پارت سی و هفتم :

دستم را روی سینه ی آریا گذاشتم و کمی سمت عقب هلش دادم؛ یک قدم پیشروی کردم؛ حالا پشت سرم بود و اکرم روبرویم؛ به چشمان بی فروغ و عاری از انسانیتش خیره شدم!
- اگه واقعا هنوزم تو وجودت شرف مادری هست و ذره ای زندگیم و بچه ام برات اهمیت داره و می خوای به شوهرم ثابت بشه من حروم زاده و بی اصل و نسب نبودم آدرس و مکان زندگی پدرم رو بگو قول میدم اگه رفتم پیشش کلمه ای از تو براش نگم که کجایی و چکار می

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ژاله

    3

    آخ آخ لاوین بنده ی خدا چه عجیب سرنوشتش دلم سوخت واقعا برای اکرم

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    لاوین بچه ام بسیار آسیب دیده اما باید با قصه قدم به قدم پیش برید شاید سرنوشتش تغییر کرد🥰

    ۲ ماه پیش
  • ملیکا

    3

    عالی عالی رمانتون رو خیلی دوست دارم و مدام منتظر پارت جدیدم میام نگاه میکنم

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ممنونم سپاس مهربونم

    ۲ ماه پیش
  • طیبه

    2

    رمانتون قشنگه مرسی موفق باشید

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    قشنگ نگاه شماست مهربونم

    ۲ ماه پیش
  • فاطی

    3

    لاوین و گذشته اش حکایت واقعی خیلی از آدمهای همین سرزمینه درود به شما خانم صبوری

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    بله واقعا گل گفتید

    ۲ ماه پیش
  • پری

    2

    سلام تورو خدا پارتارو این دیر وقت نزارین بعدازظهر یا سر شب بزارین اینجوری آدم اذیت میشه تا دیر وقت بیدار باشه لطفا پارتارو هم اگه میشه بلندتر بزارین🙏🏼

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    هر روز پارت داریم گلم بیشتر روزها هم پارت هدیه میزارم در مورد ساعت پارتگذاری سعی میکنم صبح ها بزارم

    ۲ ماه پیش
  • میم

    3

    حالا باز آریا می خواد دنبال پدرش بگرده،اگه برن به اون ایل چه واکنشی به لاوین که دختر یه فراریه دارن؟🤔

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    بابد دید چی میشه عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • میم

    3

    همیشه یه سرگذشت تلخی هست پشت بد شدن آدما،اکرمم قربانی سنتهای غلط شده 😠

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    درود بر شما بله آدمها با بدی بد میشن

    ۲ ماه پیش
  • هلنا

    3

    حالا دلم برای اکرممم میسوزه 🫣😄 والا چی بگم کارتون بیست

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیز دلممم💖🥰

    ۲ ماه پیش
  • هلنا

    3

    از قبل بیشتر خیلی پارت موخوام 🙏🙏🙏🙏 ممنونم ازتون

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    وقت کنم بروی چشم پارت هدیه هم میزارم

    ۲ ماه پیش
  • هلنا

    2

    عالی عالی عالی قصه روایتش همه همه بی نظیر 🥹 ادامه لدفا🥲🥲🥲🥲

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    مرسی قشنگممم

    ۲ ماه پیش
  • میم

    3

    بعد این همه تلاش برای نجات خودش و دخترش و خلاف کار شدنش،چی شد که لاوین سر از زباله دونی درآورد؟🥺🙏🏻

    ۲ ماه پیش
کپی شد!