لیست کلیه پارتهای رمان طوفانی از هوس : پارت های 1 تا 10
تعداد کل پارت های منتشر شده : 10
-
رمان طوفانی از هوس - پارت 1
جانا اتاقی که برایم آماده کرده بودند، بیشتر از آنکه شبیه اتاق مهمان باشد، شبیه اتاقی بود که قرار نبود کسی در آن احساس خانه بودن کند. چمدانم کنار تخت بود و هنوز بازش نکرده بودم. از وقتی وارد شده بودم، حتی یک لباس هم از آن بیرون نیاورده بودم.شاید چون هنوز خودم هم نمیدانستم قرار است واقعاً بمان...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان طوفانی از هوس - پارت 2
چند لحظه به مردی که آن طرف در ایستاده بود نگاه کردم. هنوز باورم نمیشد کسی که حتی اسمش را نمیدانستم، از همان لحظه اول ورودم تصمیم گرفته باشد به من بفهماند جایی در این خانه ندارم.نگاهم را از او نگرفتم. به جایش تا اونجا که میتوانستم در صورتش زل زدم تا بفهمد که من باید بیدی نیستم که با این بادها ب...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان طوفانی از هوس - پارت 3
خوابم نمیبرد. هر بار چشمهایم را می بندم ، چهره آراد جلوی چشمم ظاهر میشود؛ همان نگاه سرد و لحن طلبکاری که انگار از لحظه ورودم به این خانه، تصمیم گرفته بود زندگی را به کامم تلخ کند. انگار نه انگار که ازخیلی زود بیدار بودم. واقعا از این همه جان سختی خودم تعجب میکنم. پتو را کنار می زنم و به س...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان طوفانی از هوس - پارت 4
خواب به چشمم نیامده بود.تمام شب، صدای آراد در باغ عمارت توی سرم میپیچید. لحن سردش، نگاه تهدیدآمیزش و آن جمله آخر که مثل حکم قطعی به زبان آورده بود. پرده را کنار زدم. آفتاب تازه روی درختهای باغ افتاده بود؛ همانجایی که دیشب برای چند دقیقه خیال کرده بودم میتوانم از فضای سنگین این خانه فرار کن...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان طوفانی از هوس - پارت 5
صبح، برخلاف چیزی که انتظار داشتم، با سکوت شروع شد.وقتی از اتاق بیرون آمدم، راهرو خالی بود. نه خبری از نگاههای سنگین شب گذشته بود و نه صدای بحث و جدل. انگار عمارت فرهمند تصمیم گرفته بود برای چند ساعت هم که شده، چهره واقعیاش را پنهان کند. کیفم را روی شانهام جابهجا کردم و از پلهها پایین رفتم....
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان طوفانی از هوس - پارت 6
بعد از این همه سال، باز هم همان اسم قرار بود همهچیز را به هم بریزد؟ به طرفش رفتم. - اون کاغذ رو بده ببینم. آراد لحظهای نگاهم کرد، بعد برگه را به سمتم گرفت. چشمم روی چند سطر اول حرکت کرد. نوشتهها درباره پرونده قتل پگاه فرهمند بود؛ همان پروندهای که زندگی پدرم را به قبل و بعد از خودش تقسی...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان طوفانی از هوس - پارت 7
از وقتی به اتاقم برگشته بودم، فکرم دست از سر آن کاغذها برنمیداشت.پرونده قدیمی قتل پگاه فرهمند، اسم پدرم که بعد از این همه سال هنوز کنار عنوان متهم دیده میشد و آن یادداشت چندشآور که کسی با بیرحمی تمام برایم گذاشته بود. «دختر قاتل مادرت رو آوردی توی رختخوابت؟ اینقدر بیغیرتی؟» هر بار جمله ...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان طوفانی از هوس - پارت 8
صبح با صدای زنگ گوشیام از خواب پریدم و اولین کاری که کردم، خاموش کردنش بود. دلم میخواست فقط پنج دقیقه دیگر بخوابم؛ پنج دقیقهای که طبق تجربه همیشه به نیم ساعت تبدیل میشد.چشمم به ساعت افتاد و یکدفعه از جا بلند شدم. وای، نه! باز دیرم شد! دیشب قرار بود زود بخوابم، اما تا نصفهشب مشغول اصلاح طر...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان طوفانی از هوس - پارت 9
پارت نهم سه روز از آمدنم به خانهی فرهمندها گذشته بود و من هنوز نمیدانستم کدامیک از آدمهای این خانه خطرناکترند؛ آنهایی که نفرتشان را بیپرده نشان میدادند یا آنهایی که با لبخند، پشت سرت تصمیم میگرفتند چه بلایی بر سرت بیاورند. البته در این میان، برای آراد هیچ تردیدی نداشتم. او دستکم زحمت پ...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان طوفانی از هوس - پارت 10
صبح، وقتی وارد سالن شدم، رها کنار پنجره نشسته بود و با گوشیاش کار میکرد. با دیدنم لبخند زد و گوشی را کنار گذاشت. - صبح بخیر، جانا. دیشب تونستی بخوابی؟ کیفم را روی صندلی گذاشتم و گفتم: - بد نبود. ممنون. - امروز دانشگاه داری؟ - آره، تا ظهر. - پس بیا صبحانه بخوریم. منم هنوز چیزی نخوردم. لحنش آنقد...
بروزرسانی در : دیروز
- 1
