رمان آینه ی سیاه
- به قلم ساناز لرکی
- 102 پارت
- در حال نگارش
- 132.1K 👁
- 881 ❤️
- 4.6K 💬
من خبرنگاری شدم تا به دنبال حقیقت بگردم، اما دروغ شبیه سایهای سیاه مرا تعقیب میکند. از نصف خبرگزاریها اخراج شدهام و حتی یک قدم از خط قرمزهایم عقبنشینی نمیکنم. حتی اگر این حقیقتجویی مرا به سیاهرخ برساند؛ جایی در دل کویر که قبرستان زندههاست و آنجا مردی هست که کلیددار آینه است. کلیددار جهنمی که فکر میکند بهشت است؛ یا بهشتی که خود کابوس است. اینجا شبیه هیچجا نیست، همه با اشاره حرف میزنند. اینجا خود برزخ است و تمام آینهها سیاه هستند.
هنوز عضو رمان نشدی؟
برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.
کد عضویت داری؟
کد و وارد کن
اطلاعیه ها :
سلام دوستان قشنگم
خیلی هاتون برای دوره ی نویسندگی پیام گذاشته بودید.
متاسفانه حجم پیام ها بالاست. لطفا مجدد پیام بذارید شماره تماستون رو برام بذارید هماهنگ کنیم.
خیلی ممنونم و شرمنده اگر معطل شدید
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 1 پارت از رمان جمعهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.
نگین
در پارت 420ولی من به اذرخش اعتماد ندارم
۵ روز پیشنگین
در پارت 420یا خداا جانشین
۵ روز پیشFaeze
0اگر نورا بشه جانشین ماحی و کلید دار هم اذرخشه پس یجوایی کانکت میشن امااااا اگر آتش یجورایی در آینده بشه کلید دار حس میکنم الارو انتخاب می کنه برای جانشین شدن و اینجاست که اریش دیوونه میشه منم روانی میشم نکن سانازززز نکنننن با دلم همچین🥀
۱ هفته پیشasma
در پارت 1021هربارکه به اخررمانی میرسم واقعادلم میگیره انگارکه باهاش زندگی میکنیم کاش جلددوم داشت ممنون خسته نباشیدعالی بود
۱ هفته پیشعاطی
در پارت 425من حس میکنم تمام این صحنه ها برای نورا در ادامه همچون ما بشه سوپرایز... از هر دو داداش باید ترسید بنظرم فقط الا و آریش امن هستن
۱ هفته پیشآوا
در پارت 1020توی این پارت اصلا حس پایان نداشتم نسبت به این رمان حس می کنم هنوز کلی معما های ریز و درشت درونش بود که باید حل میشد و ی جورایی عجولانه تموم شد
۲ هفته پیشتارا
در پارت 1020دقیقااا منم همین حس را دارم به پایان رمان
۲ هفته پیشفاطمه
0هنوز سیاه رخ کلی معما درون خودش داشت امیدوارم جلد دومی هم داشته باشه
۲ هفته پیشآوا
در پارت 730بامداد مظلوم ترین و بی گناه ترین بود داستانی که با خون آمیخته شده و معلومه پایانش هم خونین خواهد بود:)))
۲ هفته پیشفاطمه
در پارت 730امیدوارم ماحی طوری انتقام گرفته باشه که دلم خنک شه
۲ هفته پیشMahak
در پارت 1021خیلی جالب و قشنگ بود خسته نباشی زیبا💓
۲ هفته پیشMahak
در پارت 810هعی خدایا آریلم:)
۲ هفته پیشMahak
در پارت 800چرا حس میکنم آذرخشه، آذرخش جور در نمیاد شخصیتش برام
۲ هفته پیشMahak
در پارت 790:))))) قلبم مچاله شد با خوندن کلمه اخر. اریل😭
۲ هفته پیشباران
در پارت 782حس میکنم اون قلی که مرده شبیه الا بوده و اونی که قراره بدنیا بیاره اریله (:
۲ هفته پیشMahak
در پارت 780نظرت واقعا به دلم نشست وای
۲ هفته پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده sanaz.larki7.1 -
آیدی تلگرامی نویسنده ثبت نشده است -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
-
صدای زنی پشت در ژانر : #رازآلود #معمایی #دلهره آور #دارک رومنس
-
طاووس سیاه ژانر : #عاشقانه #رازآلود #روانشناختی #دلهره آور #دارک رومنس
-
بانو دخت ژانر : #عاشقانه #معمایی #تاریخی
-
فابل ژانر : #عاشقانه #هیجانی #ماجراجویی
-
آینه ی سیاه ژانر : #معمایی #جنایی #روانشناختی
-
داتورا ژانر : #عاشقانه #اجتماعی
-
لالایی پاندورا ژانر : #عاشقانه #معمایی #فانتزی #روانشناختی
-
خیال گلستان ژانر : #عاشقانه #اجتماعی
-
راز شبانه ژانر : #عاشقانه #معمایی
عاطی
در پارت 430شاید کبودی آریش از این بوده که یکی دیده الا با آتش توی اتاق بوده و به آریش گفتن...چون اصولا آریش اطلاعات رو دیرتر میفهمه. ..بارداری هم چند روز بعد میفهمه اما لحظه نیستی به موقع میرسه🩵