بیوگرافی کامل ستاره لطفی

ستاره لطفی هستم؛ نویسنده کتاب چاپی میانبر به تباهی. چندین ساله که نویسندگی، جزئی جدا نشدنی از من شده.
اولین‌های یه نویسنده، همیشه قرار نیست منتشر بشه و منم اولین‌هام رو هیچ وقت منتشر نکردم.
با رمان میانبر به تباهی، به طور حرفه‌ای شروع به نویسندگی کردم و الان هم با رمان‌های نوار جنایت و زاچ، در کنارتون هستم. تقریباً سعی می‌کنم در همه ژانری بنویسم و استعدادم رو در سبک‌های مختلف، محک بزنم💫
اصالتا کورد هستم و امیدوارم که شما رو در دنیای سحرآمیز کلمات خود، قدری خوشنود کنم🌷


آثار ستاره لطفی در دنیای رمان

رمان عاشقانه,رمان زاچ : سنگ خورشید, ستاره لطفی,دنیای رمان
رمان می زده ستاره لطفی در دنیای رمان
رمان میانبر به تباهی اثر ستاره لطفی

اطلاعات تکمیلی نویسنده

  • تاریخ تولد 07 دی سال 1383
  • سال شروع به کار 20 بهمن سال 1397
  • تحصیلات دیپلم
  • زمینه فعالیت نویسندگی، ویراستاری.

لیست کلیه آثار تالیفی

  • میانبر به تباهی

    ژانر : ترسناک، عاشقانه |
  • نوار جنایت

    ژانر : جنایی، رئال جادویی | آفلاین
  • زاچ:سنگ خورشید

    ژانر : فانتزی، عاشقانه | در حال تایپ

آخرین اطلاعیه های نویسنده:

ستاره لطفی : ۱۳ روز پیش در رمان زاچ: سنگ خورشید

سلام به دوستان قشنگم🌱
اینم از پارت آخر رمان، تقدیم نگاه قشنگتون. خیلی ممنونم از اینکه تا پایان این قصه همراهم بودید. بارها شد که وقفه طولانی افتاد بین پارت گذاری، اما خیلی هاتون وفاداری تون رو ثابت کردید و باز هم همراه بودید. این برای من خیلی با ارزش بود.
نام کاربری های کسانی که توی ذهنم هستن
خب، این قصه تموم شد اما تک تک کارکترها همیشه برام زنده ان. یه روزی، از نوشتنش ناامید شدم اما گفتم بالاخره به سرانجامش می رسونم، بالاخره هرچی باداباد و الان هم، امیدوارم بدرخشه و بخونید این بچه رو(:❤️🌱
نظرتون رو درباره پارت آخر، به عنوان یادگاری بذارید بخونیم🕊️🫐

ستاره لطفی : ۸۶ روز پیش در رمان زاچ: سنگ خورشید

سلام و درود.
با عرض پوزش برای وقفه طولانی مدت... واقعاً بهانه‌ای پذیرفته نیست... اما سر پایان رمان واقعا به مشکل خوردم و مدت زیادی نمی‌تونستم بنویسم و فقط فکر میکردم...! اما بازهم اومدم برای پارت گذاری و می‌خوام که کار نیمه تموم رو تمومش کنم. هرچند شاید مخاطب های زیادی از دست داده باشم، اما حتی برای یک نفر باقی مونده هم که باشه رمان رو می‌ذارم.
پارت‌ها رو یکجا در طی دو الی سه روز می‌ذارم
رمان به پایان رسید بالاخره و پارت‌هارو تند تند می‌ذارم. البته بینش چندین ساعت فاصله میدم که فرصت خواندن باشه. بازهم پذیرای نظرات گرانبهاتون هستم، لطفا اگه بازهم رمان رو ادامه میدید، با کامنت هاتون من رو یاری بدید.


🌿❤️برای کسانی که شاید پارت های قبلی رو فراموش کردند:
در پارت‌های گذشته شاهد فهمیدن دسیسه‌ی ملکه، توسط هرماس بودیم. سورا و هرماس همه چیز رو فهمیدن و سراغ ملکه رفتن، اما اون و دستیارش ساندرا از قصر فرار کرده بودند.
سورا متوجه شد که ملکه، با جادوی ساروفین خودش رو غیب کرده و کسی نمیتونه بفهمه اون کجاست و حتی احساس کنه!😑
فقط یک جادوگر، میدونست که جادوی ساروفین چیه... اونها نزد جادوگر رفتن، اما در مکان جادوگر با ساندرا روبه رو شدن. دستیار و دست راست ملکه! بله، ساندرا به ملکه خیانت کرده بود و می‌خواست جاش رو لو بده، اما در ازای چی؟
قدرت و بخشش!
بله، پارت ها هم ادامه همین داستان هستند.
پیشاپیش از همراهی شما متشکرم🌿❤️🥰

ستاره لطفی : ۶۴۵ روز پیش در رمان می زده

سلام دوستان قشنگم... خواننده‌های قشنگم🥺
الان می‌دونم از دستم ناراحتید بخاطر ادامه ندادن رمان می زده...🥲
خودمم ناراحتم... ولی خب یک سری مشکلات پیش اومد، مثل پاک شدن پیرنگ رمان، پاک شدن شخصیت پردازی ها و... و خیلی سخته بین این همه مشغله دوباره بکوبی از نو بسازی🥲
ولی هیچ غمتون نباشه😍😍 این مدتی که نبودم، در واقع در حال آماده کردن یک سورپرایز براتون بودم...😍 نمی‌خوام بد قول بشم پس این شما و اینم سوپرایز جدید:
من یک رمان نوشتم به اسم «زاچ». یه قصه فانتزی و عاشقانه... می‌خوام براتون به صورت رایگان قرار بدم که جبرانی بشه برای نامنظم بودن این مدتم🫠
🤩درباره زاچ هم بخوام توضیح بدم:🤩
زاچ درباره یه دختره به نام سورا... سورا و دوستاش باهم یک تیم تئاتر کوچیک دارن و گاهی نمایش‌های کوچیکی بازی می‌کنن🧐
سر گروه اونا که هاکان نام داره، یک کتاب نوشته و تصمیم میگیره با کمک تیم تئاتر، یک تیزر کوتاه برای کتابش بسازن...
خب خب از این به بعدش جذاب میشه😍
و تیم تئاتر، به یک کلیسای قدیمی میرن برای ایفای نقش... و سورا هم که کارکتر اصلی هستش، درون نقشش فرو می‌ره و از درگاه عیسی مسیح، طلب یک فرزند می‌کنه🫢
همه چیز خوب پیش می‌ره تا زمانی که یک دفعه، شمع‌های مواج خاموش میشن و صدای بال زدن به گوش می‌رسه...😰
و در یک چشم بهم زدن، سورا غیب میشه!
کی سورا رو برده... سورا چرا غیب شده...
شاهزاده هرماس کیه؟... و... امیدوارم با این قصه‌ی فانتزی و عاشقانه، اوج لذت رو ببرید و این یک هدیه کوچیک از طرف من، به شما عزیزانه😍😍
و به زودی این رمان، منتشر میشه!😍😍😍
خوشحال میشم مثل همیشه همراهم باشید و این هدیه رو از من بپذیرید!

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.