خلاصه رمان :
اِما دختر موقرمز داستانه که سرگرم پرداخت بدهی های پدر بزرگشه... با شروع به کار کردنش تو یه کافه در وسط پارک، کم کم با یه بادکنک فروش مرموز رو به رو میشه بادکنک فروشی که کسی زیاد باهاش همکلام نمیشه و شایعه های خوبی درموردش پخش نشده و رویارویی عجیب اِما با بادکنک فروش مرموز، شروع داستان اونها رو رقم میزنه.
قسمتی از متن رمان بادکنک قرمز
اما
1خیلی خوب بود عاشقش شدم ولی اخرش رو متوجه نشدم چی شد توهم زد؟
۴ ماه پیشماه
1منم با اینکه رمان بیشتر باید ادامه می داشت موافقم ولی رمان قشنگی بود و موضوع خیلی متفاوت وجالبی داشت به نظرم فقط با کمی تغییر میتونست خیلی بهتر بشه
۴ ماه پیشلیاء
0رمان بسیار قشنگی هست ولی کاشکی ادامه داشت
۵ ماه پیشندا
2خیلی رمان خوبی بود من که لذت بردم از خوندنش
۵ ماه پیشهمون قبلی
2فصل دوم رو بنویس که توش همه باهم بمیرن🤣
۶ ماه پیشآدمگر
6نویسنده یه سادیسمی به تمام معنا بود اگه شما هم یه مازوخیسمی به تمام معنا هستین رمان عالییه👌 فقط یادتون باشه نوشته هاش کاملا روح دارن. مراقب احساسات قلبتون باشین❤
۶ ماه پیشعسل
0افتضاح وقت تلف کردنع
۶ ماه پیشآسو
2رمان خیلی قشنگی بود مخصوصا سوژه ی انتخابی ولی تراژدی های زیاد و غیر منطقی داستان رمان از عالی بودن به خوب بودن رسوند
۶ ماه پیشحلما
3رمان خیلی قشنگی بود کاش بعد برگشت ادوارد یه مقدار رمان ادامه پیدا می کرد اینجوری انگار تا تمام موند ولی خیلی خیلی قشنگ بود
۷ ماه پیشRoya
1فصل دومش ؟
۷ ماه پیشالهه
0سلام ممنون از نویسنده می تونست قوی تر باشه .
۸ ماه پیشفریده
3قشنگ بود. به نظرم میتونست داستان پخته تری ارائه داده بشه. چیزی که کمی توی ذوقم زد این بود که داستان و کاراکترها طوری پرداخته شده بودن که ایرانی نیستن ولی طرز حرف زدنشون کاملا ایرانی طور بود!
۸ ماه پیشپونه
3خیلی قشنگ بود واقعا لذت بردم ولی ای کاش بعد از اینکه اِما ادوارد دید یکم ادامه پیدا میکرد بنظرم خیلی بهتر میشد اینطوری انگار رمان نصفه موند ولی بازم خیلی عالی بود ♡
۸ ماه پیشلیلیوم:
3رمان قشنگی بود که هم اشکت رو در میاورد هم شادت می کرد هم تو رو به خودش معتاد می کرد و من این رمان رو بیش از اندازه دوست دارم ممنونم از نویسنده جون(خواسته ام: اگر بشه فصل دوم هم بنویسی خواهش) خواهش می کنم بنویس(فصل دوم)
۸ ماه پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

فهیم
2کاش ادامه میدادی کنجکاو شدم