شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت دویست و پنجاه و سوم :
نگاهی اجمالی به آپارتمان مجللش انداختم.
با پول های حرام، چه جایی هم زندگی می کرد!
نمی دانم چطور آن لقمه ها از گلویشان پایین می رفت.
هرچند که خیلی هم جای تعجب نداشت.
چون دین و ایمانشان با ما فرق داشت...
ولی انسانیت همه جا یکی بود
سیاه و سفید و مسلمان و مسیحی و ایرانی و خارجی نداشت...
خوشبختانه چون ساختمان تجاری و مسکونی بود، در ورودی باز بود و می توانستم راحت وارد شوم.
مطالعهی این پارت حدودا ۴۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
تینا
4دست حامی چی شد یعنی اون کبودی خوب شد!! و چرا انقدر مسئله ها سر سری حل میشن روندش در عینی که حس هیجان داره احساس میکنم دیگه یه جوری شده شما چی؟؟
۵ سال پیشاتل متل جدایی
7به جون شما چشو چالم درد گرفت هیچچچچ دستم در رفت اصلا(الانم مثلااا دارم با اونیکی دستم مینویسم😂😂😂)ای ایشالله تمام پارت ها اینجوری باشه ولی من کم کم وسطای پارت خسته شدم گفتم ول کن بقیش فردا
۵ سال پیشهوم
6فک کنم ارامش میخواد زودتر مسعودو داماد کنه🤣 هرکی دمه دستشه رو میندازه بهش🤣🤝🏻
۵ سال پیش...
7امیدوارم کمیل اون طرفا نباشه 😬
۵ سال پیشزهرا
5من از دو پارت قبل میخواستم بگم اگه مسعود و سمیه با هم ازدواج کنن عالی میشه ولی باز یادم میرفت مرسی این پارتم عالی بود 💋
۵ سال پیشدلارام
10وقتی هی میگه یوخ عموت نیاد و اینا مطمعنن میاد😂🤦🏻 ♀️وایی استرس گرفتم
۵ سال پیشآرام
8من میگم کمیل پشت دره
۵ سال پیشنازنین
9خیلی خوب بود ولی اگه الان عموش کسی رو مامور کرده باشه و آرامش رو ببینه وای چه شود
۵ سال پیشرضوان
35حدس میزدم که مسعود با مامان حامی ازدواج کنه
۵ سال پیشزهرا
22منم حس میکنم که با مامانش مزدوج شن اگه بشه که خیلی خوبه
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
مادمازل
1الان دست حامی خوب شد؟ کلا دارو برای این بیماری کشف کردن و تمام؟