دوست داشتی؟
رمان دزد دل اثر نرگس واثق

رمان دزد دل

  • زبان فارسی
  • 67.9K 👁
  • 83 ❤️
  • 90 💬

خلاصه رمان عاشقانه دزد دل

کمند دختری که افغانی الاصل است ولی خانواده‌اش رو گم می‌کنه و دست سردسته‌ی دزدها میافته و تبدیل می‌شه به یه دزد ماهر، اما یه روز وقتی جیب یکی و می‌زنه طرف می‌فهمه و…

قسمتی از متن رمان دزد دل

آروم لب زدم.
- خوبی؟
چشم‌های خسته‌اش رو گیج و منگ به اطراف چرخوند؛ تا خواست دهن باز کنه که صورتش از درد جمع شد و آخی گفت.
- آروم باش چیزی نیست. زیاد درد داری؟
بی حوصله اما بیجون گفت:
- نه!
با دست سرش رو محکم گرفت و از جا بلند شد، با دیدن محتوییات کیفش که روی زمین بود؛ پوف کلافه‌ی کشید و نشست روی زمین و بی حرف شروع کرد به جمع کردن وسایلش. من‌هم نشستم و به کمکش پرداختم دست دست می‌کردم که بپرسم یا نه؟
- چی می‌خوای؟
با تعجب نگاهش کردم این از کجا فهمید یا الهی نکنه علم غیب داره؟
- ببند مکروب می‌ره توش مریض می‌شی!
- اوم چیزه می‌گم تو کدام مریضی خاصی داری؟
دست از جمع کردن وسایلش برداشت و با حالت خاصی نگام کرد واسه اولین بار دست و پام رو گُم کردم. با حالت مغرورانه‌ی ابروش رو بالا داد و گفت:
- به تو چه؟
وا مریضه این دختر بخدا! با یک سرعت باور نکردنی وسایلش رو جمع کرد و از جا بلند شد که بره نگاش به اون مرد خورد. گوشیش رو در آورد و شماره‌ی رو گرفت. متعجب به کارهاش نگاه می‌کردم چی می‌خواست انجام بده؟
- بلی اداره‌ی پلیس؟
رنگ از رخم پرید صداش رو جوری کرد که ترس خورده اما چرا؟
- یه... آدم می‌خواد یکی رو بکُشه ترو خدا زود بیایید. مجرم لباس‌های سیاه...
تمام معلومات رو در مورد اون مزاحم داد و طوری موضوع رو جلوه داد که اون شخص می‌خواسته کسی رو بکُشه! واقعا هوشیار بود گوشی رو قطع کرد دوباره شماره گرفت.
- الو سامیار با لاله و رونیکا برید کمی پول در بیارید کیک، شمع و باد کنک بگیرید من امروز نتونستم شکاری داشته باشم.
....
نفهمیدم اون سمتی کی بود و چی می‌گفت؟ ولی از حرفاش معلوم بود شریک دزدی‌هاشه!
گوشی رو قطع کرد و راهش رو گرفت که بره با سرعت صداش زدم:
- هی‌هی کمند خانوم صبر بفرما!
برگشت و با غُرور خاصی گفت:
- می‌شنوم؟
حق به جانب گفتم:
- من جونت رو نجات دادم!
ابرو بالا انداخت و گفت:
- باید ازت تشکر کنم؟
گیج گفتم:
- ها؟
- ها نه و بلی و بعدش با وجود این که وظیفت بود ولی بازهم تشکر.
وا این چرا اینقدرعجیبه؟ با سرعت راهش رو سد کردم.
- من جونت رو نجات دادم پس باید به من کمک کنی!
چشم‌هاش به اندازه‌ی توپ فوتبال شد با چشم و دهن باز گفت:
- ایول داری با این پر رویی‌ها!
- امشب رو باید به من جا بدی.
چشم‌هاش رو تنگ کرد کمی سرش رو به چپ و کمی به راست مایل کرد، من می‌گم این دیوانس خدایی.
- با این که تونستی ریکارد پُر رویی من رو بشکنی...
حرفش رو قطع کرد و ناگهان انگشت اشاره‌اش رو به سمتم گرفت و ادامه داد.
- اگه به من مشکل درست کنی یا...
با سرعت حرفش رو قطع کردم و گفتم:
- نگران نباش کاری بدی نمی‌کنم.
کمی با تردید نگام کرد و گفت:
- دنبالم بیا!
هنوز از اون کوچه بیرون نرفته بودیم که صدای آژیر پلیس همه جا رو گرفت. قدم‌هام رو تند تند بر می‌داشتم که این بار کمند سد راهم شد. موشکافانه و تردید وار پرسید:
- چرا از پلیس فراری هستی؟
با عجز نگاهش کردم که راهم رو آزاد کرد و گفت:
- فعلاً باهام بیا ولی باید بگی.
این دختر در حین دیوانگی هوشیار هم بود. بعد کمی پیاده روی به یک ساختمان نیمه کاره نزدیک شدیم به پشت ساختمان رفتیم که مقابل مون یک در کوچک و کهنه‌ی آهنی بود. کمند نزدیک شد و دو تقه به در زد. دیری نگذشته بود که در با صدای غیژی باز شد یک دختر بچه با موهای طلایی بود که در را باز کرد. هشت یا نه یا ساله به نظر می‌رسید با دیدن کمند با ذوق پرید بغلش و گفت:
- خوش اومدی مامان!
کمند هم مهربونانه دست‌هاش را دور دخترک مو طلایی حلقه کرد. یعنی مامانشه؟
وقتی از آغوش هم بیرون شدن نگاه دخترک به من افتاد.
- عه آجی این کیه؟
کمی قبل گفت مامان الان می که آجی من اشتباه شنیدم یا این اشتباه گفت؟
کمند یک نگاهی بی پراوایی به من انداخت و بعد رو به اون دخترک گفت:
- این عمو امشب این جا می‌مونه عزیزم.
جانم، این الان به من عمو گفت؟ با حرص گفتم:
- عمو خودت بعد رو به دخترک مو طلایی گفتم:


بیشتر بخوانید
نظرات رمان دزد دل
  • رنیسا

    0

    منم زدم نیاورد ولی اگر یکم از خلاصه رمان رو داشته باشیم راحت پیدا میشه . اگر یکی یه دو تا جمله از رمان آغوش بی هوس رو بده لطف کرده💗

    ۲ هفته پیش
  • Reha

    7

    نگااا شمایی ک امدین مسخره کردین برید جلو ایینه نگا کنین و بعدشم بنویسی افغان بهتره تا افغانی و اینکه رعاااایت کنید و بعدشم چطوری ازدواج ایرانی و افغانی محاله شعر نسازید از خدتون خوب بود مرس

    ۱ سال پیش
  • ارام

    0

    دوست عزیز پشنهاد میکنم آغوش بی هوس رو بخون تازه اون بر اساس واقعیت ساخته شده که حتما پیشنهاد میکنم ببخونین

    ۱۰ ماه پیش
  • معصومه

    0

    سلام وقت بخیر رمان آغوش بی هوس رو تو همون دنیای رمان خوندین یا جای دیگه؟ آخه جستجو میکنم نمیاره

    ۲ ماه پیش
  • صدف

    2

    رمانی عالی بود هرکه هم میگه افغانی خوب نیست غلط کرده همچین حرفی میزند بیشعورا😏😏😏

    ۳ ماه پیش
  • سهیل

    1

    بعد باید با یه شخص دیگه ازدواج کنن..بعدش طلاق بگیرن..در این صورت میتونن با همسر قبلی ازدواج کنن

    ۲ سال پیش
  • Naznin

    0

    حقیقتش اسمتون رو دیدم پرام ریخت فکر نمیکردم پسر هم رمان بخونه یعنی خب واقعا خیلی تعجب کردم میشه بپرسم چقد بیکاری که اینجایی؟😂

    ۲ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    پسر رمان خوان و حتی نویسنده رمان هم داریم اما خیلی خیلی کم..اکثرا کتاب میخونن..اما در واقع خانم هستم و مامانِ سهیل😅

    ۲ ماه پیش
  • سایه

    0

    مزخرف ترین رمان دختر افغان با ایرانی دختره خیلی مغرور بود نویسنده پول دزدی خیلی راحت رواج داده که ینی حقمونه باید حقمون گرفته بشه چه *** ای هسش ارزش خوندن ندارع🤮🤮

    ۳ ماه پیش
  • پاییز

    2

    ممنون از زحمات نویسنده اما متاسفانه من زیاد خوشم نیومد و خیلی غلط املائی داشت مثل اسپ، رستورانت، چیغ و.... جمله بندی ها هم زیاد خوب نبود.

    ۱۰ ماه پیش
  • Mahsa

    0

    این کلمه ها تو لهجه و زبان افغان ها اینطوری نوشته میشن

    ۴ ماه پیش
  • Tara

    8

    آپ ایرانیه و بعد رمان افغانی؟😐 البته که ی خط اش رو هم خوندم حالم بهم خورد عوق بعدشم چطوری زود ی افغانی رو با ایرانی شیپ میکنین؟

    ۱۰ ماه پیش
  • الناز

    3

    الان ما آپ ایرانیت رو خوردیم واقعا که خجالتم خوب چیزی هستش

    ۴ ماه پیش
  • سلما

    1

    ببخشید اشتباه تایپی پیش اومد قلب مریض کمند

    ۱۰ ماه پیش
  • سلما

    1

    خوب بود ولی قابل مریض کمند چیشده

    ۱۰ ماه پیش
  • حدیث

    1

    رمانت خیلی خفن بود، 😊ممنون میشم جلد دومشو بزارین، ممنون. 🙏🏻

    ۱ سال پیش
  • Rhea

    4

    عااااالی بوددد خیلی قشنگ بود دمت گرم خسته نباشی مادمازل من خودم افغانم ولی خب رمانت عالی بود

    ۱ سال پیش
  • آنجیلا

    5

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • سهیل

    2

    سلام آنجیلا خانم از نظر نوشتن شما۳ساله که گذشته ولی دوست داشتم جواب بدم چون همین الان دیدمش.موردی که شما میگید در صورتی اتفاق میفته که طرف سه باز زنش رو طلاق بده که کااااملا بهش حرام میشه

    ۲ سال پیش
  • دل

    0

    دقیقا

    ۲ سال پیش
  • .

    0

    👌👌👍👏

    ۵ سال پیش
  • هستی

    1

    واقعا رمان خیلی خوبی بود 🙃🦋

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    چرا اینقد راحت از دزدی صحبت میکرد وقتی گناه کبیره رو اینقد کوچیک می شمارید وپول حرامش رو حلال میدونید آدم دیگه چی بهتون بهتون بگه

    ۲ سال پیش
  • لیلی

    6

    نویسنده عزیزاگه ایرانی هستی بایدبگم افغان هاکیک رو قطع نمیکنن واینکه میگن قلبش سوراخه نه سوراخ قلب داره یکم روجمله بندیت دقت کن والبته قلمتو قوی ترواینکه افغانی واحدپول افغانستان هستش

    ۳ سال پیش
  • دختر افغان

    1

    نخیر عزیزم واحد پول افغانستان هم افغانی اس هم تومن اس و فرقی نمی کنه که چی میگه و دستت درد نکنه نویسنده عزیز عالی عالی بود

    ۲ سال پیش
  • لیلی

    0

    بحث ملیت یازبان نیست ممکنه ازنظرشرعی مشکل داشته باشه به خاطره همین براحتی نمیشه ازدواج کرد

    ۳ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!