خلاصه رمان :
شبانه دختریست که عاشق عکاسیست اما برادرش شدیدا با این قضیه مخالف است. بدون اطلاع خانواده برای یک مصاحبه میرود و در مسیر برگشت تصادف میکند. در آمبولانس متوجه میشود هیچ چیز تصادفی نیست و سرنشینان ماشین و حتی مرد مرموزی که به ظاهر عابر بوده و سوار ماشین شده هم همگی بخشی از یک نقشه هستند. پازلی که باید حل شود...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان راز شبانه - پارت 62
مهراد در ماشین را باز کرد و شبانه را داخلش نشاند. درحالی که رو به یزدان حرف میزد گفت: _ میرم وسایلم رو میارم مراقبش باش. یزدان کنار صندلی او روی زمین نشست و آرام گفت: _ دکترت گفت انفجار رو ندونی بهتره. شبانه به این فکر کن که اون جهنم تموم شد. به این فکر کن که دیگه او کشتی دیگه راه نمیافته...
بروزرسانی در : ۶۸۸ روز پیش
-
رمان راز شبانه - پارت 61
یکسال بعد شبانه در همان تیمارستانی بستری شده بود که آراز قدیمترها در آن بود و درهمان اتاقی که او بود. شبانه هنوز عطر او را در اتاق استشمام میکرد و وقتی کنار پنجره میایستاد احساس میکرد ممکن است پشت پنجره دریا باشد و بعد دست میکشید تا او را بگیرد. بیشتر از عشق یا تنفر شبانه نسبت به او ا...
بروزرسانی در : ۷۱۱ روز پیش
-
رمان راز شبانه - پارت 60
درد شبانه را احاطه کرده بود. بدون اینکه چشم بگشاید حس عمیق استیصال وجودش را در برگرفت. احساس کرد روی تخت خوابیده است . شبیه یک ریشهی از خاک درآمده بود که باد هر لحظه به سویی میکشاندش. جرئت چشم گشودن نداشت. احساس کرد نوعی آرامبخش درونش هست احتمالا نوعی مورفین بود که در خونش جریان داشت. احسا...
بروزرسانی در : ۷۱۱ روز پیش
-
رمان راز شبانه - پارت 59
ریحان به جای ژلهبستنی که خودش میخواست درست کند تصمیم گرفته بود حلوای زعفرانی درست کند. سریع حاضر میشد و طعم جالبی داشت. داشت کره را با آرد تفت میداد که یکدفعه دید مهراد از جا پرید. برگشت و به پشت سرش نگاه کرد. صفحه پر بود از اعداد تقریبی و ۲،۳و ۵... و هی تکرار شده بود. یزدان به مهراد نگ...
بروزرسانی در : ۷۱۱ روز پیش
Hani
در پارت 580چرا یه ذره باز نمیکنید داستانو لینجا که دستتون بازه من اخر نفهمیدم شبانه با اراز خوابیده یا نه و نه فهمیدم این یارو کاری کرد یا نه
۳ روز پیشHani
در پارت 560واای چقدر این یزدان خوبه با خودش پنج کیلو برنج اورده تازه دودیم قاطیش کرده😂😂🤣🤣🥹🥹
۳ روز پیشHani
در پارت 500الان مهراد کجاست؟رفت دنبال شبانه؟انقد دوسه تا پارت قبلی درهم برهم بود نفهمیدم
۴ روز پیشHani
در پارت 470ماه منیری که ایندفعه نمیذارم میبفته تویی😭😭
۴ روز پیشHani
در پارت 390واای مردم برا چکاوک دردناک تر از اون اینکه این جنایت واقعا اتفاق میفته بیچاره دختران سرزمینم
۴ روز پیشHani
در پارت 340وای از اون موقعی که خوندن رمان های شمارو شروع کردم دیگه احتیاج به لیزر ندارم همینجوری پشمام داره میریزه😵 💫
۴ روز پیشHani
در پارت 300ای وای اسم پسر منم مهراد اصلا یه جور دیگه ای برای این پارت گریم گرفت
۴ روز پیشHani
در پارت 270چرا از هر پارت دوتا هست
۴ روز پیشMarmar
در پارت 31مطمئنم آراز ب شبانه حس داره
۱ ماه پیشاطلاعی ندارم
در پارت 460چرا کسی راجب بچه بقل آراز رو پشت بوم حرف نمیزنه
۳ ماه پیشتارا
در پارت 570سلام رمان راز میراث را کجا می تونم بخونم.
۴ ماه پیشمینا
در پارت 570نخون پارتگذاری متوقف شده
۳ ماه پیشKosar
در پارت 470ای خداااا آراززز مجهول الحال آخهههه دوربین گرفتی براش بیشتر ما و شبانه رو زجر بدیییی داغمون تازه بود تازه ترممم شددددد😭😭
۴ ماه پیشKosar
در پارت 450واییییی نهههههههه چقدرررررر دردناک قرار نبود این رمان اینقدرررر ناراحت کننده باشه شبانه دیگه نمیتونه عکاس بشه دیگه امیدی نیست که همه چی درست میشه😭😭😭😭😭😭😭
۴ ماه پیشsyt
در پارت 422وب نظرم مادر پدر اراز روانی های واقعین،دلم برا نگار سوخت ک کراشش داداشش از اب درومد ضمناریحان حقشه مهرادو ول کنه و من از الان ریحانو یزدانو شیپ میکنم😂 دلم برا شبانه کبابه، کاش بشه انگشت مصنوعی بزار
۲ سال پیشKosar
در پارت 420وایییییی چرا انگشت مصنوعیییی مگه کاریش شددد من نفهمیدممممم؟؟؟؟
۴ ماه پیش

Hani
در پارت 620مهراد عوضی شبانه رو تو تیمارستان نگه داشته الکی هی بهش دارو میزنه که گنداش لو نره خیلی خوب خسته نباشی میگن راز میراث متوقف شده پارتاش دارید مینویسید یا نه؟