پارت چهل و یک :

همان طور که دست هایم با کفگیر حرکت می کردند، چشم بستم و از ته دل از خدا خواستم تا همه ی آدم ها عاقبت به خیر شوند‌.پس از این که برای تک تک اطرافیانم دعا کردم و اسمشان را زیر لب به زبان آوردم؛ دل عاشق و بی قرارم را هم از یاد نبردم و از خداوند خواستم که هوایش را داشته باشد.عاقبت به خیری خودم و سعید را خواستم و تا جایی که امکان داشت برای این عشق تازه جوانه زده، دعا کردم که خیلی زود به بار بنشیند‌

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!