لیست کلیه پارتهای رمان آیدا و آرزوهای پوشالی : پارت های 41 تا 44
تعداد کل پارت های منتشر شده : 44
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 41
همان طور که دست هایم با کفگیر حرکت می کردند، چشم بستم و از ته دل از خدا خواستم تا همه ی آدم ها عاقبت به خیر شوند.پس از این که برای تک تک اطرافیانم دعا کردم و اسمشان را زیر لب به زبان آوردم؛ دل عاشق و بی قرارم را هم از یاد نبردم و از خداوند خواستم که هوایش را داشته باشد.عاقبت به خیری خودم و سعید ...
بروزرسانی در : ۱۱ روز پیش
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 42
بعد از اندکی تامل و تفکر، لب روی هم فشرد و گفت: _ بنده چنین جسارتی به هیچکس نمی کنم. گفتم حواستون به برادرتون باشه چون ممکنه اخلاق و روحیات رفیق، روی شخصیت فردی خود آدم هم تاثیر بذاره.همین. خوب و بد بودن احمدآقا به ما ربطی نداره. سکوت کوتاهی بینمان حکم فرما شد چرا که دیگر امید با رفتار هایش، ه...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 43
آقا امیر حسام نیم نگاهی به سوی منِ حیرت زده انداخت و بعد در جواب مادرش، سری به معنای نه تکان داد و اما من با دهانی نیمه باز و نگاهی مات به آدمی نگاه دوختم که عملا اشتباه و بی احتیاطی مرا گردن گرفته بود.مسئولیت پذیری این مرد نسبت به خانواده اش را هر کسی با دوبار نشست و برخاست کردن با آنها، می تو...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان آیدا و آرزوهای پوشالی - پارت 44
با خنده حرفش را گفت و رفت و من با نگاه و 《 انشالله 》 ای زیر لب بدرقه اش کردم. شله زرد آماده شد. پدر و آقا حیدر خیلی دیر آمدند و هردو بابت این تاخیر از همسرانشان عذرخواهی کردند.آقا امیر حسام ظرف ها را پر می کرد و رضا به همراه یکی از دوستانِ خودِ او، ظرف های داغ را روی تخت می چیدند که ما خانم ها تز...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
