رمان اشق
- به قلم عاطفه میرزائی
- 24 پارت
- در حال نگارش
- 52.3K 👁
- 102 ❤️
- 117 💬
صنم، معشوقهای پنهان، پس از سه سال و نیم سختی و رنج، بالاخره کمی آرامش پیدا کرده است، اما ناگهان، یک فرد ناشناس او را به مدت یک شبانهروز میدزد. این اتفاق به شدت او را تحت فشار قرار میدهد، اما او با این درد به خوبی کنار میآید. تا اینکه افرادی وارد زندگیاش میشوند که میانهی خوشی با آنها ندارد، اما صنم طی یک اتفاق برای حفظ میراث بازمانده از اجدادش مجبور میشود با این افراد سازگاری کند؛ پس از آن زندگیاش وارد مسیری جدید و عجیبی میشود. حال صنم مجبور است با این وضعیت جدید رو به رو شود و به دنبال راهی برای بازگشت به زندگی عادیاش باشد. داستان او درباره تجربهی عشق، اجبار و خشم، امید و جستجوی آرامش در میان سختیهاست.
هنوز عضو رمان نشدی؟
برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.
کد عضویت داری؟
کد و وارد کن
اطلاعیه ها :
سلام دوستان، یهویی یه پارت هدیه فرستادم نوش نگاهتون🌹
سلام دوستان گلم، امیدوارم ایام به کامتون باشه...
دوستان رمان اِشق تا به الان حدود 450نفر دنبالکننده داره و پارتها رو هم تعداد بالایی میخونن... من موندم یعنی نظری، پیشنهادی ندارین😂😂😂 البته هستن دوستانی که ارادت دارن ها... بعد انتظار دارین هر روزم پارت بذارم😢منتظرم دوستان🌷
سلام به دوستان گلم، عزیزان رمان دیگه کمکم داره وارد مراحل هیجانی میشه...
تو این رمان قراره اِشق( متفاوت با اون عشق) و درد و اجبار و تلخیها رو مرور کنیم، پس لطف کنین با نظرات فراوانتون، با لایکهاتون کنارم باشین💚
سلام به دوستان عزیز و همراه، من با رمان جدیدم (اِشق) در خدمتتون هستم. بازم مثل رمان های قبلی منتظر نگاه گرم و نظرات انرژی بخشتون هستم. حتما حتما نظراتتون رو برام بفرستین که هر واژه از شما قوت قلبه برام. ارادتمند شما عاطفه میرزائی🌹
۲ روز ۸ ساعت ۳ دقیقه آینده
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.

عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
تمام سعیام رو میکنم🌷
۱۲ ساعت پیشرویا
در پارت 230داستان وقلم شما عالیه🥰
۱۲ ساعت پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
ممنون🌹🌹🌹🌹
۱۲ ساعت پیشزهرا
در پارت 230عااااللللییییی لطف کن زود به زود پارت بزار من دلم داره میررههههه😍 راستیییی وداد مذنب فصل دو نداره؟؟؟من عاشقش شدممممم
۱۲ ساعت پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
سلام ممنون از این انرژی مثبت گلم. چشم😍 نه گلم وداد مذنب رو همونجا تموم کردم. دلم نیومد بیشتر اذیتشون کنم😂😂😂خیلی خوشحالم همراهم هستین🌹🌹🌹
۱۲ ساعت پیشفروغ
در پارت 230مثل همیشه عالی و قشنگ بود
۱۵ ساعت پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
ممنون🌷
۱۴ ساعت پیشفروغ
0عشقی عشق بی صبرانه منتظریم عاطفه جوونم
۲۰ ساعت پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
🌷شما لطف دارین گلم
۲۰ ساعت پیشنظر
2عالی بود و ارزش خوندن و وقت گذاشتنو داره
۲ روز پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
ممنون از شما🌷
۲ روز پیشفروغ
در پارت 210نمی دونم یه حسی میگه .یا باباش زنده اس خودشو مخفی کرده یا اینکه معین بوده حالا این حسه منه
۳ روز پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
برام جالب شد، انشالله در پارتهای آینده معلوم میشه...
۳ روز پیشفروغ
در پارت 210چرا من فکر میکنم اونی که اول داستان صنم و دزدیده بودن معین هستش واقعا چرا
۳ روز پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
واقعا چرا؟؟؟؟؟
۳ روز پیشنیل
1🥰لطفا زودتر پارت های جدید بزارین
۳ روز پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
ساعت۲۰:۵۰ ارسال میشه یکی هم هدیه داریم😍
۳ روز پیش?فاطمه
1رمان واقعا جذابیه فقط پارت ها دیر به دیر گذاشته میشه و هنگام خواندن پارت جدید پارت قدیم یادمون رفته ممنون میشم هر روز پارت بذارید تا اشتیاق خواننده رمان کم نشه
۳ روز پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
شما لطف دارین. چشم. امشب دو پارت میفرستم گلی
۳ روز پیشرویا
1رمان جذاب وقشنگیه.ولی پارت ها کوتاه ودیر به دیر به دستمون می رسه. مخاطب روکمی خسته می کنه.ممنون می شم کمی پارتها رو بیشتر بزارین
۴ روز پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
ممنون از نگاه گرمتون، به روی چشم پارت هدیه زیاد میفرستم و پارتها رو بیشتر میکنم🌷
۴ روز پیشالنا
در پارت 190ممنون بابت پارتا❤️
۵ روز پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
نوش نگاهت گلم🌷
۵ روز پیشمهسا
در پارت 190چی بگم والا . خدا اخر عاقبت صنم و با این افشارها بخیر کنه
۵ روز پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
نترسین صنم از پس خودش بر میاد😂😂
۵ روز پیشمهسا
در پارت 170تورو خدا حداقل صنم قبول نکنه
۵ روز پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
عزیزم😢 امشب پارت میذارم معلوم میشه😅
۵ روز پیشالنا
در پارت 170پروانه خیلی کوتاه میاد و حرفی نمیزنه حداقل میتونست از مریضیش سواستفاده کنه تا حرف تورج به کرسی نشینه نمیدونم من چرا با تصویر معین ارتباط نگرفتم 😅
۵ روز پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
پروانه همیشه شخصیت آروم و صبوری داشته. در پارتهای بعد بهش اشاره میشه. انشالله بعدها با تصویر ارتباط میگیرین😅یا میتونین خودتون تصویر سازی کنین😉
۵ روز پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده ثبت نشده است -
آیدی تلگرامی نویسنده ثبت نشده است -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
رویا
در پارت 230فقط لطفا پارتهای بیشتری بزارین.ممنونم