ماه و سایه به قلم آزاده دریکوندی
پارت هشتاد و دوم :
کفشهایش را از پا درآورد و آنها را به کناری راند. صدای مهری و لیلا از توی سالن میآمد که سرخوشانه با هم حرف میزدند. پسرها که نتیجه را پرسیدند مهری در جوابشان کل کشید!
مهران ایستاد کنار پلههای ورودی و در سکوت به محسن نگاه میکرد که کفشهایش هنوز به پا بودند.
- لیلا؟ واسه چی رفتی داخل پس؟!
بعد از پسِ درهای چوبی و قدیمی که مثل یک ورق نازک بودند به داخل سرک کشید و باز هم لیلا را Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
Roghayyeh
0امون از دست فامیل های مسخره آسانسور حرف
۶ ماه پیشپرنیا
0این همه گوه کاری کرده کیا به چشمشون نمیاد بعد همون یه حرف کیا یادشونه
۶ ماه پیشنفس
0اوف آدم های اعصاب خورد کن بیشعور ان شاالله یکی مثل دداشش گیرش بیاد بفهمه آیدا چی کشیده ولی آیدا هم خوب جوابشو داد
۶ ماه پیشSogi
1کیانا الحق که خواهر همون برادری همونقدر رو مخ و همونقدر پررو🦖ولی واقعا هرچقدرم آدم بگه برام مهم نیست بازم نمیتونه نسبت به حرفایی که پشت سرش میزنن بی تفاوت باشه مخصوصا اگه به ناحق اون حرفا زده بشه🙂
۶ ماه پیشیاس
1انگار کارای پسر خودشونو یادشون میره هی
۶ ماه پیشNana
0بیچاره آیدا حالا باید به فکر حرف مردم هم باشه... ولی از جوابش به کیانا خیلی خوشم اومد
۶ ماه پیشزهرا z
0خسته نباشی آزاده جونم ❤️😘🌹
۶ ماه پیشساناز
0🩶❤️🧡💛🩵💚💙💜🤍🩷🤎
۶ ماه پیشمهناز
0واااای این خانواده چقدر پررواننننن!!!
۶ ماه پیشآمینا
0داداش مهران چقدر کینه ای و بی منطقِ خدایا یعنی چی این حرکت🤨🤨
۶ ماه پیشآمینا
2کیانا عزیزم جدا از بیماری داداشت خیانت هم بوده.بی حرمتی و تهمت و آبروریزی و یه دنده بودن و کوتاه نیومدن واقعا چجوری آدم بخواد با اینجور کسی زندگی کنه اگه تو نمیدونی ما میدونیم آیدا تا با داداش تو بود هیچ نظری به مهران نداشت حتی دشمنش هم بود
۶ ماه پیشبنفش علی
1وای فقط اون مرده که هندوانه میخوره😂🤌🏼
۶ ماه پیشنرگس
3رقص محلی...😍 لرها کامنتمو لایک کنید و ریپلای کنید همو پیدا کنیم🙂🔥
۶ ماه پیشسیتا
1حرف مردم اصن مهم نیس هر کی هر غلطی میخاد بکنه نوش جونش
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه ❤️
1اینقدر بدم میاد از این خاله زنکای حراف 😡🤬