دوست داشتی؟
رمان عاشقانه تراشه مرگ اثر نیلوفر سامانی

رمان تراشه مرگ

  • 69.3K 👁
  • 1.1K ❤️
  • 5.8K 💬

پس از یک سانحه رانندگی،اگر خوش شانس باشی و به آغوش مرگ نروی،احتمالش هست که از تخت بیمارستان سر در بیاوری. شاید هم سُر و مُر و گُنده از جایت بلند شوی و ادامه مسیرت را طی کنی. اما چه می‌شود اگر چشمانت را باز کنی و خود را در یک آزمایشگاهِ فوقِ محرمانه ببینی؟ آن هم درست در زمانی‌که نمی‌دانی پا به دنیایِ خیال گذاشتی یا در حال روبه‌رو شدن با واقعیتی سهمیگن هستی! یاسمین آریان‌فر،دانشجویِ سالِ آخر رشته داروسازی در دانشگاه شهید بهشتی است که همراه با پدربزرگش در یکی از محله‌های قدیمی تهران زندگی می‌کند. طی حادثه‌‌ای هوشیاری خود را از دست می‌دهد و پس از آن، در آزمایشگاهی عجیب و ناشناس از خواب بیدار می‌شود.باید دید یاسمین قصه راهی برای برگشت به خانه پیدا می‌کند یا قرار است در هزارتوی آزمایشگاه گم شود!

بیشتر...
میتونی این رمان رو با دریافت سکه از طریق دیدن تبلیغ، رایگان بخونی!!
دریافت سکه
هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

کد عضویت داری؟

کد و وارد کن

اطلاعیه ها :

نیلوفر سامانی : ۲ هفته پیش

رمان تراشه مرگ رو چطور بخونم؟ 🧬🔬

رمان تراشه‌ مرگ رو از سه طریق می‌تونید بخونید.

💳روش اول: خرید حق اشتراک
با خرید حق اشتراک به تمامی پارت‌های نارنجی رنگ دسترسی پیدا می‌کنید و این پارت‌ها براتون سبز میشن.
تا زمانی که رمان در اپ دنیای رمان هست، رمان رو دارید و هر وقت که دوست داشته باشید، می‌تونید بخونیدش 😍

💰روش دوم: خرید سکه
از پشتیبانی دنیای رمان به اندازه‌ای که می‌خواین، سکه بخرید و حساب‌تون رو شارژ کنید.
با سکه می‌تونید پارت‌های نارنجی رو باز کنید.هر پارت بسته به رمانی که دارید می‌خونید،ممکن قیمت متفاوتی داشته باشه.
مثلا برای خوندن هر پارت تراشه مرگ به ۵۰۰ سکه نیاز دارید.
اما به یه نکته مهم باید توجه کنید.
تو این روش پارت‌ فقط تا شش رو براتون بازه.بعدش دوباره قفل میشه و اگه بخواین مجدد بخونیدش،دوباره باید سکه پرداخت کنید.

🪙روش سوم: دریافت سکه رایگان از اپلیکیشن دنیای رمان
اگه بنا برهر دلیلی،نخواستید حق اشتراک یا سکه تهیه کنید،می‌تونید از اپ سکه رایگان دریافت کنید.
توضیح دریافت سکه رو در صفحه اصلی رمان تراشه مرگ براتون قرار دادم💙

نیلوفر سامانی : ۳ هفته پیش

آموزش گرفتن سکه رایگان برای مطالعه تراشه مرگ ✨️💙
۲۰۰ سکه اول:
توی گوگل سرچ کنید «دنیای رمان» وارد سایت دنیای رمان خودمون بشید و صفحه رو تا پایین بگردید دنبال کادری که نوشته  دریافت سکه!
بزنید روی اون گزینه می بینید که بعد چند ثانیه بهتون یه کد میده.
کد رو کپی کنید، اپلیکیشن رو باز کنید قسمت سکه (بالا سمت چپ پیش اون زنگوله) روی اون بزنید نوشته «کد را وارد کنید»
کدی که کپی کرده بودید رو اونجا وارد کنید و روی ثبت سکه بزنید.

۲۰۰ سکه دوم:
این بار توی گوگل سرچ کنید «رمان های عاشقانه »
و بعدش مراحل بالا که گفتم رو تکرار کنید و کدی که از این صفحه گرفتید رو هم ثبت کنید.

نکته:
اگه کد زدید ولی دیدین سکه رو بعد از چند لحظه صفر نشون داد اهمیت ندید، سکه اضافه شده و مشکلی نداره!

۲۰۰ سکه سوم:
توی اپلیکیشن روی همون قسمت سکه بزنید یکم پایین تر از اون کادری که کد ها رو وارد می‌کردید نوشته مطالعه روزانه!
یه گزینه بنفش داره که نوشته «دریافت سکه»
بزنید روش بعد چند ثانیه شما رو راهنمایی می‌کنه به صفحه یه رمان پیشنهادی!
شما اصلا مجبور نیستید اون رمان رو بخونید!!
توی صفحه رمان پیشنهادی که براتون باز شده، قسمت جستجو رمان مد نظر خودتون رو جستجو کنید و پارت مد نظرتون رو باز کنید و بخونید حتی می تونید برید پارت بعدی...
یا خوندن پارت مد نظرتون تموم میشه و پارت نخونده دیگه ای از اون رمان ندارید می تونید دوباره برید همون گزینه بنفش که گفتم رو بزنید و دوباره همون مراحل که گفتم رو برید و رمان بعدی تون رو بخونید...
اینجوری طی نیم ساعت مطالعه ۲۰۰ سکه دیگه می گیرید!
مثلا قراره پارت جدید رمان بازگشت گلوله رو بخونید...
چرا نمیرید از قسمت سکه پارت مد نظرتون از این رمان رو باز کنید که بعد از خوندنش هم سکه رایگان بهتون تعلق بگیره؟!
نیم ساعت مطالعه به شما سکه میده!!
مگه شما هر روز رمان نمی خونید؟ خب پارت های مد نظرتون رو همینطوری باز کنید و سکه بگیرید!
وقتی سکه هاتون جمع شد می تونید یک پارت از تراشه مرگ رو به رایگان بخونید!💙
پارت تا شیش روز براتون باز میشه.
سکه های اینجوری رو تا قبل ۱۲ شب می تونید استفاده کنید از ۱۲ بگذره صفر میشه بچه ها!
روزی یکبار این مراحل رو می تونید انجام بدید.

با تشکر از خانم دریکوندی برای تهیه این آموزش💙✨️

95
۱ ساعت پیش

94
۷ روز پیش

93
۱۰ روز پیش

92
۱۴ روز پیش

2
۳۵۱ روز پیش

1
۳۵۱ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Hdias

    در پارت 950

    وایییی دخترمون زیادی مظلومه🥹🥹 کلییی ذوق به خاطر توجه شاهین به یاسمین💕💕✨️✨️✨️✨️

    ۳۱ دقیقه پیش
  • آوا

    در پارت 950

    وایییییییییییی دلو داده رفته ، قدرت و نفوذ و قشنگ میشد حس کرد تو این پارت وای عالیییییییییییی بود

    ۵۶ دقیقه پیش
  • آمنه

    در پارت 950

    واقعا معنی قدرت خوب بیان شده عالی بود

    ۱ ساعت پیش
  • هاجر

    در پارت 390

    عزیززززم مادر یاسمین که به خاطر ندارتش

    ۲ روز پیش
  • Viana

    در پارت 933

    عالی بود 💜💜💜💜💜💜💜💜💜

    ۱ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خداروشکر❤️

    ۳ روز پیش
  • آمنه

    در پارت 931

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اینجا هر چیزی ممکنه عزیزممم😁😁

    ۳ روز پیش
  • اکرم بانو

    در پارت 933

    ممکنه ارجمند بادانیال رفته باشه؟یا مربوط به دانیال میشه

    ۱ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله ممکنه...👌🏻

    ۳ روز پیش
  • محیا

    در پارت 931

    چی رو میاری شاهین 🤔🤔🤔چرا هاله یامور عادی نبود چی رو دروغ میگفت❤️❤️❤️❤️

    ۱ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به زودی مشخص میشه عزیزم❤️

    ۳ روز پیش
  • تارا آرام

    در پارت 880

    خونه مرده در واقع ولی صاحبش زندست،مث اینکه حیات فقط توی یک اتاق خونه جریان داره بقیه جا فقط ردی از زندگی هست،چقدر سخت بود موقعیت یاسمین،مرور خاطره ها و گذر از اونها به سرعت،وقتی هر خاطره یه بغض میشه و مثل تیغ توی گلوی آدم گیر می کنه و در آخر جورش رو چشما میدن. چقدر خوب یاسمین عبور کرد و گذروندش

    ۲ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوووش برگشتی عزیزممم..تو این مدت کلی نگرانت شده بودم❤️❤️💋💋

    ۲ هفته پیش
  • تارا آرام

    در پارت 880

    عشقمی تووو😘🥰 ببخش نگران شدی، والا من فک میکردم اینجا هم قطعه🥲، و اِلّا درس ک نخوندم😭، حداقل رمان تو رو میخوندم که حسابی دلتنگش بودم🥹🫠، اصن اون شبم با نومیدی اومدم سراغ اینجا، که خدا رو شکر به امید تبدیل شد🔥🤗

    ۲ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی❤️❤️

    ۳ روز پیش
  • تارا آرام

    در پارت 900

    واقعا منصوری خیلی مصنوعی عمل کرد و کارش می لنگید، ولی الان خیلی سوال هست، دلیل این دروغ چیه، خود حقیقت چیه؟ قضیه ی بابای شاهین به کجا می رسه، تصادف چطور بود؟اصلا کمای خود شاهینم الان برای من عجیبه،واااییی گردنبند یاسمین رو بگو، اصن مامان یاسمین از همه مهمتر و البته باباش🥲 کلی سواله دیگه هم تو مغزمه

    ۲ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به زودی به جواب تک‌تک سوالات میرسیم عزیزم❤️💋

    ۲ هفته پیش
  • تارا آرام

    در پارت 900

    واقعا انتظار نداشتم غیر از این جواب بدی😁😉 تا هر وقت لازم بدونی صبر میکنم، کی بدش میاد رمان دوست داشتنیش رو بیشتر ببین و بخونه؟؟!❤️ 🔥🥰

    ۲ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی❤️😍

    ۳ روز پیش
  • تارا آرام

    در پارت 920

    یه چیزی درست نیست اینجا صد در صد . نکنه هویت دانیال لو رفته یا نکنه دانیال یه چرندی در مورد یاسمین گفته که امید اینجوری کرد، یه چیزی شده، احساس می کنم از یاسمین دلخوره شاید فهمیده کمی دروغ گفته یاسمین و از اعتمادش ناراحت شده، نمیدونم والاا

    ۲ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خدا میدونه😁😁 مرسی از حضور فعالت دختر قشنگم❤️

    ۳ روز پیش
  • تارا آرام

    در پارت 920

    من که میگم همونطور که قبلا گفته شد ، دانیال نگونبخت عزیز، یه بلایی سرش اومده، هر کاریم کرده باشه و کرده باشن، فک نکنم چضعیتش خوب باشه، این آزمایشگاه به آدمای منفعت طلبی چصله، نمیشه انتظار داشت با معربونی و دلسوزی و رأفت برخورد کنن مخصوصا اگ به نکته و رازی پی برده باشن.

    ۲ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اینجا هر چیییییزی ممکنه واقعا😁😁

    ۳ روز پیش
  • تارا آرام

    در پارت 930

    چهار تا بخش داشت این پارت: یکی یاسمین عزیزم که واقعا نمیدونم باید چه وضعیتی داشته باشه،چون واقعا نمیدونم این پسره چرا نیستش،خودمم موندم واقعا.

    ۱ هفته پیش
  • تارا آرام

    در پارت 930

    جالبه سوالای ما سوالای یاسمین هم هست🥲🫠😶 🌫️

    ۱ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁

    ۳ روز پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۳ روز پیش
  • تارا آرام

    در پارت 930

    یکی شاهین که داره سعی می کنه یه جوری حقیقت رو در مورد پدرش بفهمه... پدرش رو به زور زنده نگه داشتن؟یعنی حس میکنه پدرش مردست ولی اگه دکمه قرمز رو بزنه شرایط زنده بودن پدرش فراهم میشه!؟سرِ مبتلا بودن پدرش چنین بلایی سرش اوردن که شبیه مردگان باشه زندگانیش،یعنی مثلا بهش لطف کردن یا نه در واقع ساکتش کردن

    ۱ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در اصل پدرشو به‌خاطر بیماری نگه‌داشتن و اگه به هوش بیاد،چون دارو نیست میمیره...طبق حرف‌های الهه اما شاهین کلا به شک افتاده و میگه شاید بابا من اصلا زنده نیس🥲💔❤️

    ۳ روز پیش
  • تارا آرام

    در پارت 930

    یکی یامور، که عجیب مشکوکه اینکه هالش عوض میشه،چرا غم داره تو قلبش، چه چیزی رو پنهان میکنه؟چرا تا حرف از باباش میشه اینجوری میکنه؟ یعنی چیزی رو از پدرش میدونه که غمگینش کرده ولی پنهانش میکنه؟الان مثلا خجالت کشید ربدوشامبرش رو درست کرد؟ نمیدونم بعضی وقتا کیگم گناه داره این دختر ولی دیگه لوس نشو

    ۱ هفته پیش
  • تارا آرام

    در پارت 930

    حالا تولدته که هست تنهایی صحیح ، برید ساحل و دوتایی چه *** ایه این وسط، این حرکات یامور که موقع مطرح کردن درخواستش برای تولدش انجام میده یعنی اینکه محضره یا خجالت می کشه یا تردید داره در گفتنش،فکر کنم یه همچین معنی بده از لحاظ زبان بدن. یامور فکر کنم شاهین رو دوست داره هنوز ولی احساس شاهین ک مشخصه

    ۱ هفته پیش
  • تارا آرام

    در پارت 930

    الحمدلله که نظرم برای نیلو کامل میره،بقیه باید حدس بزنن،فوش ندادما کاش یه لیست داشت این ممنوعیات ، تا من استفاده نکنم ازشون، هر دفعه بهم ضد حال میزنن

    ۱ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۳ روز پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    منم فکر می‌کنم یامور دلش هنوز گیره...به هرحال یه مدت باهم تو رابطه بودن🥲

    ۳ روز پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲🥲❤️❤️👌🏻👌🏻

    ۳ روز پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.