رمان خلافکار مغرور ( جلد دوم )
- به قلم ستایش خفن
- ⏱️۳ ساعت و ۴۷ دقیقه
- 62.7K 👁
- 82 ❤️
- 67 💬
داستان درمورد یه خلافکار، دختری که مشکلات سخت زندگی اونو تا مرز سنگ شدن کشیده و حالا اونو تا عمق بازی های خلاف کشیده منجلابی که هر چی بیشتر دست و پابزنی امیدت کمتر میشه . این دختر آنچان مغرور که به راحتی کسی نمی تونه از صفحه ی بازی روزگار بیرون بندازه تا اینکه با ورود مردی به دنیای خاکستری و تیره و تارش همیه چیز عوض میشه.....چه جوری اون مرد این کارو میکنه ؟ دختر داستان غرورشو کنار میزاره ؟ دوباره میتونه خودشو از نو بسازه ؟ با فلب زخمیش چه طور کنار میاد ؟ چه طور میتونه از این باند خلافی که توش گیر کرده رها بشه؟ (پایان خوش)
پشت سر دکتر راه می رفتم تا دکتر وارد یه اتاق شد .
منم رفتم داخل و در رو بستم .
من : بفرمایید آقای دکتر .
دکتر : شما باید بیشتر مراقب خواهرتون باشید .
من : الان حالش چه طوره ؟؟؟
دکتر : حال خودشون خوبه مشکل حادی ندارن اما ....
با شک پرسیدم
من : اما ؟؟؟؟
دکتر : متاسفانه بچشون رو از دست دادن .
باحرف دکتر انگار بهم برق وصل کردن بچه ؟ کدوم بچه ؟
من : آقای دکتر من همراه دل آرا ستایش هستم .
دکتر : بله می دونم
من : مطمئن هستین ؟
دکتر : بله خانوم
یهو از عصبانیت ترکیدم رفتم جلو یقه دکتر رو گرفتم
من : حواست هست چی میگی بچه کجا بود خواهر من اصلا شوهر نداره .
دکتر هم با تعجب زل زد به من
دکتر : ولی خانوم ستایش ایشون باردار بودند حتی آزمایشش هم نشون می داده
من : تو کی هستی به خواهر من تهمت می زنی یارو ؟
دکتر : مراقب حرف زدنتون باشید خانوم
من : اگه نباشم چه کار می کنی؟
دکتر : خانوم یقه رو ول کنید .
من : اگه می تونی ثابت کن خواهر من بچه دار بوده
دکتر چندتا برگه و آزمایش انداخت جلوم روی میز
یکی یکی برداشتم خوندمشون چی می دیدم
باورم نمی شد هر لحظه از عصبانیت بیشتر سرخ می شدم
دختره ...... برات دارم برگه هارو کوبوندم روی میز
با گام هایی محکم و عصبانی به سمت اتاقی که دل آرا توش بود رفتم
...........................
دلارام :
من : وایییی خوبی تو دختر مارو نصف جون کردی که تو ؟؟؟؟
دل آرا : پس دلربا کجاست ؟؟
من : پیش دکتره الان میاد
با این حرفم رنگ دل آرا عین میت شد
من : دل آرا حالت خوبه چت شد؟؟
دل آرا : .........
سینا : دل آرا حالت خوبه چی شده ؟؟
دل آرا : سینا .... سینا دلربا منو می کشه ؟؟؟
من : وا چرا همچین کاری بکنه
دل آرا : بگید دکتر بیاد من باید یه چیزی ازش بپرسم
من : دختر تو تازه بهوش اومدی دکترم به موقع میاد ولی تو........
هنوز حرفم تموم نشده بود که در اتاق با صدای بدی باز شد و به دیوار بر خورد کرد
یا خدا این چشه ؟؟؟
دلربا با پوستی سرخ و چشمایی به خون نشسته توی چهار چوب وایساده بود .
دلربا : کوش اون دختره آشغال ؟؟؟؟
من : چی ؟ کی رو میگی؟
دلربا : بیرون ..... سریع
کسی تکون نخورد با داد دلربا بدنم تکون خورد
دلربا : مگه با شما نیستم
یکی یکی بیرون رفتیم
که پرستاری اومد پیشم
پرستار : خانم این همه سر و صدا چیه
من : ببخشید تکرار نمیشه
پرستار : لطفا مراعات کنید بیمار اینجا بستریه چاله میدون که نیست
................................
دلربا :
من: بگو دروغه ... بگو
دل آرا سرشو انداخت پایین و هق هقش به صدا در اومد
ترو سننه؟
00عاشق شخصیت دل آرام بودم دلربا یه ذره مقرراتی بود و دلربا هم مغرور که اون اخرا بهتر شده بود ولی دل آرا خیلی شطون و بانمک بود فقط دل آرا و سینا که زود عاشق هم شدن یکمی برام عجیب بود ول رمان خوبی بود👏
۳ هفته پیشAniya
00رمانش خیلی جالب نبودبه نظرم،جلدیک که بی سروته تموم شد،جلددوم این چه دانشگاه بی سروتهی بودکه یاروچاقوکشی میکنه،طرف بچه ش سقط میشه،دانشگاه هم پیگیرنیس،طرف اسلحه میاره دانشگاه😳
۱ ماه پیشزهرا
00خوب بود
۲ ماه پیشگلنسا
00رمانش خیلی جالب بود ولی زیاد از اهنگ استفاده میشد
۲ ماه پیشmobina
00خیلی رمان خوبی بود من که دوستش داشتم و نظرهرکیم به خودش بستگی داره
۲ ماه پیشSeti
00خیلی قشنگ بود ممنون از نویسنده واقعا خوشم اومد پایان خوششون دوس داشتم حتما بخونید یکم زیاد از کلمات تکرار می شد ولی بخونید اصل اون تموم شدنشه ک خوب تموم شد🙂🫀
۳ ماه پیشگل مریم
10رمانش آبکی بودرمانو که میخوندم فکرکردم نویسنده عاشق بوگاتیه
۶ ماه پیشاسما
00به نظر من این رمان میتونست خیلی قشنگ تر باشه از کلمات زیبا تر توش استفاده بشه ونصف رمان که کلا آهنگ بود
۷ ماه پیشدلی
00چرا نمی تونم جلد دوم رو دانلود بکنم ؟🥺هربار که دانلود میکنم نمیاد !
۸ ماه پیشآناهیتا
10به نظر من که خیلی این رمان ضعیف بود و از کلمات تکراری استفاده ی زیادی داشت،، اما امیدوارم که بهتر بشه، این نظر اصلی منه.!؛
۹ ماه پیشM
00عالییی بود
۱۱ ماه پیشزری جون
00خیلی خوب بود عالی بود
۱۲ ماه پیشعلی اکبر مولای
00عالیه ولی جرا ادامه داستان نیست اخرش ملوم نشود جیشود عکه بشه ادامه داستان بزارید ممنونم
۱ سال پیشرومی
00خوب بوداولی یه چند تاایراد داشت:سیاوش اینا چیکاره بودن؟دلرباو بقیه مگه عضو باند نبودن پس چرابه راحتی تونستن جلو پلیسا دران یاشکایت کنندوپلیس هم هیچی نفهمه؟
۲ سال پیشرومی
00بعدشم دلربا چرا رفت ترکیه ؟تو ترکیه چرا داشت فرار میکرد ؟ داریوش چی شد ؟
۲ سال پیش
-
رمانﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻟﻨﺎﺯ ژانر : #پلیسی #عاشقانه #اجتماعی #هیجانی #معمایی
-
هکر قلب ژانر : #پلیسی #عاشقانه #معمایی
-
خلافکار مغرور ( جلد اول ) ژانر : #پلیسی #عاشقانه #طنز #هیجانی #معمایی #جنایی
-
خلافکار مغرور ( جلد دوم ) ژانر : #پلیسی #عاشقانه #هیجانی #معمایی
-
با عشق با بغض ژانر : #پلیسی #عاشقانه #غمگین #هیجانی #معمایی
حمیرا
00سلام به همه دنبال یه رومان هستم اسمش یادم رفته اسم پسره کوهستان از پدر دختره طلب داره دختره رو به جای طلبش می بره کسی اسمشو می دونه