خلاصه رمان :
آریا پس از پیدا کردن و خواندن دفتر خاطرات لاوین همسرش که آنرا در جایی مطمئن مخفی کرده بود به گذشته ی مخوف و دردناک او پی می برد و به یکباره عشق عمیقی که از او در دل داشت به نفرتی ترسناک تبدیل شده و لاوین به خاطر این دروغ و پنهان کاری به گونه ای از چشمش می افتد و تصمیم می گیرد و این خشم تازه متولد شده را با شکنجه و آزار جسمی و روحی بر تن لاوین معصوم تخلیه کند و او را از خود براند. او سعی می کند با این کار لاوین را تحت فشار قرار دهد تا هر چه زودتر زندگی مشترکی که با عشق و علاقه آغاز کرده بودند را به پایان برسانند و عقیده داشت دیگر حس سابق را نسبت به او ندارد و حاضر به ادامه ی ابن رابطه نیست پس تصمیم می گیرد با ضرب و شتم و آزار جسمی لاوین؛ جنینی که به تازگی پا به دنیای آنها گذاشته بود و همسرش آنرا باردار بود از بین ببرد تا این ازدواج را به طلاق بکشاند و دیگر هیچ موضوعی او را به لاوین متصل نکند و به قول خودش از زنی که گذشته ای خفت بار را گذارنده فرزندی نداشته باشد و این مابین پدر و برادر لاوین مانع اینکار شده و می خواهند حتی اگر زندگی لاوین به طلاق انجامید به هر نحوی که هست فرزندش را محافظت کنند تا او دخترکش را سالم بدنیا بیاورد پس تصمیم می گیرند با دور کردن لاوین از همسر خشمگین و ترسناکش او را از خطرات سقط جنین دور کنند و پس از بدنیا آمدن کودک طلاقش را از آریا بگیرند پس پنهانی و بدون اطلاع آریا او را در نقطه ای نامعلوم مخفی میکنند و ....
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان لاوین ماه زادهی نور - پارت 106
انگار خستگی هایمان در رفت! تب پر کشید و جایش را به آرامشی دلپذیر داد. درون آغوش امن و پرمحبتش تا ساعتها خوابیدم. ریکاوری شده بودم و دلم نمی خواست پس از پشت سر گذاشتن تمامی تنش های تلخ زندگی از این کرختی لذت بخش فارغ شوم! تمام روز را داخل خانه ماندیم. گویا نمی توانسیم از هم دل بکنیم! او به مخدرش...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان لاوین ماه زادهی نور - پارت 105
نگاهم با نگاهش تلاقی کرد! عمق نگاه بی تفاوتش می گفت چیزی نشنیده اما از آنجا که این مرد را خوب می شناختم و می دانستم بسیار خود خوری می کند و درون ریز است و اگر چیزی هم شنیده باشد بروی خودش نمی آورد؛ پس سعی کردم من هم مانند خودش رفتار کنم. با شرمساری سرپایین انداختم و از کنارش عبور کردم و سمت تخت ر...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان لاوین ماه زادهی نور - پارت 104
تو حق نداری نگران حالم بشی! می دونی چرا؟ چون مدتهاست که زنده یا مرده بودنم برات فرقی نداشته! تو این دوسالی که گذشت حتی یکبارم نشد برای دیدنم یا حتی صحبت کردن با من؛ حتی در حد چند دقیقه تلاش کنی. مثل روح می اومدی و چند ساعتی تو حیاط عمارت یا داخل اتاق سلاله باهاش وقت می گذروندی و یا درنهایت خ...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان لاوین ماه زادهی نور - پارت 103
دروغ می گفتم! اصلا برایش آرزوی شادی و خوشبختی آن هم بدون حضور خودم و دخترم در زندگی اش را هیچ زمانی نداشتم و نکردم. وقتی اتومبیلش از پیچ کوچه ناپدید شد من همچنان همان نقطه ایستاده بودم و بدون اینکه دست خودم باشد نگاهش؛ خط اخم همیشگی اش را در ذهن آشفته ام مرور کردم. وقتی هم به آلاچیق بازگشتم و...
بروزرسانی در : ۸ روز پیش
ماهی
0منم همینطور اصلا توقع نداشتم لاوین انقدر زود کنار بیاد
۱۰ ساعت پیشملیکا
در پارت 1060اگه کار آریا باشه خونش حلاله 👿👿
دیروزملی
در پارت 1061حالا من از آریا و لاوین کم عقلی توقع دارم اما از ژیوار قربونش برم عاقل باشعور ابن کار بعید بود
دیروزمارال
در پارت 1061ژیوار از همه بیشتر اشتباه کرد ندونسته و نپرسیده دست لاوین رو گرفت آورد تحویل خانواده ی خطرناکش داد
دیروزملی
در پارت 1061خوب تقصیر کیه این وسط لیدا جان به پارت هدیه بزار عزیزم🙏😭
دیروززری
در پارت 1060وای چه پارتی بود من خوندم🥶🥶🧐🥶 یعنی نزاشتن دو روز از ماه عسلشون بگذره بعد بیان
دیروزملیکا
در پارت 1061آخه یه سوال دارم مگه آدم حرف زن مواد فروشی که بچه ی خودشو تو سطل زباله رها کرده باور میکنه
دیروززهره
در پارت 1061همینو بگو بخداا یعنی چقدر اشتباه الان هر بلائی ممکنه سرشون بیاد
دیروزملی
در پارت 1061بعدش لاوین هی میگه بابا من نمی خوام همچین پدر و مادری ر اینا مجبورش نمیکنن قبول کنه
دیروزملیکا
در پارت 1060لعنت بهت آریا نزاشتی خوشبختی شون تکمیل بشه 🤬
دیروزماهی
در پارت 1060واای اگه کار اریا باشه 😬
دیروزمارال
در پارت 1061هست عزیزم هست کار آریاست واسشون تله گذاشته 🥺
دیروززهره
در پارت 1061ای وای اینا دیگه کی بودن؟؟ آخه چرا اصرار دارن گذشته ی گند لاوین رو زیر و رو کنن
دیروزمارال
در پارت 1061همش تقصیر آریاست اصلا حسم میگه کار اونه بلا سر ژیوار بیاره
دیروزمیم
در پارت 1062اوه،همینو کم داشتیم،اینجا کسی نه اینارو می شناخت نه خبر داشتن که قراره بیان،پس باز آریا مشکوکه با اون اصرار تا شمال دنبالشون افتاده که برای اکرم دل بسوزونه؟ قابل باور نیست 🤔
دیروزماهی
در پارت 1060البته شاید از اول تله باشه و اریا هم خبر نداشته باشه ولی خب ممکنه خواهر برادرای لاوین باشن که میخان سربه نیست کنن لاوین رو
دیروزماهی
در پارت 1050هعیی دیگه با این اتفاق امیدی به برگشتش پیش اریا ندارم🥺🥲
۲ روز پیشیه غریبه
در پارت 1051لیدا جان ستایش به قلم و نثر بی نظیرت 🙏🙏
۲ روز پیشملی
در پارت 1051اصلا مگه میشه این قدر زیبا بری تو عمق رابطه ی دونفر رو تع یف کنی بعد همه تو شوکش باشن
۲ روز پیشزهره
در پارت 1051بی نظیری نویسنده ی عزیز قلمت جادو میکنه 🥰🥰😍😍❤️ 🔥
۲ روز پیش

سارا
در پارت 1061من که *** پارت قبلی و عشق بازی اینا خوشم نیومد اما راضی به این روزشون هم نبودم