لیست کلیه پارتهای رمان افلاس : پارت های 61 تا 65
تعداد کل پارت های منتشر شده : 65
-
رمان افلاس - پارت 61
تا به خودم اومدم شماره رو داده بودم و داشتم به رد پای ماشینش نگاه میکردم این چه غلطی بود که من الان کردم؟؟ من چه گوهی خوردم؟؟ دست به پیشونیم گرفتم و یه قدم یه عقب برداشتم من آخه چه دیداری باید با این پسره داشته باشم؟؟ دختره ی احمق از بس احمق بودی که اون شروین لعنتی... آه گندت بزنن بازهم...
بروزرسانی در : ۴۳۷ روز پیش
-
رمان افلاس - پارت 62
-الان رها شدی از بندش؟ پوزخندی زدم... سوالی بود که خودم هم بار هار و بارها از خودم میپرسیدم من واقعا تونسته بودم فراموشش کنم؟؟ بزاق دهنم رو پایین فرستادم و بدون اینکه جواب قاطعی به سامیار بدم لب زدم: -میشه دیگه راجب بهش حرفی نزنیم؟؟ من نمیخوام به گذشته ام برگردم میخوام حال رو زندگی کنم!!!...
بروزرسانی در : ۴۳۵ روز پیش
-
رمان افلاس - پارت 63
منتظر مونده بودم سامیار برسه که یهو سر و کله اش پیدا شد با ترمزش جلوی پام سریع توی ماشین نشستم -بدو...بدو زود برون برو به آدرسی که میگم... -چیشده مهوا اتفاقی افتاده؟؟ -میگم برو هیچ حرف اضافه ای نزن تا رسیدن به بیمارستانی که مامان آدرس داره بود تمام تنم میلرزید انگار زره ای از وجودم درحال جد...
بروزرسانی در : ۴۳۴ روز پیش
-
رمان افلاس - پارت 64
حتما بعد از این همه اصرار چیز مهمی برای گفتن داشت مامان باز هم جلو اومد و بیخ گوشم پچ زد: -بعدا هم راجب این پسره توضیح میدی که دنبالت خودت انداختی آوردی.. فقط به رفتن مامان نگاه میکردم که حامی جلو اومد و گفت: -آبجی مهوا،حرفاشو بشنوی به مامان حق میدی... -تو یکی دیگه چیزی نگو حامی هرچی میکشم...
بروزرسانی در : ۴۳۲ روز پیش
-
رمان افلاس - پارت 65
-قول بده سالم برگردی پیشم،قول میدم تا آخر دنیا برات کریکه بزنم... خندید و لپم رو کشید: -پس برام دعا کن ماه شب چهارده ی من معنی اسم مهوا قول میدم... رفت...واقعا رفت....واقعا قلبش بیمار شده بود..بیمار عشق منه ابله که بی هیچ سوال و پرسشی ترکش کرده بودم من گناهکار بودم...خیلی گناهکار بودم من زدم...
بروزرسانی در : ۴۳۰ روز پیش
