لیست کلیه پارتهای رمان به طعم خون - آنلاین : پارت های 21 تا 37
تعداد کل پارت های منتشر شده : 37
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 21
حس میکردم سرگیجه دارم...چشمام تار میدیدن. تعادل نداشتم تو راه رفتن فقط تصویر مقابلم و میدیدم... انگار داشتم فیلم میدیدم همه چیز سریع میگذشت. به پسر جوونی که پشت بهم لب رودخونه نشسته و سرش پایین بود زل زدم. سرم درد گرفت خم شدم و سرم محکم به دست گرفتم. با زانو زمین خوردم.دختر بچه با پیراهن نخی...
بروزرسانی در : ۱۷۱۱ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 22
یخ زده نگاهشون میکردم. مات و مبهوت مونده بودم. با قلبی ک تو دهنم میزد زمزمه کردم: _یعنی اون پیرزن که همتون و نفرین کرد... مادرخونده آرون میشه خاله من؟ آرون پسر خالمه؟ آیدن ریلکس پاش و رو پاش انداخت: _اووم...میدونی ک جادوگرام میتونن مثل ما هزاران سال با قدرت افسون گری زنده بمونن چند صد سال ...
بروزرسانی در : ۱۷۰۴ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 23
نمیدونم چ قدر گذشته بود. به سختی بلند شدم و به سمت در رفتم. دستم و روی دستگیره در گذاشتم. همون طور ک حدس میزدم! در قفل بود! کلافه به سمت پنجره رفتم. پرده خیلی ضخیم مشکی رنگ. با کنار زدن پرده نور چشمام و زد. این قدر اتاق تاریک بود ک کمی نور اتاق و روشن کرد. پرده رو با چشمای چین خورده کامل کنار زدم...
بروزرسانی در : ۱۶۸۶ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 24
چند تا قطره خون روی لباش ریخت. و چند تا بین چشای نیمه بازش. چونش و کمی فشردم تا دهنش و باز کنه. کلافه و مضطرب نالیدم: _زود باش! اما هنوز چشماش بسته بود. کلافه چاقو رو برداشتم و دوباره رو دستم قرارش دادم. نگاهم و به سقف دوختم و جیغ خفه ای کشیدم و این بار خراش بزرگ تر و عمیق تری ایجاد کردم. ...
بروزرسانی در : ۱۶۸۳ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 25
صدای در اتاق و شنیدم. به سرم چنگ زدم و چشمام و بستم. سرم درد میکرد. بازوم کشیده شد که از ترس جیغی زدم، اونی که بازوم و گرفته بود هم زمان با جیغم چند ثانت به عقب پرت شد. اما خودش و نگه داشت. پاهاش و میدیدم دوباره به سمتم اومد. موهام و با ترس کنار زدم و سرم و بلند کردم. با دیدن هاردین،وحش...
بروزرسانی در : ۱۶۷۶ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 26
_اونا میدونن من کیم؟ سرش و بلند کرد و خیره به جمع بدون نگاه کردن به من گفت: _معلومه! لب گذیدم.نگاهم و چرخوندم ک با دیدن نگاه ریز شده و پر تمسخر هاردین هول شده چنگالم و برداشتم و یه تیکه مرغ فرو کردم تو دهنم. سرش و زیر انداخت،میشد نیشخندش و واضح دید. به زور لقمم و جوییدم. فضای سردی بود.یه فض...
بروزرسانی در : ۱۶۶۲ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 27
با حیرت به آسفالتی ک با افتادن هاردین روش کلی ترک و شکاف خورده بود زل زدم. کدی روی هاردین افتاده و گردنش و گرفته و با خشم نگاهش میکرد. چشمای هاردین بسته شده و موهاش پر گرد و خاک شده و از همیشه سفید تر ب نظر میرسید. انگار حالش خوب نبود. کدی اروم از روش بلند شد و دستای مشت شدش و باز کرد ک نور...
بروزرسانی در : ۱۶۵۵ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 28
نفس نفس زنون بلند شدم و بازوش و گرفتم _صبر کن دلوین...تو تنهایی. اونا خیلی زیادن. قدرتشونم از شما بیشتره. تنها کسی که میتونه مقابلش وایسه آرونه. خودم دیدم! نه کدی نه سام نه تیام هیچ کدوم نتونستن جلوش وایسن. سرد و خیره نگاهم میکرد. _آرونم نمیتونه! نه اونا میتونن آرون و بکشن نه ارون میتونه ...
بروزرسانی در : ۱۶۴۸ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 29
سام با حرص رو به دلوین گفت: _بسه دیگه! آرون با خشم و قدمایی بلند فوری از سالن خارج شد. کدی که از کنار آرون گذشت با تعجب گفت: _چه خبره!؟ شونه هام و بالا انداختم و با بهت زمزمه کردم. _دیوونه خونست! دلوین نیشخند زد. _مرده ی اون دختره از زنده هممون براش مهم تره... هم زمان که بلند میشد آلیس ص...
بروزرسانی در : ۱۶۴۱ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 30
_رونیا! چشمات و باز کن...رونیا. در حالی که جیغ می زدم با وحشت چشمام و باز کردم. با دیدن بچه ها دورم درحالی که نفس نفس میزدم دستم و رو قلبم گذاشتم. دلوین با نگرانی کنارم نشست و دستم و گرفت. _تو خاطره کی بودی؟ آرون کنار در ایستاده و دست به سینه نگاهم میکرد. قلبم هنوز تند میزد. کدی لیوان ابی و به سم...
بروزرسانی در : ۱۶۳۳ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 31
_پیدات میکنم...بعد از این که کشتمت خانوادم و نجات میدم... فوری در و باز کردم و اروم به سمت پله ها رفتم. اروم اروم از پله ها سرازیر شدم. نفسم به سختی بالا میومد. با استرس به پایین نگاه میکردم. سرو صداشون و میشنیدم. داشتن بحث میکردن. کدی با حرص گفت: _آرون، خودتم میدونی رونیا کلی اتفاق بد و...
بروزرسانی در : ۱۶۲۷ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 32
هاردین پای یکی از مرد هارو گرفت.خواست بلند شه. ولی مرد با انتهای چکمه اش به صورت هاردین کوبید. دستم و رو دهنم گذاشتم. مادرش خواست بلند شه که کمر مامانش و گرفتن و رو زمین کشون کشون بردنش جلوی هاردین. هاردین با چهره خونالود با درد ناله کرد: _ن...نه. مادرش با گریه جیغ زد: _ما بیگناهیم...ما کاری نکری...
بروزرسانی در : ۱۶۲۰ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 33
به سمتش رفتم. از روی زمین بلند شد. با کینه نگاهش کردم. _تو باعث شدی یه دختر عشقش و از دست بده! چشماش و تو حدقه چرخوند: _گفتم که...عمدی نبود! جیغی زدم که محکم به دیوار پشت سرش چسبید. _عمدی نبود!؟ جملم و تقریبا داد زدم: _تو کشتــتیش! یهو دادی زد که از ترس یک قدم به عقب برداشتم. _خودش پرید جلوم...خـ...
بروزرسانی در : ۱۶۱۳ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 34
تقریبا منجمد شده بودم. قدرت تکون خوردنم نداشتم! _چی! لبخند دندون نمایی زد: _میدونی ژن جذابیت ما خانوادگیه..درک میکنم از برادرم خوشت بیاد. لبخندش به پوزخند تبدیل شد _ولی سعی کن از من...از خانوادم فاصله بگیری...نه این که ازت خوشم نیاد، این به نفع خودته...خودت و درگیر هاردین نکن، پشیمون میشی...
بروزرسانی در : ۱۶۰۶ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 35
حس کردم مغزم فشرده شد. جوری که نتونستم تحمل کنم و همون طور که به تور چنگ زده بودم با زانو زمین خوردم. چشمام و بستم تا جلوی ریزش اشکام و بگیرم. همه چیز سریع اتفاق افتاد... چشمام و که باز کردم متوجه شدم وارد یه خاطره جدید شدم _خوشگله نه!؟ همین اتاق بود... دختر ظریف و قد بلند...با موهای خرمایی بلند...
بروزرسانی در : ۱۵۹۸ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 36
با حیرت خواستم فاصله بگیرم. دستم و روی قفسه سینش گذاشتم که مچ دستم و محکم گرفت و نگهم داشت. _جایی نمیری! آروم زمزمه کردم: _بزار برم...وگرنه درگیر میشید..نمیخوام هیچ کس آسیب ببینه...لطفا هاردین. خیره و سرد نگاهم میکرد. نیشخند دندون نمایی زد: _میترسی آرون کوچولو و نوچه هاش اسیب ببینن؟ ناچار و کلافه...
بروزرسانی در : ۱۵۹۲ روز پیش
-
رمان به طعم خون - آنلاین - پارت 37
ارون کلافه چنگی به موهاش زد: -رونیا من مجبور بودم، ماریا مجبورم کرد…مجبورم کرد با خواهرش یه شبه ازدواج کنم. من تقصیری نداشتم…توی جنگ مامانت دردش گرفت وقتی رفتم بالای سرش دیدم به دنیا اوردتتون. مجبور بودم یه غلطی کنم من راهی نداشتم. اگه دست من میموندین حتما پیداتون میکردن و میکشتنتون شما تن...
بروزرسانی در : ۱۵۸۵ روز پیش
- 1
- 2
