به طعم خون - آنلاین به قلم مرجان فریدی
پارت بیست و چهارم :
چند تا قطره خون روی لباش ریخت.
و چند تا بین چشای نیمه بازش.
چونش و کمی فشردم تا دهنش و باز کنه.
کلافه و مضطرب نالیدم:
_زود باش!
اما هنوز چشماش بسته بود.
کلافه چاقو رو برداشتم و دوباره رو دستم قرارش دادم.
نگاهم و به سقف دوختم و جیغ خفه ای کشیدم و این بار خراش بزرگ تر و عمیق تری ایجاد کردم.
سوزشش بیشتر بود.
با درد ساق دستم و کامل روی دهنش قرار دادم.
این بار خی
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
یه رمان خون
1عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
۲ سال پیش☀️
1عالیههههه
۲ سال پیشالهه
1😎و بازی شروع میشود
۲ سال پیشب ت چ
1میشه عاشق آیدن بشه
۵ سال پیشنگین
8واییی خیلی قشنگه اصن فوقولادسسس لطفا پارتا رو سریع تر بزارین حداقل بکنینش دو روز در هفته خیلی کمه یه روز
۵ سال پیشسوران
11رمانِ جذابیه حیف هر هفته یه قسمتش میاد حداقل هفته ای دوروز میشد بهتر بود
۵ سال پیشفری
4یوهو خوشمان امد بای
۵ سال پیش❤گرگ دختر ❤
7وای کم مونده بود بکشتش ب نظرم حتی اگه بمیرم سعی میکنم برگردم پیشه اون گرگینه ه اسمش چی بود حالا همون بر میگشتم پیشش حتی اگه ناتنیم باشن فامیلن حداقل بهتر ازینکه کشته بشه 😐😑
۵ سال پیشغزل
15نویسنده جون یکم بهش صحنه های چیز بده🙄❤
۵ سال پیشرماننننن
24چرا با نفرت نگاش می کرد 🤔؟
۵ سال پیش!!معصومه
22چون خون جلو چشاشو گرفته بود😂
۵ سال پیشرزمشکی
23خانم فریدی خیلی خیلی ممنون به خاطر رمان جذاب و زیباتون ،اصلاجای حرف نداره نمیدونم چطوری اینکارو میکنید اماهربارکه یکی از رماناتون رو میخونم میگم این بهترین رمانیه که خوندم
۵ سال پیشفرشته
22مشکل هاردین با دختره چیه اسمشو یادم رفت 😂😐
۵ سال پیش"رز سیاه "
21واییییییییییی هر روز هیجانی تر خدا نویسنده جون امتحان ها شروع شده و من فقط رمان شما رو میخونم واقعا شما رمان های عالی مینویسید انشالا.. موفق باشید
۵ سال پیشماه ثنا
17ارث باباشومیخواست😜
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مهی
1خوبه