از متن رمان عشق ممنوعه ی من - قلم مهشاد لسانیافسون: تو همیشه آدمهایی رو که دوست داری زمین می زنی؟
دانیال:من کی تو رو زمین زدم؟
افسون: همون شبی که برای اولین بار منو خواستی!
خلاصه رمان عاشقانه عشق ممنوعه ی من
در باتلاق تنهایی و ثروت،افسون زیبا و جوان از طرف خانواده ی لاابالی اش طرد می شود.او ناخواسته درگیر عشق ممنوعه ی مدیر تبلیغات سازمانی می شود که نمی داند در پوشش یک شرکت تبلیغاتی چه می کنند.دانیال مردی جذاب و بی اعتنا به زنان است که زنهای بیشماری در اطرافش پرسه می زنند.زنهایی از طبقات اجتماعی بالا که هر کدامشان می توانند یک لشکر مرد را به هم بریزند.یک اتفاق هولناک در این سازمان موجب گیر افتادن دانیال می شود و گناه نابخشودنی ای بر گردن او می افتد.همه چیز به هم می ریزد و جدایی بر پیکر روح افسون و دانیال خراشی عمیق می اندازد.تلاشها برای درست کردن اوضاع بی نتیجه می ماند و گره ها در زندگی هر دو بیشتر و بیشتر می شوند.حالا دو انتخاب در پیش روی این دوست و هیچ کس نمی داند که سرنوشت این دو به تراژدی ختم می شود یا وصال!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان عشق ممنوعه ی من - پارت 154
قلبش برای تن او،بدن بی نقص و ورزشکاری ای که چند بار توی شرکت یواشکی دید زده بود،می تپید.برای طنین بم صدایش در گوشش داشت پرپر می زد.اینکه مثل همان ماجرای خانه ی مامان انسی در اغوش بکشدش و ببوسدش حالش را خوب می کرد.ییست و سه سال بود که عشقی از کسی ندبده بود و پدری در زندگیش نبود که معنای عشق و حمای...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان عشق ممنوعه ی من - پارت 153
عشق و اشتیاق به لمس ان مرد و آغوشش داشت افسون را می کشت.نمی دانست این حس لعنتی ار کجا امده که انقدر دوست دارد دانبال را ببیند و ببوسد و بعد هم تا ابد در عشق و اشتیاق او بسوزد.با خودش یک چمدان بیشتر نمی برد و می توانست تنهایی جا به جایش کند.باید یک آژانس هواپیمایی پیدا می کرد که تور دور اروپا داش...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان عشق ممنوعه ی من - پارت 152
رو به نرگس گفت:جورش کن! می مونم! اگه می تونی! نرگس یک بری خندید و صدای خنده اش توی گلویش گم شد:باشه!یه سری مدارک می خوام! اونا رو بگو برات بفرستن از ایران.باید ترجمه شون کنی و مهر داالترجمه ی معتبر روش خورده باشه! فقط تو این دو ماهی که تا ژانویه مونده،دست از پا خطا نکن تا پات به پلیس باز نشه تا ب...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان عشق ممنوعه ی من - پارت 151
حالا وقت عشق بازی و استراحت بود.نمی دانست مسافرش اهل عشق بازی هست؟اهل بودن هست یا نه.کاش در ان مدت بیشتر می شناختش. ان شب انقدر خسته بود که نای بلند شدن نداشت.برای اولین بار بود که آپارتماتش را اب و جارو کرده بود.همسایه ی مجارستانی اش که رو به روی واحد او خانه داشت و مرد مسنی بود و با یک سگ زندگ...
بروزرسانی در : ۱۱ روز پیش
معرفی جامع و خلاصه رمان عشق ممنوعه ی من
رمان عشق ممنوعه ی من، اثری پرکشش و متفاوت به قلم مهشاد لسانی است. این رمان که در ژانر اصلی عاشقانه نگاشته شده، با مهارت تمام زیرژانرهای معمایی، رازآلود و درام را در تار و پود خود جای داده است. داستان با مفاهیم عمیقی چون اشتباهی گناه آلود، عشقی ممنوعه، سازمانی مخفی و متصل به پولشویی، گریز و درد هجران عشق و سقط جنین گره خورده است و مخاطب را با خود به لایههای پنهان ثروت و سیاهی میبرد.
داستان از دل باتلاق تنهایی و ثروت آغاز میشود؛ جایی که افسون، دختری جوان و زیبا، از سوی خانوادهی لاابالی خود طرد شده و ناخواسته درگیر عشقی ممنوعه با دانیال، مدیر تبلیغات سازمانی مرموز میشود. دانیال مردی جذاب و بیاعتنا به زنان است که توجه بانوان طبقات بالای جامعه را به خود جلب میکند. افسون بیخبر از ماهیت سیاه این شرکت تبلیغاتی که پوششی برای کارهای خلاف است، قدم در این مسیر میگذارد. وقوع یک اتفاق هولناک، دانیال را در تلهای مرگبار گرفتار کرده و گناهی نابخشودنی را به گردن او میاندازد. با این رویداد، شیرازه همه چیز از هم میپاشد و جدایی، خراشی عمیق بر روح این دو عاشق میاندازد. در میان تلاشهای بینتیجه برای رهایی از این بحران، آنها بر سر دوراهی سرنوشت قرار میگیرند؛ دوراهی که پایان آن میان وصال و تراژدی معلق است.
اطلاعات تکمیلی: نگارش این رمان جذاب در پاییز سال ۱۳۹۲ آغاز و پس از ۵ ماه به پایان رسید. با توجه به تم داستان، مفاهیم مافیایی و گناهان پنهان، مطالعهی این اثر برای رده سنی +۱۶ سال مناسب میباشد.
تحلیل و بررسی درونمایه و هدف داستان
درونمایهی اصلی این اثر، تقابل عشقی ممنوعه و آلوده به گناه با دنیای تاریک سازمانهای مافیایی و پولشویی است. هدف نویسنده فراتر از خلق یک داستان سرگرمکننده، شکستن کلیشههای معمول عاشقانه و به تصویر کشیدن عشقی متفاوت در بستر رویدادهای رازآلود است. رمان به خوبی تضادها را نشان میدهد؛ از زندگی پر زرق و برق اما توخالی خانوادههای ثروتمند در ایران، تا جریان عادی زندگی در پاریس و چالشهای مهاجرت. این تنوع در فضاسازی، به خواننده اطلاعات مفیدی از مناسبات پنهان قدرت و همچنین زندگی در آن سوی مرزها ارائه میدهد.
مقدمه رمان
در این رمان عشقی خاص و جنون آمیز و متفاوت را که با گناه آلوده شده،تجربه خواهید کرد.عشقی که معمایی،رازآلود و در عین حال دل انگیز و در خاطرتان می ماند.با این رمان عاشق خواهید شد و برشی از زندگی خانواده های ثروتمند ایرانی در ایران و زندگی آدمهای معمولی در پاریس فرانسه را زنده و بی اغراق خواهید دید.
معرفی شخصیتهای داستان
شخصیتهای محوری
دانیال انتظاری (۳۲ ساله)
جذاب، زخمخورده و گرفتار🕴️ مهندسی جذاب و بیاعتنا به زنان که اتفاقاً مورد توجه بسیاری از آنهاست. او که از زنان زخم بسیار خورده، به دنبال یک هوس، ناخواسته بار گناهی سنگین را بر دوش میکشد که تمام زندگیاش را تحتالشعاع قرار میدهد.
افسون رادمنش (۲۲ ساله)
زیبا، بیآلایش و قربانی🥀 دختری به غایت زیبا از خانوادهای ثروتمند که هنوز با زشتیهای دنیا خو نگرفته است. او ناخواسته درگیر عشقی ممنوعه شده و بیخبر از ماهیت سیاه محل کارش، در آستانه قربانی شدن قرار میگیرد.
سایر شخصیتهای کلیدی و تأثیرگذار
خانواده افسون (پدر و مادر)
پدری ثروتمند و ساختمانساز همراه با مادری بیاعتنا. آنها نقش کلیدی در طرد شدن افسون و اختلال در روند زندگی او دارند.
دخترخالههای دانیال
زنان سوارکاری که حضورشان در داستان حیاتی است؛ به ویژه یکی از آنها که تأثیر مخرب و عمیقی بر سرنوشت و زندگی هر دو شخصیت اصلی میگذارد.
برشی ملتهب از متن داستان
پرسشهای متداول (FAQ)
این رمان روایتگر عشقی ممنوعه و آلوده به گناه میان دختری طردشده (افسون) و مدیری جذاب (دانیال) است. این رابطه عاشقانه در بستر یک شرکت تبلیغاتی شکل میگیرد که در واقع پوششی برای فعالیتهای تاریک مافیایی و پولشویی است.
ژانر اصلی این داستان عاشقانه است که با زیرژانرهای معمایی، رازآلود و درام ترکیب شده است. به دلیل پرداختن به موضوعاتی نظیر سازمانهای مخفی، روابط پیچیده، گناهان پنهان و سقط جنین، مطالعه آن برای رده سنی +۱۶ سال توصیه میشود.
خیر؛ یکی از اهداف اصلی نویسنده، دوری از کلیشههای مرسوم است. داستان علاوه بر عشق، به شکاف طبقاتی، زندگی توخالی ثروتمندان در ایران، مناسبات پیچیده سازمانهای مافیایی و همچنین تجربیات واقعی زندگی در خارج از کشور (مثل پاریس) میپردازد.
آخرین اطلاعیهی رمان عشق ممنوعه ی من
🖍🖍🖍🖍🖍**توجه توجه مهم مهم**عزیزانی که می خوان که عضو رمان بشن و رمان رو به صورت وی آی پی بخرن تا تمام پارتها رو داشته باشن و بخونن، باید این مراحل رو انجام بدن؛**۱) اپلیکیشن «دنیای رمان» رو از بازار دانلود کنید و روی گوشی و یا لپ تاپ نصب کنید.**یا روی نوار بالای آدرس توی اینترنت،تایپ کنید: ******۲)با اسم دلخواهتون وارد اپلیکیشن بشید و روی دایره یا «رمانهای در حال تایپ» بزنید. ۳)در قسمت سرچ یا ذره بین،اسم رمان زیرگذرسرمستی ،عشق ممنوعه ی من و یا عقد ممکن رو سرچ کنید.**۴)وقتی کاور رمان آمد بیایید پایینتر و گزینه ی «اضافه به کتابخانه» را بزنید.**۵)پایینتر گزینه ای داره به نام در خواست عضویت در رمان.روی اون کلیک کنید و صبر کنید تا روی زنگوله ی قرمز سمت چپ بالای صفحه ، یک پیام ظاهر بشه و یا به پشتیبانی وصل شوید.**۶)روی پیام پشتیبانی بزنید و تمام توضیحات را با دقت بخونید و انجام بدید تا عضویتتون کامل بشه و بتونید عضو اختصاصی پارتهای خصوصی بشید.**۷) صبور باشید.دیر یا زود مدیریت سایت شما را عضو اختصاصی رمان خواهد کرد.**با تشکر از همکاری تون عزیزانم.🌹🌹**پینوشت مهمتر: قشنگا بشتابید که به زودی تو یک هفته ی اینده ۲۰ درصد افزایش قیمت داریم!

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بلییییییی اکرم جونم
۶ روز پیشاکرم بانو
در پارت 1510افسون از دست طایفه ی شوهر مادرش فرار میکنه میاد؟
۱ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
فردا شب معلوم میشه اکرم جونم🥰🥰🥰
۱ هفته پیشاکرم بانو
در پارت 1501کیو میخواد بره خونه ش؟قرار نبود که افسون بره پیش
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حالا بهش می رسیم
۱ هفته پیشنگین
در پارت 1501کدوم دخترو میخواد بره؟ مردای داستانات خطرناک شدن نویسنده جونم اپن از شهرام اینم از این😁😂
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
مهشاده دیگه 💪😬😬😬
۱ هفته پیشنگین
در پارت 1511دنی جون داغ نکن حالا میاد خدمت آنقدر زوق داری نمی دونی چی کار کنی 😂 پاریس و عشق بازی و اوپوه چ شود
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
معلومه دختره کیه؟
۱ هفته پیشنگین
در پارت 1511مرسی بابت هدیه تعطیلی عاشقتم مهشاد جونی نویسنده قلم طلا🤩
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی
۱ هفته پیشنگین
در پارت 1511این رمان چقدر پیچ پیچ و جذابه مرسی نویسنده جونی همیشه کیف کردم س تا رمانانتم خوشگله❤️❤️❤️❤️
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خوشحالم دوستش داری انقدر❤️
۱ هفته پیششیوا
در پارت 1511عالی بود مهشاد جونی عالی مناظر عاشقانه هاشم خیلی متفاوتن عشقات🤩
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قربونت عزیز دللل
۱ هفته پیششیوا
در پارت 1490منتظر جاهای خوبشم
۲ هفته پیششیوا
در پارت 1490منم بودم ب دنی فش میدادم خیلی بی خیال و پرویه ینی ک چی میری فرانسه بی خداحافظی مگه آدم کراش باشه باید عقشقشو ول کنه؟ بی تربیت 😶
۲ هفته پیشاکرم بانو
در پارت 1491چرا هرچی میشه به اون بیچاره فحش میده😂
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
نمی دونم والا😅😅😅😅
۲ هفته پیشمینا
در پارت 1480علی بیچاره چه بابای خوبیه خوب افسون مادر بزار باهات اشنا بشه شاید خوشت اومد چیه جسبیدی به اون دانیال
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
چی بگم...افسونه دیگه...نمی دونه چی کار کنه!
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
یکی که تو دل آدم می ره دیگه بیرون نمیاد
۲ هفته پیشاکرم بانو
در پارت 1480چه اصراری هم به عقد داره،فک کن یه داداش مادرو گرفته یه داداش دختر... اصلا هم از کار مهدی خوشم نیومدزنشو همینجوری طلاق داده ترانه رو گرفته
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
😅😅😅😅😅
۲ هفته پیشاکرم بانو
در پارت 1470اما من حس خوبی از امنیت نمیگیرم،چقدرم سیریشه ..
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خیلییی
۲ هفته پیشاکرم بانو
در پارت 1460تنها زندگی کردن همچین هم اسون نیستا...
۲ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اصلا آسون نیست بدبختیه.مخصوصا برای دختر ۲۲ ساله ای که بر و رو داره و کسی پشتش نیست! این اوج شوربختیه!
۲ هفته پیش
اکرم بانو
در پارت 1520اخ جون. .دیدی گفتم افسون داره میره پیشش😎😎