پارت شصت و پنجم :

-قول بده سالم برگردی پیشم،قول میدم تا آخر دنیا برات کریکه بزنم...
خندید و لپم رو کشید:
-پس برام دعا کن ماه شب چهارده ی من معنی اسم مهوا
قول میدم...
رفت...واقعا رفت....واقعا قلبش بیمار شده بود..بیمار عشق منه ابله که بی هیچ سوال و پرسشی ترکش کرده بودم
من گناهکار بودم...خیلی گناهکار بودم من زدم شروین رو نابود کردم...
خدایا برش گردون قول میدم تا ابد و یک روز هوا دار قلبش باشم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • پریسا

    0

    رمان یعنی کلا تموم شد؟

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا خزائی | نویسنده رمان

    بله

    ۱۱ ماه پیش
  • پریسا

    0

    آها.خیلی ممنون🙏

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!