لیست کلیه پارتهای رمان نسیم آرامش : پارت های 41 تا 45
تعداد کل پارت های منتشر شده : 45
-
رمان نسیم آرامش - پارت 41
نسیم با رفتن مهدی هق می زنم و گریه می کنم، درمانده و عاجز به آینده ی پیش رویم فکر می کنم و این که فرزاد چه نقشه های برای سواستفاده کردن از من در سر دارد. مادر و پدر به اتاق می آیند و نگران از من دلیل این حال و روزم را می پرسند. مادر: دخترم یه مدته اصلا حال و روز خوبی نداری چرا با ما حرف نمی ز...
بروزرسانی در : ۵۱۶ روز پیش
-
رمان نسیم آرامش - پارت 42
سیاهی از بین می رود و من دوباره صورت ترسناک مهدی را که از شدت عصبانیت قرمز شده را می بینم. بی حالی ام را که می بیند فاصله می گیرد و داخل پذیرایی قدم می زند و دست هایش را به هم می مالد و با خودش حرف می زند. ـ این درست نیست، نباید این جوری می شد، نسیم منو دوست داشت، نسیم اهل خیانت نبود.........
بروزرسانی در : ۵۱۴ روز پیش
-
رمان نسیم آرامش - پارت 43
نسیم مهدی که تماس گرفت و خواست به کلانتری بروم، ابتدا بی حال شدم و روی مبل افتادم اما با پیامکی که مهدی برایم فرستاد، کمی قدرت گرفتم تا به کلانتری بروم. ـ نترس چیزی نشده، آوردمش به سزای کارش برسه، من دستمو به خون کثیفش آلوده نمی کنم. به کلانتری که رسیدم مهدی جلوی در منتظرم بود. ـ ازت می خوام...
بروزرسانی در : ۵۱۴ روز پیش
-
رمان نسیم آرامش - پارت 44
مادر که می رود تازه دو هزاریم می افتد که منظور مادر لباس های باز تر است. کشوی لباس هایم را باز می کنم اما هر چقدر با خودم کلنجار می روم، نمی توانم هیچ کدامشان را بپوشم چرا که دلم نمی خواهد مهدی را از طریق جنسی به خود نزدیک کنم. روی تخت خوابیده ام که صدای باز شدن در را می شنوم، چشم هایم را بست...
بروزرسانی در : ۵۱۴ روز پیش
-
رمان نسیم آرامش - پارت 45
گونه های سرخ شده اش طوفانی ترم می کند، پهلویش را کمی فشار می دهم که باعث می شود لب هایش را گار بگیرد، دیگر نمی توانم جلوی خودم را بگیرم. نسیم را به سمت خودم می چرخانم و می بوسمش، و نسیم را محکم به خود می چسبانم. با فشردن نسیم به خودم می خواهم تلافی این مدت که از هم دور بوده ایم را در بیاورم. د...
بروزرسانی در : ۵۱۴ روز پیش
