خلاصه رمان عاشقانه تراشه مرگ
پس از یک سانحه رانندگی،اگر خوش شانس باشی و به آغوش مرگ نروی،احتمالش هست که از تخت بیمارستان سر در بیاوری. شاید هم سُر و مُر و گُنده از جایت بلند شوی و ادامه مسیرت را طی کنی. اما چه میشود اگر چشمانت را باز کنی و خود را در یک آزمایشگاهِ فوقِ محرمانه ببینی؟ آن هم درست در زمانیکه نمیدانی پا به دنیایِ خیال گذاشتی یا در حال روبهرو شدن با واقعیتی سهمیگن هستی! یاسمین آریانفر،دانشجویِ سالِ آخر رشته داروسازی در دانشگاه شهید بهشتی است که همراه با پدربزرگش در یکی از محلههای قدیمی تهران زندگی میکند. طی حادثهای هوشیاری خود را از دست میدهد و پس از آن، در آزمایشگاهی عجیب و ناشناس از خواب بیدار میشود.باید دید یاسمین قصه راهی برای برگشت به خانه پیدا میکند یا قرار است در هزارتوی آزمایشگاه گم شود!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان تراشه مرگ - پارت 144
میگویند: «پایان هر داستانی خوش است؛ اگر خوش نیست، یعنی هنوز به پایانش نرسیدهای.» اما من میگویم: پایانِ همهی داستانها قرار نیست خوش باشد. همیشه قرار نیست همهچیز به خوبی و خوشی تمام شود یا آدمهای بد، تاوانِ تمام کارهایشان را پس بدهند. اما مهم این است که بعد از هر پایان، جرئتِ شروعِ داستانی ت...
بروزرسانی در : ۲۰ روز پیش
-
رمان تراشه مرگ - پارت 143
یاسمین به قطرات ریز و درشت باران که بر شیشهی کافه جاری شده بودند، نگریست. بیاختیار دستان سرخش را بالا آورد و مقابل دهانش گذاشت تا کمی گرم شود. شاهین صندلی را به آرامی بیرون کشید و مقابل دختر نشست. برای چند ثانیه به نیم رخش خیره ماند و بعد پرسید: -بهتری؟ یاسمین سرش را سمت او چرخاند و از خیابان چ...
بروزرسانی در : ۲۲ روز پیش
-
رمان تراشه مرگ - پارت 142
وقتی از دانشگاه بیرون آمد، آسمان رنگ آبی نداشت.ابرهای تیره، تمام شهر را بلعیده بودند و باد خنکی میان درختان میپیچید. یاسمین بیهدف در پیادهرو قدم میزد. دانشنامهی فارغالتحصیلی را میان دستهایش گرفته بود؛ اما نگاهش روی هیچچیز نمیماند. حنانه و آنا اصرار داشتند بعد از مراسم، سه تایی به کافهای...
بروزرسانی در : ۲۴ روز پیش
-
رمان تراشه مرگ - پارت 141
یک سال بعد: یاسمین مقابل آینه ایستاد و کلاهِ فارغ التحصیلی را روی سرش گذاشت.یک قدم عقب رفت و سر تا پایش را از داخل آینه رصد کرد. باورش نمیشد. انگار همین دیروز میان دود و آوارِ آزمایشگاه میدوید و حالا با لباس فارغالتحصیلی روبهروی آینه ایستاده بود. دستی به لباسِ سیاه و ساتنش کشید و کمی مرتبش کر...
بروزرسانی در : ۲۵ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان تراشه مرگ
سلام عزیزای دلم💜✨**امیدوارم حال تک تک تون عالی باشه و زندگی وفق مرادتون پیش بره. ✨**امروز آخرین پارت «تراشه مرگ» آپلود شد و این داستان، با تمام تلخی ها و شیرینی هاش، به پایان رسید. 🥺**اول از همه، از صمیم قلب ازتون ممنونم که توی این مسیر کنار من و کاراکترهای این رمان بودید. حضور و همراهی شما برای من واقعاً ارزشمند بود. 💜✨**یه تشکر ویژه هم از تمام عزیزایی دارم که با کامنت ها، تحلیل ها و پیام های قشنگشون بهم انرژی دادن. بدون شک، حضور شما باعث شد سختی نوشتن این رمان برام خیلی راحت تر و شیرین تر بشه. 🫂💜**رمان «تراشه مرگ» حالا به پایان رسیده و تا جایی که می شد، سعی کردم سؤال و ابهام مهمی باقی نمونه. شاید براتون سؤال باشه که سرنوشت ارجمند و منصوری چی شد؟**جواب این سؤال رو داخل پاراگراف اول پارت ۱۴۴ قرار دادم.**همیشه قرار نیست آدم های بد تاوان همه ی کارهاشون رو پس بدن... :)**البته همون طور که متوجه شدید، «تراشه مرگ» جلد دوم هم خواهد داشت و ممکنه در ادامه، سرنوشت بعضی از شخصیت ها بیشتر روایت بشه. با این حال، سعی کردم پایان جلد اول به شکلی باشه که اگر کسی تصمیم گرفت جلد دوم رو نخونه، احساس نکنه داستان نیمه کاره رها شده.**فقط خواستم این رو هم بگم که فعلاً قصد شروع نوشتن جلد دوم رو ندارم و زمان مشخصی برای انتشارش وجود نداره.**اگر دوست داشتید از زمان شروع جلد دوم، انتشار رمان های جدید یا خبرهای مربوط به کارهام باخبر بشید، حتماً عضو کانال های من در *** و بله بشید:**📌 *** **تمام اطلاع رسانی ها از طریق همین کانال ها و اپ دنیای رمان انجام می شه💜✨**باز هم ممنونم که تا آخرین پارت همراه من بودید. امیدوارم این رمان گوشه ای از خاطرات خوبتون رو ساخته باشه و دوباره توی جلد دوم، کنار هم این مسیر رو ادامه بدیم. 💜✨🤍کلیییی دوستون دارم💋**ارادتمند شما: نیلوفر سامانی
شیرین
در پارت 1440اونور خیابون کی بود زنه ؟نکنه منصوریه اومده سراغ یاسمین
۶ روز پیششیرین
در پارت 1440حالا چجوری صبر کنیم تا جلد دوم بیاد😩😩
۶ روز پیشسارا
در پارت 1440مرسی از رمان قشنگتون امیدوارم جلد دوم هم به زودی بیاد و همیشه موفق باشید ❤️
۶ روز پیششیرین
در پارت 1431ای بابا نیلوفر جون شیرینی وصال رو به کاممون تلخ کردی با شروع ویروس
۲ هفته پیشمهدیه
در پارت 1440بی صبرانه منتظر جلد دوم تراشه مرگ هستم 🤗 همچنین خسته نباشید و خداقوت بهت میگم که اینقدر حساب شده رمان رو جلو بردی و به شعور مخاطب احترام گذاشتی🙏🏻❤️
۲ هفته پیشمهدیه
در پارت 1440نیلوفر نازنین؛رمان صحنه های عاشقانه کاملا بجا و دقیق و حساب شده ای داشت و کل محتوا مشخص بود با علم و تحقیق نوشته شده،ممنونم ازت که گذاشتی یک رمان ناب و خاص با یک قلم فوق العاده بخونم 🥰🥰
۲ هفته پیشArikho
در پارت 1440پایان قشنگ و خاصی داشت. انگار داشتم آخر یه فیلم و می دیدم. خسته نباشید میگم بهت نیلوفر عزیزم قلمت مانا❤️ بی صبرانه منتظر پایان بازگشت گلوله هستم✨
۲ هفته پیشArikho
در پارت 1290من سوالم اینه که چرا این شاهین و یاسمین قبل اینکه همو ببینن چشمای همو کشیده بودن؟ دانیال چیشد؟ ازون داستان شلیک گلوله و اینا باید به نتیجه مرگ دانیال میرسیدیم؟ توضیح دیگه ای نداشت؟ اینکه امید هزینه درمانشم چطوری پرداخت می کرد و نگفتین
۲ هفته پیشنادیا
در پارت 1431بیا حالا پیداشون نکردن اینام ویروسو پخش کردن😑
۳ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥲🥲
۲ هفته پیشفاطی
در پارت 1431گوشه ای از دنیا دوعاشق بهم رسیدن و جایی دیگر ویروسی خطرناک در حال پخش شدن است..بعضی وقتها در یک کار کثیف چه سودی است.
۳ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️👌🏻👌🏻❤️
۲ هفته پیشآمنه
در پارت 1431خدا لعنت کنه امثال اون شیطان صفتها رو پارت عالی بود
۳ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
👌🏻❤️
۲ هفته پیشسهیل۳۰
در پارت 1431این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️🥲🥲
۲ هفته پیشآمینا
در پارت 1430یاسی پسره داره ازت اجازه میگیره چرا لگد میزنی🤣🤣 ارجمند لعنت بهت بی شرف مردم رو اسباب درآمد کردی
۳ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نه اجازه نگرفت😂😂 داشت از شروع تازه حرف میزد🥲❤️
۲ هفته پیشپرنیان
در پارت 1442آخی واقعا پایان قشنگی داشت نه زیاد کوتاه که همه چی مبهم بمونه نه خیلی طولانی که بخوای دقیق بفهمی قراره چی بشه ولیی یه انتقاد صحنه های عاشقانه ی این دوتا کم بود خیللی کم که البته ایشالا نیلوفر جون قصد داره جلد بعد سوپرایزمون کنه 😉💗 و اینکه واقعامشتاق جلدبعد هستم و لطفا زودتر براش تصمیم بگیر🤍
۳ هفته پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله قبول دارم عاشقانه بینشون کم بود🥲❤️ چون ژانر اصلی داستان معمایی بود و بیشتر روی محور آزمایشگاه تمرکز داشتیم...برای همین نشد خیلی باهم باشن❤️🥲
۲ هفته پیش

مژگان
در پارت 250عالی بود و هیجانی