پارت شصت و دوم :

-الان رها شدی از بندش؟
پوزخندی زدم...
سوالی بود که خودم هم بار هار و بارها از خودم می‌پرسیدم
من واقعا تونسته بودم فراموشش کنم؟؟
بزاق دهنم رو پایین فرستادم و بدون اینکه جواب قاطعی به سامیار بدم لب زدم:
-میشه دیگه راجب بهش حرفی نزنیم؟؟
من نمیخوام به گذشته ام برگردم میخوام حال رو زندگی کنم!!!
سکوت کرد
انگار خودش هم نمیخواست به گذشته های سنگین برگرده
جلوی یه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!