دوست داشتی؟
رمان خلافکار مغرور ( جلد دوم ) اثر ستایش خفن

رمان خلافکار مغرور ( جلد دوم )

  • زبان فارسی
  • 67.8K 👁
  • 90 ❤️
  • 77 💬

خلاصه رمان عاشقانه خلافکار مغرور ( جلد دوم )

داستان درمورد یه خلافکار، دختری که مشکلات سخت زندگی اونو تا مرز سنگ شدن کشیده و حالا اونو تا عمق بازی های خلاف کشیده منجلابی که هر چی بیشتر دست و پابزنی امیدت کمتر میشه . این دختر آنچان مغرور که به راحتی کسی نمی تونه از صفحه ی بازی روزگار بیرون بندازه تا اینکه با ورود مردی به دنیای خاکستری و تیره و تارش همیه چیز عوض میشه.....چه جوری اون مرد این کارو میکنه ؟ دختر داستان غرورشو کنار میزاره ؟ دوباره میتونه خودشو از نو بسازه ؟ با فلب زخمیش چه طور کنار میاد ؟ چه طور میتونه از این باند خلافی که توش گیر کرده رها بشه؟ (پایان خوش)

قسمتی از متن رمان خلافکار مغرور ( جلد دوم )

دکتر : پس شما با من بیاید .
پشت سر دکتر راه می رفتم تا دکتر وارد یه اتاق شد .
منم رفتم داخل و در رو بستم .
من : بفرمایید آقای دکتر .
دکتر : شما باید بیشتر مراقب خواهرتون باشید .​
من : الان حالش چه طوره ؟؟؟
دکتر : حال خودشون خوبه مشکل حادی ندارن اما ....
با شک پرسیدم
من : اما ؟؟؟؟
دکتر : متاسفانه بچشون رو از دست دادن .
باحرف دکتر انگار بهم برق وصل کردن بچه ؟ کدوم بچه ؟
من : آقای دکتر من همراه دل آرا ستایش هستم .
دکتر : بله می دونم
من : مطمئن هستین ؟
دکتر : بله خانوم
یهو از عصبانیت ترکیدم رفتم جلو یقه دکتر رو گرفتم
من : حواست هست چی میگی بچه کجا بود خواهر من اصلا شوهر نداره .
دکتر هم با تعجب زل زد به من
دکتر : ولی خانوم ستایش ایشون باردار بودند حتی آزمایشش هم نشون می داده
من : تو کی هستی به خواهر من تهمت می زنی یارو ؟
دکتر : مراقب حرف زدنتون باشید خانوم
من : اگه نباشم چه کار می کنی؟
دکتر : خانوم یقه رو ول کنید .
من : اگه می تونی ثابت کن خواهر من بچه دار بوده
دکتر چندتا برگه و آزمایش انداخت جلوم روی میز
یکی یکی برداشتم خوندمشون چی می دیدم
باورم نمی شد هر لحظه از عصبانیت بیشتر سرخ می شدم
دختره ...... برات دارم برگه هارو کوبوندم روی میز
با گام هایی محکم و عصبانی به سمت اتاقی که دل آرا توش بود رفتم
...........................​
دلارام :
من : وایییی خوبی تو دختر مارو نصف جون کردی که تو ؟؟؟؟
دل آرا : پس دلربا کجاست ؟؟
من : پیش دکتره الان میاد
با این حرفم رنگ دل آرا عین میت شد
من : دل آرا حالت خوبه چت شد؟؟
دل آرا : .........
سینا : دل آرا حالت خوبه چی شده ؟؟
دل آرا : سینا .... سینا دلربا منو می کشه ؟؟؟
من : وا چرا همچین کاری بکنه
دل آرا : بگید دکتر بیاد من باید یه چیزی ازش بپرسم
من : دختر تو تازه بهوش اومدی دکترم به موقع میاد ولی تو........
هنوز حرفم تموم نشده بود که در اتاق با صدای بدی باز شد و به دیوار بر خورد کرد
یا خدا این چشه ؟؟؟
دلربا با پوستی سرخ و چشمایی به خون نشسته توی چهار چوب وایساده بود .
دلربا : کوش اون دختره آشغال ؟؟؟؟
من : چی ؟ کی رو میگی؟
دلربا : بیرون ..... سریع
کسی تکون نخورد با داد دلربا بدنم تکون خورد
دلربا : مگه با شما نیستم
یکی یکی بیرون رفتیم
که پرستاری اومد پیشم
پرستار : خانم این همه سر و صدا چیه
من : ببخشید تکرار نمیشه
پرستار : لطفا مراعات کنید بیمار اینجا بستریه چاله میدون که نیست ​
................................​
دلربا :​
من: بگو دروغه ... بگو
دل آرا سرشو انداخت پایین و هق هقش به صدا در اومد


بیشتر بخوانید
نظرات رمان خلافکار مغرور ( جلد دوم )
  • عالی بود

    0

    عالی بود ممنون از نویسنده اش

    ۴ ماه پیش
  • لیلیوم:

    0

    عالی خیلی قشنگ ممنونم از نویسنده گل گلاب و خوشگل ما

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    رومان خیلی خوب وجالب بود ممنون وسپاس از نویسنده عزیز 🌹❤️

    ۶ ماه پیش
  • الی

    0

    رمان خیلی خوب بود ولی دوتا مشکل داشت اول اینکه خیلی غلط املایی داشت و دوم خیلی از آهنگ استفاده شده بود ولی در کل رمان خیلی خوبی بود

    ۶ ماه پیش
  • ملینا

    0

    عالی مثل همیشه

    ۶ ماه پیش
  • Nary

    0

    رمان قشنگی بود از نویسنده بابت رمان خیلی ممنونم 🌹

    ۱۰ ماه پیش
  • دلارام

    0

    سلام رمان خیلی خوبی بود من که خوشم اومد

    ۱۰ ماه پیش
  • رقیه

    2

    خیلی عالی بود ممنون میشم

    ۱۱ ماه پیش
  • ریما

    1

    رمان جالبی بود ولی پارتیهای تکراری و غلط املایی زیاد داشت ، ۱-همه ۲ - دلربا و بخاطر غرورش ۳ - رمان رو سطحی نخونن و کمی هم توی پارتها مسلّط باشن بفهمم که چی به چیه

    ۱۲ ماه پیش
  • کنجکاووم

    0

    رمانش با اینکه طولانی بود ولی فوق العاده زیبا بود

    ۱ سال پیش
  • حمیرا

    1

    سلام به همه دنبال یه رومان هستم اسمش یادم رفته اسم پسره کوهستان از پدر دختره طلب داره دختره رو به جای طلبش می بره کسی اسمشو می دونه

    ۱ سال پیش
  • ترو سننه؟

    2

    عاشق شخصیت دل آرام بودم دلربا یه ذره مقرراتی بود و دلربا هم مغرور که اون اخرا بهتر شده بود ولی دل آرا خیلی شطون و بانمک بود فقط دل آرا و سینا که زود عاشق هم شدن یکمی برام عجیب بود ول رمان خوبی بود👏

    ۱ سال پیش
  • Aniya

    1

    رمانش خیلی جالب نبودبه نظرم،جلدیک که بی سروته تموم شد،جلددوم این چه دانشگاه بی سروتهی بودکه یاروچاقوکشی میکنه،طرف بچه ش سقط میشه،دانشگاه هم پیگیرنیس،طرف اسلحه میاره دانشگاه😳

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    خوب بود

    ۲ سال پیش
  • گلنسا

    2

    رمانش خیلی جالب بود ولی زیاد از اهنگ استفاده میشد

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!