خلاصه رمان :
«عشق شکل نجیبی از مرگ تدریجی ست» عقد کردن برای رفتن؟ یا پیمانی برای ماندن؟ این سوالی است که زندگی آلاله را که دختر کمسن و سالیست و تمام دنیایش در کتابها و دانشکده اش خلاصه میشود و به شدت خواستنی و پر انرژی ست و صبحها دهان تلاش را با قهوه یا یک روبوستا تلخ تر می کند، با مردی کاریزماتیک ، درونگرا و جدی که تمام آیندهاش را در خارج از مرزها میبیند، به هم گره میزند. یک ازدواج تحمیلی، با هدفی متفاوت برای هر دو، آغاز میشود. "عقد ممکن" تنها یک نام نیست، بلکه شروع یک کشمکش پنهان و یک بازی خطرناک است؛ بازیای که ممکن است کشته بگیرد. آیا این پیوند اجباری، میتواند به سرنوشت شیرین یک عشق واقعی تبدیل شود؟ یا همه چیز در افقی خونین و کبود نابود می شود؟ایا یک امضای اجباری می تواند این همه دردسر و رنج و در عین حال عشق و وابستگی و جنون بیافریند؟ان هم پای قبر کوروش کبیر که در پاسارگاد آرمیده و با روحش شاهد هزاران پیمان و گسستن بوده...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان عقد ممکن - پارت 141
بنیامین مستاصل و غمگین از در امد تو و گوشه ی سالن نشست و صورتش در هم رفت.تازه از بیمارستان امده بود.حاج اقا کم کم داشت هوشیاری اش را از دست می داد. فردا صبح وقت ملاقات بود و شاید من باید برای اخرین بار می رفتم و می دیدمش. شیرین خانم داشت با زری توی اشپزخانه حرف می زد.ثدایش ارام و نگران بود.من ح...
بروزرسانی در : ۱۹ روز پیش
-
رمان عقد ممکن - پارت 140
صبح توی هول و ولا بودم که دوباره زنگ نزند و مرا با صورت پف آلود نبیند! شب سالاد الویه خورده بودم و ورم صورتم نمی خوابید. نمی دانستم اگر زنگ زد چطور دست به سرش کنم. بعد از صبحانه به سختی لباس پوشیدم و از پله ها پایین رفتم.در جواب اعتراض مادر گفتم؛ می روم پیاده روی تا چاقتر نشوم و وزنم بخوابد. از ...
بروزرسانی در : ۲۲ روز پیش
-
رمان عقد ممکن - پارت 139
صدای نفسهایش که توی گوشی پیچید، نفسم بند امد.ان شب به خاطر گر گرفتگی و حال بد، نتوانسته بودم خوب بخوابم. مدام در حال رفت و آمد به آشپزخانه و دستشویی بودم. دخترم مدام وول می خورد و کلافه ام کرده بود.بارداری سختی داشتم. خانه ی مادر بودم و روی بالش بارداری که برایم خربده بود دراز کشیده بودم. اواخر ز...
بروزرسانی در : ۲۸ روز پیش
-
رمان عقد ممکن - پارت 138
تماسهای تصویری شهرام تبدیل شده بود به پیامهای کمرنگ.پیش بینی ام درست از اب در امده بود.او ادمی نبود که بخواهد موقعیتهای انسوی ابها را به خاطر من کنار بزند و همه را از دست بدهد.اهداف او بزرگتر از زندگی خانوادگی بود. عشقش چند ماهه بود و تمام. غربالگری دوم را با دلهره و استرس رفتم.شیرین خانم و مادر ...
بروزرسانی در : ۳۳ روز پیش
شبنم
0گفتن پارتهای اخرو دارن تدوین میکنند تا یکی دوهفته دیگه می گذارند
۱۵ ساعت پیشنیلی
در پارت 1412سلام پارت جدید چطور نیومده خیلی طولانی شده
۲۱ ساعت پیشلیدا
3سلام وعرض ادب چرا پارت بعدی ارسال نمیشه مردیم بخدا
۲ روز پیشالنا
در پارت 30میشه عکس مازیارم بزارید
۳ روز پیشElena
در پارت 20هنوز هیچی ازش نفهمیدم
۳ روز پیششبنم
5چرا پارت نمیزارید؟؟!
۳ روز پیشتوت فرنگی
7جالب اینجاست که افزایش قیمت براش اطلاعیه بلند بالایی نوشته میشه پارت نذاشتن اطلاعیه ای نداره ،آدم دلش نمی خواهد قضاوت کنه اما..
۴ روز پیشتوت فرنگی
12اگر امکان پارت گذاری برای مدتی رو نداشتید خیلی بهتر بود توی اطلاعیه ها اعلام می کردید مثل اینکه برای افزایش قیمتتون اعلام کردید. اینجوری حس بدی نمیگرفتیم.
۵ روز پیشتوت فرنگی
13نویسنده عزیز ،رمان شما هر چند خوب و عالی هرچند که خیلی زحمت کشیده باشید توقع ما از شما به عنوان خواننده اینکه به ما وهزینه هرچند کمی که پرداخت کردیم احترام بگذارید ،اگر توان گذاشتن پارت چند روز در هفته رو نداشتید اعلام می کردید ،رفتارتون دلسرد کننده ،بی احترامی به شوق و اشتیاق مخاطباتون هست.متاسفم😔
۵ روز پیشلیدا
7درود وعرض ادب چرا قسمت جدید عقدممکن نمیاد
۵ روز پیشنیلی
در پارت 14116سلام عزیزم کاش زودتر رمان رو تموم کنید فاصله بین پارتهاتون خیلی زیاد طولانی شده
۶ روز پیشفاطمه
در پارت 14111افرین که اتقد مسئولیت پذیرید.. اگر نمیتونید سر موقع اپلود کنید چرا از قبل نمیگیو که ما هزینه هررچقدر هم کم ندیم و نخونیم؟
۷ روز پیشنفس
10الان دیگه هیچ یادم نمیاد داستان اصلا چی بود؟!! از بس دیر پارت گذاشته میشه
۶ روز پیشسارا
در پارت 14111سلام بزرگوار ،چرا هنوز از پارت جدید خبری نیست معمولا برای رمان های آنلاین هر روز پارت جدید میزارن ما چشممون به رمان خشک شد
۷ روز پیش

زی زی
0انقد پارت ها دیر گذاشته میشه یادم رفته داستان چی بوده واقعا متاسفم از اینهمه بی مسئولیتی