لیست کلیه پارتهای رمان درخت سیب : پارت های 61 تا 65
تعداد کل پارت های منتشر شده : 65
-
رمان درخت سیب - پارت 61
درد مهم ترین عنصر جسمم است. آرام چشم می گشایم و از درد ناله می کنم. دیدم که واضح می شود مادرم را گریان کنارم می بینم. با هق هق دستم را می گیرد. - چیکار کردی تو دختر؟ چیکار کردی؟ خونه خرابمون کردی. چشم هایم پر می شود و با هر تکان از جسمم، می خواهم از درد فریاد بزنم. تنم به شدت می سوزد. مادرم سر بر...
بروزرسانی در : ۶ روز پیش
-
رمان درخت سیب - پارت 62
با دیدن بابک و خشم و غضب آتشین اش با نفس نفس بلند می شوم. نزدیک ام می آید و من به دیوار می چسبم. از چشم هایش خشم می بارید. - سه روز دیگه عقدِ، خودت و جمع کن وگرنه من خوب بلدم چجوری جمعت کنم. می دانم از چه عقدی سخن می گوید ولی با این حال می پرسم. - عقد کی؟ چشم تیز می کند و براق می شود به صورتم. -...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان درخت سیب - پارت 63
باد می وزد و تلی از خاک که در هوا به رقص در آمده بود به چشم هایم حجوم می آورد. از درد چشم هایم آخ می گویم. با شنیدن صدای یکی از اهالی ده به سرعت کنار درخت پنهان می شوم. در حالی که سر در موتور ماشین فرو کرده بود رو به پسرش می گوید: - احمد مگه تو این ماشینو تازه نبرده بودی تعمیر؟ پسرش آچار به دس...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان درخت سیب - پارت 64
با نفس نفس و وحشت می دوم و گاهی بر می گردم و خیره کفتار زخمی و خونی می شوم که بدون مکث دنبالم می دوید. دندان های تیز و برنده اش نشان از این دارد که گوشت خوار قهاری است. روی شن های داغ می دوم و خورشید سوزان روی تنم اصابت کرده است. از چشم های آن حیوان پلید وحشت دارم. هر بار که روی شن ها پا می گذار...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان درخت سیب - پارت 65
هیچ چیزی متوجه نیستم انگار در دنیای دیگری هستم. زیر دست بهار خانم هستم و او بی وقفه روی صورتم مانور می دهد و هی آن آدامس صورتی بادکنکی اش را باد می کند و صدای جویدن اش رویای با او بودنم را در هم می شکند. همان طور که برایم سایه می زند با غرولند می گوید: - نگاهش کن تو رو خدا چشماش چه بادی کرده. ب...
بروزرسانی در : ۵ ساعت پیش
