دوست داشتی؟
رمان چشمان سرد اثر رویا ایزدی

رمان چشمان سرد

  • زبان فارسی
  • 98.6K 👁
  • 561 ❤️
  • 335 💬

خلاصه رمان چشمان سرد

یک دختر تنها! بی کس! پیله تنهاییش را خودش تنیده! پیله اش سنگیست! اما سنگ هم فرو خواهد ریخت کافیست که جویباری عاشقانه نرم و لطیف از کنارش گذر کند! کجاست این جویبار؟ او مینوازد همچون اسمش طنین مینوازد تا درگیر و دار دنیا از ناملایماتش بگریزد! او را خسته کرده اند. لبخند را از او گرفته برایش غم به ارمغان آورده اند … کجایی جویبار باید تن او را غسل دهی . خسته در پی انتهای زندگیش راه میرود! چندیست که کشتی شکسته قلبش پهلو نگرفته و تنها در دریای خروشان سرگردان است! طنین اش را مییشنوی؟ نوای درد مینوازد! منتظر...پایان خوش

قسمتی از متن رمان چشمان سرد

-حشمتی ده روزاضافه خدمت!
سربازکه کپ کرده بودبه بهنازنگاه کردکه اونم گفت
-سرگردرستگارهستن
آخرش هم باعصبانیتی که اصلابه صداش نمیومدانگارداشت جیغ جیغ میکردگفت
-توبازیادت رفت!
بعدهم منوبه اتاقم راهنمایی کردوقتی که خواست دروببنده یه چشمک زدوگف
- صدات روعشقه کلی کیفورشدم
من که دیگه نمیتونستم خنده ام روکنترل کنم ازش اسمش روپرسیدم وازاون روزباهاش دوست شدم امافقط بااون چون هیچ کس به قول بهنازنمیتونه من گنده دماغ روتحمل کنه!البته من خودم خواستم .بهنازهم که قبولش کردم دست خودم نبودچون بهنازه ویه زبون دراز!
شروع به رسیدگی پرونده های روی میزم کردم
نیم ساعت قبل ازاتمام ساعت کاریم بودکه آماده رفتن شدم
بایدواسه این هفته برنامه بریزم تایه دوروزی هم برم شیراز!خیلی وقته به خونه سرنزدم!
طرلان چندوقت پیش زنگ زده بودمیگفت مامان باباازدستت دلگیرن!
چه کنم که خودم هم موندم ازیه طرف وقتی خونم آرامش ندارم ازیه طرف هم اوناازمن به عنوان دختربزرگشون توقع دارن!
حرفایی میزنم منم!آخه ازطرلان واسه چی توقع داشته باشن اون وروره جادوکه همون جاپیششونه!
رفتم سمت ماشینم وتاخواستم حرکت کنم صدای بهنازروشنیدم که همینطورغرغرمیکردومیومد
-خوبه بهت گفتم وایساباهم بریم!حالااون هیچی تومگه دو ماراتون میری؟اینقدرتندپشت سرت دویدم که کم مونده بودقل بخورم!لامصب این چادره هم که همش به پروپام میپیچه
همینطورکه حرف میزدبرگشت به من که نگاهش میکردم گفت
-چیه؟خوشگل ندیدی؟
-خوشگل که دیدم اماداشتم به این فکرمیکردم که توبااون دست وپای درازت اگه قل بخوری چطوری میشی؟
یعنی کاردمیزدی خونش درنمیومدباعصبانیت گفت
-هی نه که توخودت چیزی ازقدمن کم داری؟!نکنه چون فکرکردی خیلی کوتاهی داری به این حشمتی فکرمیکنی؟
برگشتم باتندی بهش نگاه ردم که اون هم بایه حالت مسخره ای آب دهنش روقورت دادوگفت
-روشن کن بریم ضعیفه!
که دیگه نمیتونستم خنده ام روکنترل کنم!
بهش چپی زدموحرکت کردم!بهنازرورسوندم خونه شون ورفتم سمت آپارتمان خودم
موقعی که واردشدم بدون اینکه چراغ روروشن کنم کنترل سیستم موسیقیم روبرداشتم وروشنش کردم
بیا بازم تو این ضیافت بشین
که این بار قراره از خ*ی*ا*ن*ت بگیم
خ*ی*ا*ن*ت واژه ای که ویران کرده
واژه ای که واسه ایران درده
خ*ی*ا*ن*ت چیزی که ازش متنفرم
وَ فقط می تونم بگم متاسفم
واسه مرد و زنی که متعهدن
هه T خیر سرشون متاهلن
تو مردی که جزء مردم هیزی
چیه ؟ خیلی عاشق مردونگیتی ؟
یا زندگی مثه عقده براته
که س*س واست مثه نقل و نباته
تو مغزت به کلی پس و پیش شده
که جمع کردی یه مشت زن خز و خیل دورت
وَ خ*ی*ا*ن*ت دیگه به تنت گیره
د ِ نگو غصت اینه زنت پیره
تو واسه زنای خراب تاکسیرانی
و عشق فیلمای فارسی وانی
فارسی وانی که از رو سیاست میره
به مردم درس خ*ی*ا*ن*ت میده
فارسی وانی که رفته عمدا تو ه*و*س
که هدف اینه بکنه فرهنگو عوض
که حتما کاریه از قصد و غرض
که یه مشت خائن می کنن بر حسب مرض
هه همون آهنگ همیشگی!هم ازش بدم میومدهم خوشم میومد
می ترسم از آ*غ*و*شی که به روی تو وا کردم
حیف اون احساس پاکی که واسه عشقت فدا کردم
آره مثل یه عروسک تو رو تو دست همه دیدم
وقتی چهره ی اصلیتو دیدم ، لرزیدم ، ترسیدم
ترسیدم از اون لحظه که تو آ*غ*و*ش تو بودم
ترسیدم از اون روزایی که من عاشقت بودم
یعنی احساس تو چشمات گرمی دستای تو دستم
دروغ بود ؟ دروغ بود من درگیر یه بازی پستم


بیشتر بخوانید

نظرات رمان چشمان سرد

  • فریبا

    0

    قشنگ بود 🌹🌹

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    محشرررررررر و عالیییییییی بود 🥰حتما بخونید

    ۳ ماه پیش
  • ستاره

    1

    خیلی خیلی رمان خوبی بود من الان تازه قسمت هشت هستم واقعا خوشم اومد هر کی یه سلیقه ای داره اگه خوشتون نمیاد مجبور به خوندن نیستید

    ۴ ماه پیش
  • پریسا

    2

    بچه ها کدوم رمان بود که اسم دختره ی دبیرستانی که شخصیت اصلیخ سامیلاست و میره پلیس میشه تا مواد مخدرهارو از تو مدرسشون پیدا کنه؟؟

    ۴ سال پیش
  • ستایش

    7

    منو کم آوردن محاله

    ۴ سال پیش
  • ساغر

    4

    خوندمش ولی اسمشو یادم نیس

    ۴ سال پیش
  • نور ماه

    2

    منو کم آوردن محاله

    ۴ سال پیش
  • ...

    1

    رمان من و کم آوردن محاله

    ۴ سال پیش
  • ماه

    0

    منو کم آوردن محاله

    ۳ سال پیش
  • Kosar

    0

    اسمش بچه مثبت بود

    ۴ ماه پیش
  • Sevda

    1

    میشه یه رمان معرفی کنید که شخصیت اصلی داستان دختر باشه و جنایی یا پلیسی باشه زیادم عشقولانه نباشه

    ۷ ماه پیش
  • بهار

    2

    فقط و فقط پایگاه ویژه

    ۷ ماه پیش
  • تو هم خوندیش؟

    0

    الان فصل دوش داخل رمان هاب آنلاین هست اگه میخای بخونی

    ۶ ماه پیش
  • اره

    0

    منم طهورا خیلی خوبه

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه امیری

    0

    بنظرم خیلی لوس و یخ بود داستانشم آبکی و بی معنی تا اخرش خوندم اما جذاب نبود

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه امیری

    0

    بنظرم خیلی لوس و یخ بود داستانشم آبکی و بی معنی تا اخرش خوندم اما جذاب نبود

    ۵ ماه پیش
  • سما

    0

    بنظرم اگه داستانش به پلیس ایران ربطی پیدا نمی کرد بهتر بود،و اگه از نام و شخصیت های خارجی استفاده میکرد بیشتر با عقل جور در میومد بعد نیروی انتظامی چه ربطی به ارتش داره

    ۵ ماه پیش
  • سارا

    1

    رمان چشمان سرد کامله؟

    ۵ ماه پیش
  • آهو

    1

    بهترین رمانی بود که خوندم واقعا مخصوصا اینکه خیلی حرفه ای نوشته شده بود زیاده روی نداشت و خیلی طنزش قوی بود دوست داشتمممممم

    ۵ ماه پیش
  • هانا

    1

    عااالی و قشنگ بخونید حتما

    ۵ ماه پیش
  • Mousavi

    5

    فقط میتونم بگم محشررررررر بود عالیه بینظرع🤣

    ۵ ماه پیش
  • لیلا

    1

    واییییی عالی بوددد

    ۶ ماه پیش
  • Shaida

    2

    عالی عالی بود نقش ها همه بی عیب ونقص بودند اگر این رمان رو نخوندیدید پیشنهاد میکنم حتما بخونید

    ۷ ماه پیش
  • نگار

    1

    عالی بود من نزدیک ده بار خوندمش اگه رمانی میشناسید که شخصیت دختره مثل طنین باشه بهم معرفی کنید

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!