید همگی بشینیم فیلم رو ببینیم سانسو...
بروزرسانی در : ۱۷۱۹ روز پیش
-
رمان مدیر معاون (عشق سریالی) - پارت 195
نگاهم جایی رو که با انگشت نشون میداد دنبال کرد و به چندین دم و دستگاه و آدم رسید که از اون بالا ازمون فیلم میگرفتن. باورم نمیشد! یعنی اینا همش کار...؟ - اینا همش کار توئه هامین؟ با حرف میثم داغ دل هممون تازه شده و مثل گرگهای وحشی بهش زل زدیم که ترسیده یه قدم عقب رفت و فورا گفت: نه نه!...
بروزرسانی در : ۱۷۲۱ روز پیش
-
رمان مدیر معاون (عشق سریالی) - پارت 194
*** #نیاز با صدای جیغ ثمر هر چهار نفرمون روی زمین خوابیدم و داد بلندی کشیدیم که متعجب به سمتمون اومدن و سیاوش گفت: چتونه؟ چرا همتون عین نیمرو چسبید به زمین؟ دستهام رو که به عنوان سنگر روی سرم گذاشته بودم از هم باز کردم و درحالی که حرصی سر جام مینشستم گفتم: این چه طرز اعلام حضوره؟ اگه...
بروزرسانی در : ۱۷۲۲ روز پیش
ثریا
در پارت 520عالییییییییییییییییی
۱ سال پیشثریا
در پارت 511عالییییییییییییی
۱ سال پیشثریا
در پارت 490عالییییییییییییییییییییی
۱ سال پیشثریا
در پارت 470عالییییئیییییییبییییببببببب
۱ سال پیشثریا
در پارت 460عالیییییییییی
۱ سال پیشثریا
در پارت 440عالییییییییییییییییییییی
۱ سال پیشثریا
در پارت 430عالیییییییییی
۱ سال پیشثریا
در پارت 420بیستهههههههههههه
۱ سال پیشثریا
در پارت 400عالییییییییی
۱ سال پیشثریا
در پارت 380عالییییییییی
۱ سال پیشثریا
در پارت 390عالییییییییئیی
۱ سال پیشثریا
در پارت 380عالیییییییییی
۱ سال پیشثریا
در پارت 351خخخخ معراج کصافتتت خخخ
۱ سال پیشثریا
در پارت 341دو عدد دلقک داریم معراج میثم خخخ
۱ سال پیش

ثریا
در پارت 550عالیییییییییییییییییییی