خلاصه رمان عاشقانه قفس چکاوک
او دختری زیبا از دیار روستا بود...ساده و بی آلایش..صدایش میزدند پرنده... نامش چکاوک بود... او بعد از فوت پدر و مادرش در راه مشهد،به دست عموی معتاد خود اسیر میشود منوچهر عمویش برای جور کردن پول موادش تن دخترک را به حراج میگذارد تا اینکه ارباب جوان روستا،برای انتقامی دیرینه از برادر چکاوک،با دادن مقداری طلا به منوچهر چکاوک را میخرد...این راه نجاتی برای دخترک قصه است،یا عذابی سخت... دخترک درد و رنج های زیادی در این راه متحمل میشود،برده ی ارباب هامون بزرگ میشود غافل از اینکه روزی چکاوک بدجور دل ارباب هامون را به تاراج قلبش میبرد و....
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان قفس چکاوک - پارت 171
ارباب از روی کمر بلند شد و رو به اهالی عمارت کرد.... -امیدوارم سالی خوب برای همهی شما باشه و همه چیز خوب باشه براتون امشب میخوام یه موضوع خیلی مهم رو به همتون اعلام کنم همه سکوت کرده بودند... حتی من.... آیا چه میخواست بگوید؟! من که همسرش بودم از چیزی خبر نداشتم! همیشه اینگونه بود تا دقیقه...
بروزرسانی در : ۲۸۱ روز پیش
-
رمان قفس چکاوک - پارت 170
هامون جلو رفت و اهورا را به آغوش پدرانهاش کشید... بوسهای روی دستان تپل و سفید کوچکش نشاند و لب باز کرد: -بریم هامون به قربونت... اهورا لبخند کودکانهای به روی پدرش زد و من چقدر خوشحال میشدم از این همه نزدیکی و صمیمیت از این همه آرامش و زندگی پر از عشق سه نفرهامان دست در دستان ارباب از ات...
بروزرسانی در : ۲۸۳ روز پیش
-
رمان قفس چکاوک - پارت 169
-هامون... هامون... با صدایش به خود آمدم... با صدای زنم... همسرم... نمیدانم چقدر عمیق در فکر فرو رفته بودم که چکاوک بارها صدایم زده بود و نشنیده بودم چکاوک سرگرم فرزندهایمان شده بودم... هستی و سوفیا دور تا دور اهورایم را گرفته بودند و با اون بازی میکردند سوفیا گاهی لپ اهورا را آرام میکشید...
بروزرسانی در : ۲۸۶ روز پیش
-
رمان قفس چکاوک - پارت 168
بوی خانه تغییر کرده بود. بوی غذا.. بوی ارامش.. گرمای خاصی داشت. ولی باز ذهنم مشغول بود. با امدن مهمانها مجبور بودم ملوک را هم دعوت کنم. همین کلافه ام میکرد. دست در جیبم کرده به میز خیره شدم. ثانیه اخر نیامدن پرهام عصبیام میکرد، الان چه میگفتم؟! میز را دور زدم و به سمت اتاق رفتم....
بروزرسانی در : ۲۸۸ روز پیش
ستایش
0خیلی رمان قشنگی بود منون
۱ هفته پیشSara
0سلام فایل کامل و بدون سانسورش رو از کجا خریداری کنیم؟
۲ هفته پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
@bahar7908 به این آیدی پیام بدید درتلگرام
۲ هفته پیشکریمی
در پارت 1190زنده است گروگان گرفتن
۲ هفته پیشبهار
0رمان خیلی قشنگیه واقعا دوسش دارم😍♥️
۲ ماه پیشسارا
در پارت 1710چطوری بخریم رمان کامل ترش رو
۲ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
@Admin12211 به آیدی زیر پیام بدید در روبیکا
۲ ماه پیشبهار
0خیلی خیلی قشنگ بود🥲😍
۳ ماه پیشگندم
0می خوام نسخه بدون سانسور رو بخرم اما آیدی ای که تو نظرات گفتید موجود نیست از کجا میتونم تهیه کنم؟!
۳ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
@z__kh__2025 این آیدی در روبیکا
۳ ماه پیشمصی
در پارت 1010رمان قشنگیه فقط حیف که سانسور شده س و جاهای حساس رد میشه
۳ ماه پیشدیوانه
در پارت 860درد آدمو به کجاها که نمیکشونه
۳ ماه پیشدیوانه
در پارت 150تنها موجودی که اسارتش قانونیه اسبه.چکاوک هم مثل اسباست🫠
۳ ماه پیشچرا رمان برام باز نم
0رمان خریداری کردم ولی پارت ها باز نمیشه
۳ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
پارت ها روزهای شنبه دوشنبه چهارشنبه به ترتیب باز میشن
۳ ماه پیش....
0اگر عضویت رمان رو بگیرم رمان بدون سانسور رو میتونم بخونم؟ یااونجا هم سانسور شده؟
۴ ماه پیش
زهرا خزائی | نویسنده رمان
برای بدون سانسور باید فایل کامل رو خریداری کنید از روبیکا @z__kh__2025
۴ ماه پیشم
در پارت 1190نمرده زنده است
۴ ماه پیش...
0سلام رمان عالی هست ولی کاشکی میشد شما هم عین بقیه هر هفته پارت رایگان میذاشتید چون واسه کسی هم سن من که اجازه چندانی ندارد سخته اشتراک بگیرم
۴ ماه پیش
عروسک
0ممنون خیلی عالی بود نویسنده عزیز