خلاصه رمان عاشقانه شیرینی شیدایی
گاهی اوقات ادم شکست می خوره تو زندگی…اما هر شکستی نشونه ی تموم شدن زندگی نیست نشونه ی نابودشدن آرزو ها نیست گاهی شکست می خوری و بلند میشی بلند میشی وقوی تر از گذشته برای زنده بودن می جنگی برای تمام داشته ها و نداشته هات میجنگی…گاهی اوقات یه حسی نمی ذاره تو شکست رو قبول کنی یه حسیه که نابه و دوست داشتنیه…یه حس مقدس!حس مادری!تو برای بچه ات می مونی و می جنگی…!دخترقصه ی ما یه دختر مجرد منتظر شاهزاده سوار بر اسب سفید نیست یه مادر بارداره…یه مادری که ازدواج اول ناموفقی داشته یه مادری که برای فرزندش هر کاری میکنه مغرور می ایسته و می جنگه…توی داستان ما پر از شخصیت های رنگارنگ دکترسعادتی که می شه پشت و پناه…روشنایی که میشه خواهر…تبسمی که میشه یه همدم…آرینی که می شه یه تکیه گاه…ساورایی که برادره و برادرانهحمایت می کنه…داستان ما داستان عشق های متفاوته…داستان شخصیت های متفاوت تر!با شخصیت های من همراه شید قابل لمس اند…دور نیستند…زمینی اند با اعتقادات و احساسات متفاوت…!!!درکشون کنید… پایان خوش…
قسمتی از متن رمان شیرینی شیدایی
دریا
1سلام و خدا قوت. خیلی دوستش داشتم. اما خب هر لحظه منتظر بودم که ارمیا دوباره پدر بشه. ای کاش این اتفاق در این رمان زیبا می افتاد و به خوانندگان بیشمار اثرت بیشتر نشون میدادی که هیچ ناممکنی برای خدای مهربون وجود نداره. مخصوصا درمورد ارمیایی که انصافا خوب بندگی و رسم بندگی رو به جا آورد.
۲ ماه پیشترمه
0دوست داشتمش فقط زیاد طولانی بود
۲ ماه پیشNik
1کاش ارمیا میتونست باز پدر بشه بنظرم نباید آخر داستان جلوی امیر اینجور سرافکنده میشد
۳ ماه پیشارزو
1عالی بود عالی ترین مرسی
۳ ماه پیشgol
6رمان خوبیه من ۴ تاش رو خوندم بقیش روهم میخوام بخونم فقط ی سوال از نویسنده دارم این چه اسماییه گذاشتی اورسا هیرسا ساورینا عزیزم نیازی نیست انقد عجق وجق اسم بزاری نشانه خاص بودن نیست رمان خوبیه اگه اسماشو فاکتور بگیریم
۴ ماه پیشسحر
0چرا هر چ میخونم ب قسمت باحال و جذاب نمی رسم
۴ ماه پیشمری
1واقعا عالی بود ، دمت گرم
۴ ماه پیشغزال
2رمان خیلییی خوبی بود ممنون از خانم بهارک مقدم یه رمان متفاوت که شخصیت هایش هم عالی بودن مثل بقیه رمان ها تکراری نبود
۴ ماه پیشماه
4چقد شخصیت ارمیارو دوست داشتمممم شخصیت متفاوتی داشت نسبت به رمان های دیگه چقد خوب که مغرور و خشک و بداخلاق و از دماغ فیل افتاده نبود واقعا یه مرد کامل بود مهربون خوش اخلاق حامی و همه چیییی تموم در کل رمان قشنگی بود
۴ ماه پیشرویا
21الان که دارم اینو می نویسم ۱۵ اسفند ماه ۱۴۰۴ روز هفتم جنگ ایران و ***/آمریکاست جنگ خیلی بزرگیه ، رهبرمون *** شهید شده .. فقط اینو نوشتم که از نویسنده تشکر کنم ، توی این موقعیت با داستانی که نوشته بودن کمی از واقعیت دردناک این چند روز دور شدم . به یاد دختران مدرسه میناب .. به امید پیروزی
۴ ماه پیشاوم فاطیم
2خانوم بهارک مقدم درخواسنی رمانهای جدید داریم ازت، واقعا نویسنده ی مورد علاقم هستی، هردو رمانهات ارزش چندبار خونده شدنو دارن از بس جذابن، ادم دوستداره عشق دوطرفه ی آتیشی رو تجربه کنه😬😅🤭✨ عاشق شخصیت های سمج سورن و ارین شدم، اصلا کسی که عاشقم باشه عاشقش بشم باید اینطوری باشه😂
۵ ماه پیشاوم فاطیم
2قلم این نویسنده آدمو تا آخره رمان نگه میداره✨ دمشگرم، کاش دوباره رمان مینوشت و می خوندیم، انگار با تموم احساسش این رمانو نوشته، یه جاهایی گریه کردم و بغضی شدم، یه جاهایی خندیدم و یه جاهایی ذوقی شدم و چشمام و قلبم اکلیلی شد، چقدر قشنگه عشق (دوطرفه) اگه اینطوری باشه و مثل آرین😅 به زور بله بگیره،
۵ ماه پیشزهرا
1من این رمان چند سال پیش خوندم حتی میتونم بگم چند بار خوندم ولی به نظرم شخصیت روشنا یک دوست رویایی بود ولی خودم تا حالا همچین دوستی رو تجربه نکردم و اینکه به نظرم مادر ساورینا خیلی زیادروی بچه هاش حساس بود و زندگی همشون خراب کرد و واقعا دلم برای سویل میثم سوخت ولی زمانی که ارزش خوندن داشت
۵ ماه پیشفاطمه
1سلام متونست رمان خوبی باشه ولی نویسنده ناشی بوده یک سری حرفارو پشت سر هم ردیف کرده بود مثلا وقتی ساورین طلاق مگرفت چرا خالش نبود مادرش که اونو بزور به ازدواج راضی کرده بود دخالتی نداشت حداقل داداشش باید امیر یه کتکی میزد فقط تونستم تا اینجا ادامه بدم
۱۰ ماه پیشزهرا
1خب از همون جا تازه داستان شروع میشد که شما ادامه ندادی
۶ ماه پیش
Bahare
0هنوز نخوندمش. امیدوارم قشنگ باشه. رمان دیگه ی این نویسنده یعنی آقای مغرور، خانوم لجباز رو تازه تموم کردم و عاشقش شدم. خیلی امیدوارم اینم قشنگ باشه